با تهیه کنندگی 'Maquia: When the Promised Flower Flowers' ، تهیه کننده کنجی هوریکاوا پشت استعداد تازه وارد چشم انداز ایستاده است

With Maquia When Promised Flower Blooms



با احترام از کنجی هوریکاوا

پس از چندین سال کار با فیلمنامه نویس ماری اوکادا ، تهیه کننده کنجی هوریکاوا نیاز به یادگیری کار با هنرمند به روش دیگری داشت ، زیرا او برای اولین بار کارگردانی کرد ماکیا: وقتی گل موعود شکوفا می شود . یک انیمیشن جاه طلبانه که دنیایی منحصر به فرد و خارق العاده را به ذهن متبادر می کند ، در لیست کوتاه اسکار در لیست ماکیا قرار دارد ، دختری نامیرا که یک نوزاد پسر تازه متولد شده را از شرایط وخیم خارج می کند ، او را به عنوان خودش تربیت می کند و به شکوفایی روابط می پردازد. سالها.



قطعا، آرایش پروژه ای بلندپروازانه برای هر کارگردانی بود که به عهده بگیرد ، و به ویژه برای یک سکاندار نوپا. این یک پروژه بزرگ بود به طوری که بسیاری از مردم مطمئن نبودند که وی می تواند این کار را انجام دهد ، بنابراین در آنجا مقاومت صورت گرفت و این نیز یک چالش برای پیشبرد بود ، Horikawa منعکس می کند. بسیاری از استعدادهای واقعاً شگفت انگیز برای این فیلم گرد هم آمدند ، بنابراین اولین س myال من این بود که چگونه او را وادار می کنیم همه او را به عنوان کارگردان تشخیص دهند ، در حالی که او چنین تجربه کمی دارد؟ علاوه بر این مقاومت ، هوریکاوا با واقعیت های بازار انیمه مبارزه کرد و مدتها برای تأمین چراغ سبز تلاش کرد. او توضیح می دهد که با نگاه به بازار ، فانتزی ژانری است که واقعاً مانع بالایی دارد. رقابت واقعاً شدید است. در همکاری نزدیک با اوکادا ، تهیه کننده کمک کرد تا اثری رویایی به ثمر برسد ، که فقط می تواند فرم را زنده کند.



یازده هنر

ماری امیدوار بود با این فیلم از لحاظ موضوعی چه چیزی را کشف کند؟

ما با این فیلم به گشت و گذار در سراسر جهان پرداختیم و س Mariالات زیادی راجع به ماری داشتیم ، زیرا او یک کارگردان زن است. فکر نمی کنم او واقعاً آگاهانه به این واقعیت که یک زن است فکر کرده و این به نوعی یک داستان زن محور بوده است. او لزوماً سعی در فشار آوردن به آن نداشت. واقعاً فقط تربیت او بود که بیشترین تأثیر را در این داستان داشت.



این عمدتا در مورد شخصیتی است که توسط جامعه رها شده است و زمان را با سرعت متفاوتی از کل جامعه تجربه می کند. به نظر من این بزرگترین موضوع برای این موضوع بود. موضوع مهم دیگر این بود که چگونه روابط بین افراد تغییر می کند ، همانطور که پیر می شویم. در واقع به جامعه ، به انسانیت کارگردان اوکادا و داستان شخصی او مربوط نبود.

چه الهاماتی از او در ساخت دنیای فانتزی فیلم گرفته است؟ به نظر می رسد که ماری برای ساخت یک جهان بی نظیر برای فیلم بسیار فکر کرده است.

در بسیاری از مصاحبه هایی که تاکنون داشته است ، او درباره دنیای خیالی و دلیل غیر واقعی بودن صحبت کرده است. به این دلیل که این روابط که او ترسیم می کند بسیار خام و واقعی است. حتی آن جنبه از عشق مادر و پسر وجود دارد ، بنابراین یک نوع تنش عجیب و غریب در آنجا وجود دارد ، و اگر این در دنیای واقعی استوار باشد ، احتمالاً کمی عجیب خواهد بود. برای احساس ظرافت های این روابط مختلف انسانی ، استفاده از یک دنیای فانتزی و نه یک انیمیشن در سبک زندگی واقعی یا واقعی ضروری به نظر می رسید.



یازده هنر

آنچه که مهم بود هنگام ضبط مهم باشد آرایش سبک بصری است؟ دنیای فیلم چگونه در اکران زنده شد؟

آکیهیکو یوشیدا شخصی بود که طرح های اصلی شخصیت را برای این فیلم خلق کرد. ماری واقعاً عاشق کارش بود ، و عاشق جهان بینی ای بود که خلق کرد. وقتی طراحی او را دیدم ، احساس کردم با آنچه ژاپنی ها معمولاً در دنیای انیمیشن دوست دارند متفاوت است و من به طور خاص می خواستم این فیلم برای مخاطبان جهانی جذاب باشد. احساس کردم با کاراکترهای معمولی ژاپنی که می بینی متفاوت است ، اما طرحی است که هرکسی می تواند در آن غوطه ور شود. مدیر هنری در این زمینه ، که طراحی همه چیز را انجام داده است ، نام او Tomoaki Okada است. من فکر می کنم او در به تصویر کشیدن Renato ، اژدها ، قبیله اقلیت و همه این عناصر مختلف خارق العاده که فکر می کنم مردم واقعاً دوستشان دارند ، کار بسیار عالی انجام داد. او در آنجا کار بسیار خوبی انجام داد و این طرح واقعاً شبیه داستان را خلق کرد. او واقعاً فردی با استعداد است و از خطوط موجود در فیلمنامه نکات اندکی را برای خلق این همه دنیا برداشت. بیشتر به جای گرفتن دستورالعمل های دقیق دقیق ، بیشتر مبتنی بر گرفتن نکاتی از نظرات کوچک در اینجا و آنجا بود ، جایی که او توانست تمام این جهان را برای ما ایجاد کند.

از نظر هنری ، کنترل زمان گذراندن با شخصیت هایتان چالش برانگیز بود؟ در حالی که ماکیا هرگز فراتر از یک نقطه خاص پیر نمی شود ، ما می بینیم که پسرش آریل با بزرگ شدن ، تکامل واقعی را پشت سر می گذارد.

در واقع ، کشیدن فرم در حال تغییر آریل چالش بزرگی نبود. اما بسیاری از شخصیت های فرعی ، همه آنها انسانی هستند ، بنابراین پیرتر می شوند. وقتی برخی از این شخصیت های جزئی تر به صورت متناوب ظاهر می شدند ، نگران بودیم كه مخاطب اگر آنها را به عنوان خود بزرگتر خود ببیند ، نمی تواند كیست. بنابراین ، این یک چالش بود که ما با آن کنار آمدیم.

یازده هنر

بزرگترین منحنی یادگیری ماری ، در ایجاد جهش از نویسنده به کارگردان برجسته ، کدام بود؟

همیشه در فصل سیزدهم فیلادلفیا آفتابی تماشا کنید

به عنوان تهیه کننده ، چیزی که خیلی به آن فکر کردم این بود که این انیمه است ، یعنی همه کشیده شده است. اینکه بدانم چگونه دستورالعمل بدهد ، بگویم که من در این لحظه ها این نوع چهره ها را می خواهم و اینکه برای رسیدن به یک نتیجه خاص چه چیزی را باید برقرار کنم ، چیزی است که او واقعاً از آن آگاه نبود. اگر بتواند این نوع دستورالعمل ها را بدهد ، این همان چیزی است که باعث می شود او احساس کارگردانی کند.

به بیان مجازی ، او به عنوان نویسنده سلاح کلمات را داشت تا برخی از این ایده های پیچیده را برای خدمه خود بیان کند. اگر خدمه استعدادی نداشتند ، پس احتمالاً دستورالعمل های بیشتری می خواستند. اما از آنجا که آنها از چنین استعداد بالایی برخوردار بودند ، توانستند این مفاهیم و ایده ها را از او بگیرند و با آن کار کنند ، و اجازه دهند این ایده ها رشد کنند ، و به تنهایی خلاقیت ایجاد کنند تا این جهان شگفت انگیز را ایجاد کنند. آنها به تنهایی انگیزه ایجاد این نوع چیزها را داشتند. ماری بسیار مردم را مشاهده می کند ، و این یکی دیگر از استعدادهای او است. او فوراً می تواند بفهمد چه کسی با صحنه ای دست و پنجه نرم می کند یا با وظیفه ای که بر عهده دارد دست و پنجه نرم می کند. او متوجه می شود و از آنها می پرسد چرا ، و او واقعاً در حمایت از آنها و توجه به آن مهارت دارد.

تیم چگونه اوج فیلم را که صحنه های جنگ را با زندگی جدیدی که در جهان به وجود می آورد کنار هم می گذارد؟

ترسیم آن صحنه به تکنیک زیادی احتیاج داشت ، بنابراین ما برای ایجاد آن از همه بهترین کارمندان خود استفاده کردیم. یک جنبه مهم در آن صحنه این است که آریل فرزند خودش را دارد و با این کار رابطه خود را با ماکیا آزاد می کند ، به این معنی که او اعتراف می کند مادرش است که واقعاً او را بزرگ کرده است و این لحظه مهمی برای شخصیت اوست. ماکیا می گوید ، شما اساساً تصمیم دارید رابطه ما چیست. در پایان ، آریل مادرش را صدا می کند ، و او این را می فهمد و او می رود. این نوع معنی این رابطه را برای آنها تقویت می کند ، در پایان این فیلم.

اگر 10 سال دیگر به این فیلم نگاهی بیندازید ، فکر می کنید تحویل چه خواهد بود؟

با هر تهیه کننده یک فیلم ، وقتی پروژه بزرگی را تمام می کنید ، واقعاً نمی توانید به آن عینی نگاه کنید. شاید 10 سال دیگر بتوانم به این موضوع نگاهی بیندازم و بگویم بهترین قسمت در مورد آن چیست. من به برخی از فیلم های قدیمی خود نگاه می کنم و از آنچه توانسته ام انجام دهم تعجب می کنم و فکر می کنم ، اکنون احتمالاً قادر به انجام چنین کاری نخواهم بود. برای این فیلم امیدوارم چیز خوبی باشد که وقتی به عقب نگاه می کنم می بینم.