با کمی پول و حتی کمتر وقت ، طراحان آرایش ‘Border’ استعدادهای اروپایی را به ترول تبدیل می کنند

With Little Money Even Less Time



نئون

فراخوانده می شود تا برای علی عباسی آرایش طراحی کند مرز - یک خیال منحصر به فرد تاریک و هوشمندانه ، که برنده جایزه Un Certain დაკავშირებით کن شد و به عنوان بهترین سوئد برای بهترین فیلم خارجی زبان انتخاب شده است - Göran Lundström برخی از تحول آورترین کارهایی را که انجام داده است انجام می دهد ، و دو استعداد اروپایی را تبدیل به ترول



اوا ملندر که بالاترین درجه تعهد هنری خود را نشان داد ، وزن خود را زیاد کرد و خود را در بسیاری از قطعات مصنوعی از دست داد تا تبدیل به تینا شود ، یک افسر گمرکی که بوی ترس را حس می کند. در حال ایجاد جذابیت برای یک مسافر مرموز (Eero Milonoff's Vore) ، تینا به پلیس کمک می کند تا در طول مسیر به یک سری از اکتشافات نگران کننده دست یابد ، در این راه هویت و زندگی شخصی خود را زیر سوال ببرد.



معروف به خاطر کار در زیبایی و وحش ، اطلس ابر ، هری پاتر سریال و بیشتر ، لوندستروم به خوبی با چالش های تولید فیلم در کشور خود آشنا بود. در سوئد ، وقت و پول همیشه از عوامل مشکل ساز هستند ، اما در مورد مرز ، طراح بیشتر به فکر چالش تحول بود - بدون اینکه حواس مخاطبان فیلم را پرت کند ، بازیگرانش را از ویژگی های خودشان بسیار دور می کند. به نظر می رسد سخت است. چالش فنی چیزی بود که من در ابتدا حتی به آن فکر نمی کردم ، زیرا حتی فکر نمی کردم این کار به این بزرگی پیش رود ، لوندستروم اعتراف می کند. این چیزی بود که با صحبت با علی پیشرفت کرد ، جایی که شاید ، ما می توانستیم کارهای بیشتری ، بیشتر ، بیشتر انجام دهیم.

نئون

برای کار در نشنال جئوگرافیک فراخوانده شد نبوغ در حالی که مرز در حال تولید بود ، لوندستروم یک همکار منظم ، پاملا گلدمر را استخدام کرد تا مسئولیت سختگیری های روزمره در استفاده از آرایش را بر عهده بگیرد. ما تا آنجا که ممکن بود وقت کم کردیم. به معنای واقعی کلمه ، هر حرکت از پیش تنظیم شده بود. او توضیح می دهد ، من در مورد رشته مورد نیاز ، همه محصولاتم را در یک فضا داشتم و همه چیز آنقدر آماده بود که ثانیه ای را برای جستجوی چیزی تلف نمی کردم.



مانع اصلی دیگر ، برای گلدمر ، داشتن یک بازیگر زن بود که در هر صحنه حضور داشت ، در یک مجموعه که زمان بسیار کمی برای حل و فصل بین فیلم ها وجود داشت ، و حتی 'آخرین نگاه ها' نیز می توانست برای مدت زمان کوتاه شود. البته ، من لحظه ای که او در کنار او باشد ، می رفتم و می توانستم روی او کار کنم. هنرمند گریم می گوید ، خدا را شکر ، ما رابطه بسیار خوبی داشتیم. او در هر لحظه آزاد به من اجازه ورود به فضای خود را می داد. این برای او سخت بود ، اما او بسیار سرباز بود.

در سال های اخیر ، تماشای مكرر فاكتور سوئد در اسكار جالب بوده است - به ویژه در رده آرایش و مدل مو ، با فیلم هایی مانند پیرمرد صد ساله ای که از پنجره بالا رفت و ناپدید شد ، و مردی به نام اوو . این نوع تغییر عجیب و غریب است. زیرا من 25 سال است که این کار را انجام می دهم. من در سطح بین المللی بسیار کار کرده ام ، و اکنون در چند سال گذشته ، این فقط نوعی اتفاق افتاده است ، لوندستروم منعکس می کند. شاید فیلم هایی که الان می سازند متفاوت باشد ، به نظر من این اتفاق 10 سال پیش نمی افتاد.



گوران ، چطور شد که روی آن کار کردی مرز ؟ این پروژه چه چیزی شما را مجبور کرد؟

گوران لوندستروم: آنها البته سال گذشته در اواسط تابستان با من تماس گرفتند ، البته زمانی که من تعطیلات خود را شروع کردم. من نمی دانم چه اتفاقی افتاده است قبل از اینکه آنها با من تماس بگیرند ، اما ما فقط دو ماه قبل از تیراندازی فرصت داشتیم ، که واقعاً برای چنین چیزی کوتاه است - و آنها به من گفتند که هر آرایش کنیم فقط یک ساعت طول می کشد. با یک ساعت ، نتوانستیم کاری را که در واقع انجام داده ایم ، انجام دهیم. خوب ، خوب ، آنها باید ترول باشند. شاید بتوانم ظرف یک ساعت پیشانی بسازم ، و کلاه گیس بچسبانم. سپس ، به محض شروع صحبت با مدیر ، متوجه شدم که او واقعاً نمی خواهد به این قانون یک ساعته پایبند باشد. او فقط می خواست در خلق هرچه می خواهد کاملاً آزاد باشد و فقط این که فکر درستی از آنچه می خواست نداشت. سعی می کردم آن را از او بیرون کنم: چه چیزی می بینی؟ زیرا ترول ها می توانند به طرق مختلف نگاه کنند. ما نمی خواستیم که آنها مانند ترول های افسانه ای به نظر برسند. ما می خواستیم آنها شبیه نوعی نژاد باشند که در جامعه ما کار می کند.

این یک سفر عجیب بود ، تلاش برای رسیدن به جایی با علی ، زیرا او قبلاً هرگز این کار را نکرده بود. من فکر می کنم روش کار او ، از نظر بصری ، دیدن آن است و سپس او می داند که چه می خواهد ، اما من باید بدانم از کجا شروع کنم. من با او رفت و برگشت زیادی کردم تا در آخر فهمیدم که باید چیزی را برای نشان دادن او تهیه کنم ، زیرا او نمی توانست توصیفی از آنچه می خواهد به من بدهد. اما بعداً ، این دو بازیگر را داشتیم که بسیار متفاوت به نظر می رسیدند. Eero چهره بسیار جالبی دارد و فکر می کنم Eva’s چهره ای کاملاً سوئدی و ساده دارد. بنابراین ، او چیز زیادی برای رفتن نداشت ، اما او انجام داد. باید می دیدم که چه کاری می توانم انجام دهم تا آنها در همان قلمرو به نظر برسند.

وقتی از تعطیلات برگشتم ، از روزی که می توانم آنها را انتخاب کنم پنج هفته وقت داشتم تا اینکه مجبور شویم تیراندازی را شروع کنیم ، و آنها توافق کردند که یک تست آزمایشی کامل که از بین می رود را انجام دهند ، که هرگز در سوئد اتفاق نمی افتد. آنها هرگز هزینه آن را پرداخت نمی کنند. این بسیار زیاد است که یک نفر را ببینیم و برویم ، اوه بله ، ما این را دوست داریم. ما این را دوست نداریم ما در عرض یک هفته و نیم یک کار سریع انجام دادیم ، و من اساساً آن را بر اساس یک نقاشی بنا کردم که علی به من نشان داد ، طرحی که از مسیر بازگشت داشت. من فهمیدم که آنها در تلاش بودند تا یک نقاشی معروف نئاندرتال را که آنها نقاشی از چهره او انجام داده بودند ، بگیرند و من مانند 'نه' کار نمی کنم. خیلی زیاد است اما حداقل من می دانستم که او زشت می شود. او می خواست مردانه تر ، نه چندان زنانه ، و همچنین [شخصیت های اصلی] جنسیت های مختلف فیلم را داشته باشند. با [تینا] ، ما مجبور نبودیم روی زیبا و زن بودن او کار کنیم. من در اصل سعی داشتم به این فکر کنم که چه کاری می توانم انجام دهم تا او جلوه گریتسک بیشتری نشان دهد ، بدون اینکه زیاد از دیگران برجسته شود.

درک در چه اپیزودی می میرد

من سعی داشتم چهره هایی را پیدا کنم که دوست داشته باشم که بتوانند کاری برای چهره بسیار زیبا اوا انجام دهند ، و بازیگری وجود دارد به نام ادی مارسان - او چهره بسیار جالبی دارد ، اما اگر به او و اوا نگاه کنید ، شباهت هایی مانند چشمان تنبل او وجود دارد و پیشانی کاملاً بیرون زده اش. بینی او بلندتر است ، اما گونه های گردی دارد و من فهمیدم که آیا می توانم از یک شخص واقعی استفاده کنم و از آن در صورت او استفاده کنم ، واقعی تر به نظر می رسد. وقتی چیزهایی را خلق می کنید ، به جای اینکه واقعی به نظر برسید ، با چیزهایی که جالب به نظر می رسند همراه می شوید. برای ما بسیار آسان است ، به خصوص با مجسمه سازی. بنابراین ، من از آن به عنوان مرجع استفاده کردم و سعی کردم از ساختن او نیز دور باشم هر چیزی ، واقعاً علی وقتی این را دید ، پوست ناخوشایند را اضافه کرد. او یک مونوبرو می خواست ، اما من شبیه بودم ، نه ، این خیلی زیاد است. اگر شروع به اضافه کردن این موارد کلیشه ای کنید ، خیلی سریع خیلی زیاد است. فهمیدم که او می خواهد کمی زشت تر برود ، و احساس کردم که کار من به خاطر زیاد نکردن کار است - تلاش برای حفظ تعادل ، در نهایت.

نئون

پاملا ، در چه مرحله ای سوار شدی؟

پاملا گلدمر: وقتی درگیر شدم ، فقط طراحی اوا را با آرایش آزمایشی دیدم ، و شبیه این شدم ، 'بله ، این واقعاً خوب است. تولید هنوز فقط یک ساعت وقت داشت [برای مصنوعی]. در این مرحله ، آنها هنوز متوجه نشده بودند که این یک آرایش سه ساعت و نیم است. آنها حداکثر دو ساعت و نیم به من فرصت می دادند که از نظر جسمی تقریباً غیرممکن بود. سپس ، من داشتم آرایش دوم را انجام می دادم ، و علی دیگر مو را دوست نداشت ، همانطور که در مورد آن صحبت شد. او می خواست طولانی تر باشد.

در این مرحله ، شب قبل از [شلیک] بود ، اواخر واقعا دیر بود ، و تنها شانس ساختن این کار استفاده از موهای خود اوا بود. بنابراین ، من از پایین موهای او استفاده کردم و آن را به رنگی رنگ کردم تا با کلاه گیس مطابقت داشته باشد. این سبک کاملا متفاوتی از موهای خودش بود ، بنابراین در بالای سرش ، او بلوند و فرفری بود ، موهای بلندتری داشت ، و در زیر ، او تیره و کوتاه بود - که برای شخصیت بسیار مناسب بود ، به خصوص به دلیل اینکه کلاه گیس قرار است نازک و مات باشد و خیلی زنانه نباشد. ما حتی در تلاش بودیم که پوست را از طریق موهای بالا ببینیم ، و همه چیز را در اطراف قسمت جلوی خود بریزیم. استفاده از موهای خودش در زیر به آن کلاه گیس واقعاً سفت کمک زیادی کرد زیرا هر وقت سرش را برمی گرداند یا به پایین نگاه می کرد ، موهایتان را بیرون نمی زد. شما موهای خودش را داشتید ، و من نیز کمی موهای آن را نازک کردم.

بعد از این آرایش آزمایشی ، متوجه شدم که پسر دیگری نیز وجود دارد که آرایش دارد ، Eero ، و او قرار بود چند روزی که من خودم آرایش می کردم در صحنه شرکت کند. بنابراین من مثل این بودم ، خوب ، این یک چیز بزرگ است. دو آرایش مصنوعی تمام رخ. خیلی خوب. خوب بود ، با این تفاوت که بعد از این همه ساعت استفاده ، ما برای شروع روز فیلمبرداری به صحنه فیلمبرداری رفتیم ، بنابراین روزها خیلی خیلی طولانی شدند. در اواسط فیلمبرداری زمانی است که علی با آن ایده تک رنگ بازگشت - او می خواست شخصیت بیشتر حیوانی شود ، زیرا او با غریزه های خودش و ترول خود بیشتر آشنا می شود. من به دنبال یک تک انبوه فوق العاده خوب نبودم ، اما ما کارهای مختلف زیادی انجام دادیم ، و همه چیز برای تأیید به Göran ارسال شد. ما به دنبال مونوبرو خفیف رفتیم ، ناخن های تقلبی و موهای صورت کمی داشتیم ، و کلاه گیس با پیشرفت داستان تغییر کرد.

آیا می توانید از نظر خصوصیاتی که دنبال می کنید و انواع قطعات مصنوعی ، دو نگاه اصلی خود را تجزیه کنید؟

لوندستروم: چیزی که من سعی کردم به آن دست یابم ، علاوه بر اینکه فقط برای یافتن چهره ای که دوست داشتم ، تلاش برای حیوان گرایی بیشتر اوا بود ، بنابراین بینی را کمی بازتر کردم ، در زاویه ای که انسان ندارد ، اما حیوانات دارد و همچنین گوش های پوستی او پیشانی دارد که در آن ما به ابروها مشت زدیم. روی هر قطعه ، ابروهای جدیدی وجود دارد که با مو به مو مشت می شود ، و سپس یک قطعه بینی ، دو پلک ، دو گونه ، دو گوش و چانه دارد.

گلدمر: در برخی از زمان ها ، قرار بود لنزهای تماسی نیز وجود داشته باشد.

لوندستروم: من این ایده را داشتم که عنبیه های کمی بزرگتر انجام دهم ، تا خودم را دور از انسان کار کنم ، اما آن را به اندازه کافی واضح نشان ندهم ، بنابراین عجیب به نظر می رسد. ما آنها را امتحان کردیم و جالب بود. او متفاوت به نظر می رسید ، اما شما نمی توانید آن را مشخص کنید. اما ما وقت بسیار کمی برای جلب کار آنها داشتیم و وقت نکردیم همه اتصالات آزمایش را انجام دهیم. ما آنها را وارد کردیم و آنها زیبا به نظر می رسیدند ، اما آنها در جایی که قرار بود بروند باقی نمی مانند.

نئون

گلدمر: من فکر می کنم بدون آنها بهتر است ، زیرا لنزهای تماسی باعث می شوند از باورپذیری به عنوان شخصیت هایی که می توانند کار کنند یا فقط در میان مردم حرکت می کنند ، دور شوند. همچنین خوب بود زیرا اگر آنها در هر صحنه ای حضور داشته باشند ، این یک استرس اضافی بزرگ خواهد بود.

لوندستروم: آنها همچنین دارای پروتزهای مصنوعی بودند - بالا و پایین ، که در آن لب بالایی آنها کشف نشده بود.

گلدمر: و [بازیگران] خیلی با آنها تمرین می کردند. آنها گاهی اوقات آنها را عصر می بردند ، اما قطعاً آخر هفته ، فقط برای اینکه به آن عادت کنند ، برای اینکه یک لیس خوردن نداشته باشند. اما من فقط می خواستم در مورد موهای Eero بگویم - زیرا آنها به نوعی شبیه به هم هستند ، با رنگ ها و طول های مشابه - این ایده علی بود که موهایش به صورتش بیفتد ، و ظاهر شوم او را تشدید کند.

لوندستروم: کل طراحی ما روی او کمی شوم تر است زیرا او ظاهراً شرورتر است. او قرار است تمام این محدوده را بازی کند ، اما وقتی او وارد می شود ، کمی قدرتمندتر است.

پیچیدگی بیشتر امور با مرز این است که شما با درجات مختلف برهنگی ترول روبرو هستید.

گلدمر: گاهی اوقات ، ما فقط قسمت بالاتنه را می دیدیم ، و گاهی اوقات آنها را کاملا می دیدیم. در مورد دیدن Vore کاملا برهنه صحبت نشده بود ، بنابراین هیچ چیز برای آن آماده نشده بود. ما هر سه شنبه هنگام ناهار جلساتی داشتیم و همیشه در آن یک جلسه بود که این موارد پیش می آمد. بنابراین ناگهان ، آن بالا آمد ، و من تقریباً مانند یک شلاق درست کردم - لاتکس با مو برای پوشاندن او. سپس ، او کاملا برهنه بود. او موهای بدن [ساخته] مورتن جاکوبسن را داشت ، و او نوک سینه ها را روی او گذاشت. همچنین ، Vore این زخم را بر روی شانه خود دارد. آنها مجبور بودند کاملاً برهنه بدوند و همیشه هوا بسیار سرد بود.

وقتی تینا و وور تصمیم گرفتند برای شنا بروند ، این امر برای همه افراد درگیر چالش برانگیز بوده است.

گلدمر: این بود و ما فقط باید خیلی خوب وقت می گرفتیم ، زیرا در واقع برنامه ای وجود ندارد که امکان بازنشانی را داشته باشد.

لوندستروم: گونه ها و چانه هایش ژلاتینی بود و بقیه سیلیکون است - و ژلاتین لزوماً آن چاه را در آب نگه ندارد. بنابراین در آن روزها ، ما همه چیز را در سیلیکون داشتیم.

در سال 2018 ، ژلاتین برای بسیاری از طراحان آرایش دیگر یک هنرمند محبوب نیست. چرا با آن ضروری شد مرز ؟

لوندستروم: از ژلاتین سالها و سالها قبل از تولید صحیح سیلیکون استفاده شده بود و پس از آن در 15 سال گذشته ، سیلیکون ماده اصلی مورد استفاده ما بوده است. اما این مشکلات خاص خود را برای خانمها دارد. با پوستی ظریف ، این چین و چروک های کوچک من را دوست ندارم. من فصل اول را انجام دادم نبوغ شش ماه قبل ، و من احساس کردم هیچ راهی برای دور زدن آن وجود ندارد. من نمی توانستم راهی پیدا کنم تا از آن چین و چروک ها ، به خصوص در اطراف دهان ، خلاص شوم. این واقعاً سخت است زیرا شما حرکات پوستی بزرگ و کششی دارید و اتفاقاتی رخ می دهد.

در اواخر این روند ، من رفتم ، نه ، من می خواهم از چانه ژلاتینی استفاده كنم ، اما من مجبور شدم راهی برای استفاده از پاملا پیدا كنم ، زیرا من واقعاً نمی دانستم كه او چه مقدار ژلاتین انجام داده است . این یک روند کاربرد کمی متفاوت است ، بنابراین من تکنیکی را توسعه دادم که بسیار شبیه قطعه سیلیکون و روش استفاده از آن بود. همچنین وقتی آن را دراز می کنید و می چسبانید ، به محافظت از لبه ها کمک می کند. و اولین باری که آن را امتحان کردم ، جواب داد.

گلدمر: خوب بود و همچنین ، او از زمان پخش زندگی وزن زیادی را تحمل کرده است. حتی بازیگران زمان آماده سازی بسیار کوتاهی داشتند و اوا چیزی در حدود 15 کیلو را در من نمی دانم چقدر زمان کم قرار می داد. بدیهی است که این قطعات روی چهره ای که برایشان مجسمه سازی شده بود ننشستند ، اما روی صورت بسیار نرم تری نشستند و دور گردن او چیزهای بیشتری وجود داشت که می توانست به اطراف رانده شود.