کوئنتین تارانتینو در 'Once Upon A Time' ، چشم انداز او از 'Star Trek' به عنوان 'داستان پالپ' در فضا ، و امیدوار است که 'قانون Bounty قانون' 50s Leo DiCaprio را به سریال تبدیل کند

Quentin Tarantino Once Upon Time

کوئنتین تارانتینو



Vianney Le Caer / Shutterstock

انحصاری : در بیشتر مواقع Deadline مصاحبه های عمیقی با کوئنتین تارانتینو انجام داده است ، این موقعیت لحظه ای داغ بود که خواستار شفافیت بود. مثل زمانی که او (به طور موقت) اسقاط کرد هشت نفرت انگیز از سرخوردگی که نشان داد در میان تعداد انگشت شماری از بازیگران ، فیلمنامه اولین پیش نویس یا کی را فاش کرده است تارانتینو فیلم اوما تورمان را از صحنه ای ناراحت کننده که در آن تصادف کرده و در ماشین مجروح شده است ، ارائه داد ، فقط برای نقاشی تبه کار در یک نیویورک تایمز نوشتن مناسبت امروز فیلم جدید او است روزگاری در هالیوود ، تصویری با مجموعه دهه 60 که او نامه عاشقانه خود به لس آنجلس می خواند ، کاوش در لحظه ای که تجارت باعث شد وسترن ها و بازیگران آنها به دلیل منسوخ شدن دهه 70 نویسندگان ، منسوخ شوند. این لحظه از دست دادن بی گناهی با شور و شتم قتلهای وحشیانه ای بود که به دستور چارلز مانسون انجام شد.

با وجود بازیگران رویایی به رهبری لئوناردو دی کاپریو ، برد پیت ، مارگوت رابی ، آل پاچینو ، بروس درن و ... ، بحث در مورد فیلم خود برای تارانتینو مشکل است و شما می توانید معضل راه بازاریابی سونی را ببینید. آنها در حالی که داستان قدرتمند را تحویل نمی دهند ، در حال بازی با قدرت ستاره هستند. تارانتینو در درخواست از روزنامه نگاران موفق شد هنگام اکران خود از افشاگری ها دست نکشند روزی روزگاری در کن ، و هیچ راهی برای دور زدن آن وجود ندارد. فراتر از تصدیق این یکی از بهترین فیلم های تارانتینو است که قبل از افتتاحیه فیلم جمعه آینده به هزینه تماشاگران مانع پیچ و خم می شود. این نهمین فیلمی است که او کارگردانی کرده است - اولین فیلم در سونی پس از انفجار شرکت وینستین - و برنامه خود اعلام شده برای بازنشستگی پس از 10 سال در اینجا به طور مفصل مورد بحث قرار گرفته و در مصاحبه های اولیه مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. همان چیزی که احتمال دارد تارانتینو به طور بالقوه کارگردانی یک درجه R را به عهده بگیرد پیاده روی ستاره ای فیلم به نویسندگی Revenant مارک ال اسمیت. آن داستان بود توسط Deadline شکسته شده است ، و همچنین انتخاب شده است. بنابراین ، آیا نیاز به نیشخند زدن در لبه های فیلم او به این معنی است که هیچ چیز جدید یا جالبی برای تارانتینو برای گفتن وجود ندارد؟ هان



مهلت تحویل: از برشی که برای اولین بار در جشنواره فیلم کن و فیلم تمام شده تغییر دادید؟

شاتر استوک

کوئنتین تارانتینو : از نظر زمانی دو دقیقه است. من از برش کن بسیار خوشحال شدم. چیزی وجود دارد که بله را برای پاسخ بگیرید. با این حال ، یکی از کارهایی که می خواستم انجام دهم ، این بود که فیلم را برای مدت زمان خیلی محکم قطع کنم. همه همیشه کمی توده به کن می روند. این تقریباً مانند خط ثابت در هر بررسی است. خوب ، خوب ، این نیاز به کمی پیرایش دارد. بنابراین فکر کردم ، بگذارید واقعاً محکم کار کنم. حتی وقتی سرانجام دقیقاً قبل از اینکه بخواهیم چاپ را انجام دهیم ، به ترکیب نهایی نگاه کردیم ، من دو صحنه کوچک را قطع کردم. سرپرست باشکوه پس از تولیدم ، تینا اندرسون ، چنین کاری کرد. من فقط یک فیلم فشرده می خواستم. بنابراین ، تنها چیزی که من در واقع به عقب بر گرداندم ، من کمی صحنه را با شارون تیت گسترش دادم ، زمانی که او یک اتومبیلرانی را انتخاب کرد. سپس صحنه ای که جیمز استیسی [تیموتی اولیفانت] با ریک [دالتون ، شخصیت دی کاپریو] صحبت می کند و شما ناگهان ریک را می بینید فرار بزرگ ، و اگر او در آن فیلم بود چه اتفاقی می افتاد.



ضرب الاجل : به جای استیو مک کوئین

تارانتینو : این جلوه خاصی بود که نمی توانستیم به موقع برای چاپ 35 میلی متری آماده شویم. مجبور شدم آن را از نسخه کن کنار بگذارم. در پایان روز ، به غیر از تعویض یک کلوزآپ برای یک کلوزآپ متفاوت ، تنها تفاوت واقعی تفاوت کمی در زمان شارون در وست وود و موارد استیو مک کوئین / جیمز استیسی است.

مهلت نهایی: وقتی این همه اتفاق می افتد ، بین انتقادهای بد روزنامه نگاران که دو ماه قبل از اکران فیلم شما فاش کرده است ، چرا اینقدر عاشق فیلم برتر در کن هستید؟



تارانتینو : Reveals مسئله ای بود ، و من همیشه امیدوارم که به زباله نشود. به اندازه کافی عجیب و غریب ، حدس می زنم نکته اصلی این است که هزینه زیادی صرف می شود و وقتی شما رئیس بازاریابی و رئیس استودیو بگویید ، خوب ، بیایید این کار را انجام دهیم ، این نشانه اصلی اعتماد به نفس آنهاست در این فیلم ، در اطلاع جهانیان اگر تصور نکنند که کالا را در اختیار دارند ، آنها نمی خواهند چند میلیون دلار پس انداز کنند. اگر فکر نمی کنند این بررسی ها خوب باشد؟ اینها اسب های سرب ما خواهند بود که سوار بر روی صحنه ما به داخل شهر می روند. همه ما می توانیم در این مورد اشتباه کنیم ، اما همه باید آنقدر اعتماد به نفس داشته باشند. بله ، این یک خطر است ، اما تحت الشعاع تفریح ​​قرار می گیرد ، خصوصاً در جهانی که به نظر می رسد هر روز کمتر و کمتر می شود.

مت بارون / شاتر استوک

من فقط ایده عاشقانه کن را دوست دارم. فلینی یک فیلم را تمام می کند و آن را به کن می آورد ، یا اینگمار برگمن در حال اتمام است مهر هفتم و آوردن آن در کن. آنتونیونی در حال اتمام است کویر سرخ و آوردن آن به کن. من این تصویر عاشقانه از آن را دوست دارم و اینکه مطبوعات جهانی آن را یک باره ببینند و نه فقط آن را از این غربالگری مطبوعاتی به آن غربالگری مطبوعاتی فیلتر کنند. همه دنیا در یک زمان آنجا هستند. بام

مهلت تحویل: بیست و پنجمین سالگرد مراسم بود داستان عامهپسند نمایش برتر کن. این برای شما چه معنایی داشت؟

تارانتینو : تفاله ؟ اوه ، این شگفت آور بود برنده نخل طلای فیلم دوم من احتمالاً بزرگترین افتخاری است که من کسب کردم. بردن نخل طلای هر زمان چیزی است ، اما در مورد فیلم دوم شما؟

مهلت تحقيق: درباره گنجاندن اين فيلم درباره وقايع منتهي به شب سرنوشت ساز قتل هاي مانسون مطالب زيادي نوشته شده است. اما فیلم شما واقعاً یک ادای احترام به یک لحظه تغییر در هالیوود است ، زمانی که وسترن های قدیمی جای خود را به فیلم های ضد فرهنگ مانند گاوچران نیمه شب و آسان سوار . قلب فیلم رابطه متقابل شخصیت ریک دالتون در حال محو شدن ستاره لئوناردو دی کاپریو ، کاراکتر دو بدلکار برد پیت ، کلیف بوث ، و شارون تیت [رابی] و رومن پولانسکی است که دومی شخصیت های جذاب هالیوود را مشخص می کند. شما ، دی کاپریو و پیت زود موفق شدید و برای سه دهه در سطح اول باقی مانده اید. و با این وجود اضطراب بازیگران احساس می کند شغلشان به خصوص در نمایش دی کاپریو از بین می رود ، بسیار محسوس است. چگونه آن اضطراب را اینقدر پاک نشدنی گرفتید؟

تارانتینو : من از نسل خودم قیاسهایی کردم. بسیاری از مدیران ، برخی از بزرگترین کارگردانان در اواخر دهه 80 ، اوایل دهه 90 که من مطرح شدم ، آنها دیگر کارگردانان بزرگی نیستند. از آنجایی که من تقریباً 30 سال در کار فیلم بوده ام ، آمده و رفته اند ، بسیاری از مردان و زنان برجسته خوب و جوان وجود دارد. برخی ستاره شدند و برخی دیگر برنامه های تلویزیونی داشتند. چند مورد از آنها که کاملاً ناپدید شدند. لئو می تواند در مورد پنج جوان مختلف مانند او صحبت کند ، که همه به بیرون رفتند زندگی این پسر . همان پنج پسر که در همه این ممیزی های مختلف با هم بودند.

اضطرابی که ریک با آن روبرو است اساساً مربوط به آن دوران است. او بخشی از همان نسل اول دهه 50 است که به یک مرد برجسته ، ستاره در یک برنامه تلویزیونی محبوب تبدیل شد و احتمال تبدیل شدن او به یک ستاره سینما وجود داشت. او و بچه هایی مثل او بودند که فیلم می ساختند اما قادر به انتقال کامل آن نبودند. جیمز گارنر این کار را کرد ، کلینت ایستوود این کار را کرد. سرانجام برت رینولدز این کار را کرد. مک کوئین این کار را کرد. جورج ماهاریس این کار را نکرد. وینس ادواردز این کار را نکرد. اِد بایرن این کار را نکرد و تای هاردین نکرد. به نظرم آن دوران جالب است ، و آن معضل و حتی حتی ایده کامل این نوع مرد مرد برجسته که کار خود را صرف راه اندازی شانه های جیبی از طریق پومپادور خود می کند ، ناگهان جایگزین انواع آندروژنی موهای پشمالو می شود. ناگهان ، او و تای هاردن و جورج مهاریس ، آنها مردان برجسته امروز نیستند. اکنون مایکل سارازین ، کریستوفر جونز ، مایکل داگلاس جوان است. ناگهان ، آنها مردان برجسته هستند.

سونی

مهلت نهایی: این نتیجه مستقیم بود آسان سوار و گاوچران نیمه شب ؟

تارانتینو : یا فقط یک تغییر در فرهنگ است که هیچ یک از آنها شاهد آمدن آن نبودند. پسران هیپی افراد مشهور ستاره های جدید شدند. آرلو گاتری ناگهان در فیلم ها بازی می کرد. پیتر فوندا پسر دون سیگل ، کریستوففر تابوری. من از جری شاتزبرگ پرسیدم ، وقتی این کار را کردی وحشت در پارک نیدل ، شما همیشه آل پاچینو را می خواستید ، درست است؟ او گفت ، بله ، اما آنها او را نمی خواستند. باید آنها را قانع می کردم. آنها چه کسی را می خواستند؟ آنها کریستوففر تابوری را می خواستند. او در آن زمان کمی محبوب تر بود ، ستاره در حال طلوع.

مهلت تحویل: یک کلاس نیز وجود داشت ، زیرا شما ستاره سریال محو DiCaprio را که در سریال های دیگر از ستاره سریال به سنگین تر می رود ، در برابر پیشنهادات اسپاگتی وسترن مقاومت می کند و ناامیدانه بر روی تله های مادی که او جمع کرده است از جمله خانه ای در تپه ها ؛ بدلکار پیت ، که هرگز موفق به این کار نشده اما به نظر می رسد نسبتاً خوشحال است که تنها در یک تریلر با سگش پشت تئاتر رانندگی زندگی می کند ؛ و شارون تیت ، زندگی بزرگ به عنوان چیز بزرگ بعدی ، همسر پولانسکی ، مدیر داغ پس از آن رزماری عزیزم .

تارانتینو : من احساس می کنم که در سه شخصیت ، سه قشر مختلف اجتماعی در هالیوود وجود دارد. شخصیت براد از نوع کلیف به نوعی نمایانگر آن شخصی است که تمام زندگی خود را تقریباً به تجارت سرگرمی اختصاص داده و واقعاً چیزهای زیادی برای نمایش ندارد. اما او بخشی از آن است ، حتی اگر روز خود را با رانندگی در اطراف هالیوود و انجام کارهایی سپری کند و سپس مجبور شود چند آزادراه را بزنید تا به شهر پانوراما برسد. در همان زمان ، به دلیل کل وضعیتی که با همسرش اتفاق افتاده است & hellip؛

مهلت تحویل: بدون اینکه چیز زیادی بدهیم ، می فهمیم که او در اثر تجربیات مشکوک درگذشته است و در حالی که آنها را در یک مشاجره در یک قایق می بینیم ، شما واقعاً هرگز به ما نمی گویید & hellip؛

چه کسی داوران آمریكا استعداد دارد

تارانتینو : ما می دانیم چه اتفاقی افتاده است. آیا تصادف بود ، منظورش این بود؟ ما نمی دانیم نکته ای که در این مورد وجود دارد ، این است که او می داند برای این کار می تواند تا آخر عمر در زندان نشسته باشد. بنابراین هر چیزی که باعث شود او در زندان نباشد شبیه است ، من بسیار خوب هستم. تریلر ، سگ ، این عالی است.

مهلت نهایی: پس ، شارون تیت. شما در یک س conferenceال کنفرانس مطبوعاتی کن درباره حداقل خطوطی که برای شخصیت مارگوت رابی بازی می کند سرک کشیدید. از اینجا ، به نظر می رسید که او واقعاً به گفتگوی زیادی احتیاج ندارد تا تحت تأثیر فرشته ای محو شود. در زندگی واقعی ، آن نور بی رحمانه خفه شد اما در عملکرد رابی به شدت می سوزد. به نظر می رسید او نمادی از چیزی درباره آن دوره در هالیوود است. او چه نمادی برای شما داشت؟ برای چی می رفتی؟

تارانتینو : می دانید ، من در فیلم و مجذوب کردنش خیلی تحت تأثیر شارون قرار گرفته ام. من نمی توانم کاملاً به این س answerال پاسخ دهم و منظور من از این است که ، من استعاره ها را درک خواهم کرد اما فکر نمی کنم حتی به استعاره ها اعتقاد داشته باشم. فقط من سعی می کنم به آن پاسخ دهم. نکته در مورد این است که ، متاسفانه او یک زن است که توسط تراژدی مرگ خود تعریف شده است. در حالی که داستان شارون تیت را نمی ساختم ، می خواستم شخص او را کشف کنم. در تحقیق درباره او تقریباً خیلی خوب به نظر می رسد که از نظر همه کسانی که او را می شناسند درست است. او بسیاری از مردم را می شناخت بنابراین بسیاری از گزارش های تاریخی کلامی درباره او وجود دارد. به نظر می رسد او فقط یکی از کسانی است که بیش از حد برای این نوع انسان های شیرین محبوب است.

یک بار در یک زمان در هالیوود

تصاویر سونی

من عاشق او شدم ، فقط شخصی که او بود ، همانطور که در مورد او می آموختم. بنابراین فکر کردم صرفاً اندکی وقت با او بودن ، صرفاً موجود بودن ، تأسف آور و لذت بخش و ناراحت کننده و مالیخولیایی خواهد بود. من داستان بزرگی ارائه نکردم و کارهای او را در این داستان انجام داده ام ، بنابراین او مجبور است با شخصیت های دیگر صحبت کند و داستانی را به همراه خود پیش ببرد. این فقط یک روز از زندگی بود. این یک روز در زندگی هر سه آنها است ، آن شنبه ماه فوریه. یک روز در زندگی ، رانندگی در اطراف ، انجام کارهای بد ، انجام این کار ، انجام آن کار و فقط بودن با او. من فکر کردم که این می تواند خاص و معنی دار باشد. من می خواستم شما شارون را خیلی ببینید ، زندگی او را ببینید. دنبال نکردن برخی داستان ها ، فقط زندگی او را ببینید ، وجود او را ببینید.

مهلت تعیین شده: درست قبل از آن قول بزرگ و نور از او ربوده شد.

تارانتینو : آره در تحقیقاتم متوجه شدم که او قول بیشتری نسبت به آنچه من در ابتدا می دانستم دارد. اگر تولید کنندگان این نقش را داشته باشند ، رومن او را به عنوان رزماری بازی می کرد رزماری عزیزم آن را مطرح کرده بود او فکر کرد که مطرح کردنش غیر حرفه ای است ، بنابراین این کار را نکرد. اما اگر آنها گفته بودند ، هی ، شارون چطور؟ او می گفت بله.

مهلت نهایی: فکر می کنید او می توانست این کار را انجام دهد؟

تارانتینو : من فکر می کنم او بسیار عالی بود. میا فارو چنان نمادین است که سخت است به گذشته برگردید و فیلم را با حضور در آن نسازید. وارن بیتی به طور جدی [شارون] را برای بانی در نظر گرفت ، در بانی و کلاید .

مهلت تحویل: رومن پولانسکی یک همسال است ، و شما در حال قدم زدن بر روی آنچه برای او است که باید تراژیک ترین زمین باشد. با شما صحبت کردید؟ آیا با او تعامل دارید؟ آیا به او ایده ای از کاری که می دهید می دهید؟

سونی

تارانتینو : آنچه اتفاق افتاده بود & hellip؛ نگاه کنید ، وقتی صحبت از رومن پولانسکی می شود ، ما در مورد فاجعه ای صحبت می کنیم که برای اکثر انسانها غیرقابل تحقق است. منظور من این است که شارون وجود دارد ، پسر متولد نشده او به معنای واقعی کلمه زندگی می کند بدون اینکه هرگز متولد شود. این فقط یک جمله دیوانه وار حتی برای گفتن است. احساس کردم که داستان مرگ او و فاجعه مانسون به تاریخ مشروعیت منتقل شده است. بنابراین در واقع بیش از فاجعه شخصی خودش از اهمیت تاریخی برخوردار است. بنابراین احساس کردم آنجا شرایط خوبی دارم. من در حالی که می نوشتم نمی خواستم با او تماس بگیرم و با او صحبت کنم زیرا قصد ندارم از او اجازه بگیرم. من قصد انجام آن را دارم ، خوب؟ فکر نمی کنم او به اضطرابی احتیاج داشته باشد و من از نظر نگرانی به اضطرابی احتیاج نداشتم. با این حال ، پس از پایان کار ، او از آن باد گرفت و از طریق یک دوست مشترک به کار خود ادامه داد. آن دوست به من زنگ زد و گفت ، پس این چه خبر است؟ او گفت که رومن دیوانه نبود. او خشمگین یا هر چیز دیگری را صدا نکرد. او فقط کنجکاو بود. این چیه؟

کاری که من کردم رومن بود و بدیهی است رومن در اروپا گیر کرده است. من دوستی را آمدم و فیلمنامه را خواند. او به خانه من آمد. او به آسانی فیلمنامه را خواند تا بتواند رومن را صدا کند و ایده و آنچه در آن است را به او بگوید. و اساساً او هیچ جای نگرانی نداشت.

مهلت نهایی: و او احساس بهتری داشت.

تارانتینو : آره

مهلت نهایی: بنابراین ما آن دوست مشترک را به پیت و دی کاپریو اضافه می کنیم به عنوان تنها کسی که در واقع کل فیلمنامه را خوانده است؟

تارانتینو : مردم می گویند که مارگوت طرفهای خود را از دست داد & hellip؛ نه ، او همه چیز را نیز خواند ، درست مثل لئو و برد. او آمد و کل فیلمنامه را خواند.

سونی

مهلت تعیین شده: وقتی در فیلم خود با هم در دی کاپریو و پیت شانس می آورید چه شکلی است؟ فکر کردی ، این میتونه مال من باشه بوچ کسیدی و The Sundance Kid با دی کاپریو و پیت دومین آمدن ردفورد و نیومن؟ تماشای آنها در حال خواندن فیلمنامه مقابل شما چگونه بود؟

تارانتینو : خوب ، واقعاً هیجان انگیز بود زیرا در آن زمان غیر از تیم من ، هیچ کس هنوز آن را نخوانده بود. بنابراین من واقعاً کنجکاو هستم که آنها چه فکر می کنند و از کجا می آیند و در عین حال نمی خواهم آنها را تحت فشار قرار دهم تا یک بار این بررسی عالی را در حضور من انجام دهند. من می خواهم که آنها بتوانند در مورد آن فکر کنند اما من می خواستم که آنها به نوعی از هم دور شوند. اولین بار که مردم پس از مدتها کار روی آن می خوانند بسیار هیجان انگیز است. منظورم این است که قابل مقایسه با چند بار اول تماشا با مخاطب است.

مهلت نهایی: آن بچه ها چقدر سریع گفتند که من در آن هستم ، و آیا آنها می گویند ، خوب ، من می خواهم نقش پسر دیگر را بازی کنم؟

تارانتینو : خوب ، این به معنای واقعی کلمه می تواند یک مشکل باشد. شما آن را به کسی می دهید و هیچ کس نمی خواهد شخصیتی را که می خواهید بازی کند ، بازی کند. آنها می خواهند یک شخصیت دیگر را بازی کنند ، اما در این حالت واقعا عالی بود. در اینجا ، مسئله در مورد این بود که همه چیز باید حل شود. اگر چنین دو ستاره دارید ، اکنون به معنای واقعی کلمه وضعیت آن است ، آیا می توانیم با هر دو این افراد معامله کنیم؟ در این شرایط هر دوی آنها نمی توانند بار کامل خود را تحویل بگیرند.

مهلت تحویل: و نویسنده / کارگردان نیز ارزان نیست & hellip؛

تارانتینو : ما باید معامله ای را تنظیم کنیم که در آن مسئولیت مالی انجام این کار را داشته باشد. سپس یک سناریوی دیگر وجود دارد ، جایی که شما این کار را با یکی از آن بچه ها و یک بازیگر کمتر مشهور انجام می دهید. سپس می توانید آن شخص را به عنوان بازیگر كامل بار بازی كنید و به بازیگر كم معروف تر نیز هزینه خوبی می پردازید. همش بستگی دارد. یکی ، هر دو پسر باید بخواهند این کار را انجام دهند ، و سپس باید ببینیم آیا می توانیم آن را حل کنیم. در این صورت ، ما واقعاً خوش شانس بودیم. آنها هر دو واقعاً می خواستند این کار را انجام دهند و ما فهمیدیم که یک فرصت عالی وجود دارد. بنابراین همه نتیجه گرفت. با این حال ، با ورود به آن نمی توانم تصور کنم که می خواهم دو ستاره بزرگ سینمای جهان را در فیلم خود داشته باشم.

مهلت تحویل: آیا فیلمنامه را با در نظر گرفتن آنها برای بازیگر و بدلکار نوشتید؟

تارانتینو : نه. من احمق بودم که آن را با در نظر گرفتن برد و لئو بنویسم زیرا نمی دانستم می توانم آنها را بگیرم. برد می توانست نه ماه آینده در یوگسلاوی فیلم بسازد و من نمی خواستم نه ماه صبر کنم. اما همچنین آنها باید به نوعی با هم بروند. پسر یک بدلکاری پسر است ، بنابراین باید یک رابطه همزیستی بین آنها وجود داشته باشد. آنها بازیگران مطلق رویای من بودند و من موفق شدم و آنها را به دست آوردم اما نمی توانستم تصور کنم که چنین باشد. بنابراین من مجبور بودم چند ترکیب مختلف را در ذهن داشته باشم. برد و کسی دیگر ، لئو و کسی دیگر. یا دو پسر دیگر که از طرق مختلف با هم مطابقت دارند.

مهلت تعیین شده: شما در دوره زمانی این فیلم فقط 6 سال داشتید. آیا این تصویر بصری از لس آنجلس از حافظه شما ، از فرهنگ هیپی گرفته تا آهنگ هایی که در رادیوهای ماشین پخش می شود ، درست در دوران کودکی شما بوده است؟

تارانتینو : کل فیلم یک قطعه خاطره است در مورد آن زمان LA چگونه بود. من در سال 69 6 و 7 ساله بودم و آن را به خوبی به یاد می آورم. تمام آن رادیو ، KHJ ، همان چیزی است که همه گوش می دادند ، اگر شما سفیدپوست باشید. KJLH فکر می کنم ایستگاه سیاه بود. در آن زمان ، مردم شماره گیری را عوض نمی کردند ، حتی در زمان پخش تبلیغات نیز آن را در یک ایستگاه نگه می داشتند. شما فقط از طریق رادیویی که همیشه بلند بود صحبت کردید. تلویزیون همیشه روشن بود یا رادیو همیشه روشن بود. همیشه همیشه نوعی رسانه در جریان بود. من حتی به عنوان یک پسر کوچک می دانستم که این چیز فرهنگ جوانان هیپی چیز جدیدی است و کمی جامعه را متزلزل می کند. من پدر و مادر واقعاً جوانی داشتم ، بنابراین آنها از این نظر طلاق نگرفته بودند ، اما با مقایسه هنوز از دید 50s می آمدند.

مهلت نهایی: همه این موارد برای یک کودک 6 ساله جذاب بوده است؟

روزگاری در هالیوود تصاویر سونی

تارانتینو : صریحاً به نوعی مرا ترساند. وقتی 6 ساله بودم ، با دیدن تصاویر همه هیپی ها در وودستاک و همه چیز با هم ، فکر کردم ترسناک است. من فکر نمی کنم که اکنون و فکر نمی کردم که وقتی بزرگ شدم اما در سن 6 سالگی شوم به نظر می رسید. همه در لجن آویزان هستند ، بچه ها برهنه می دوند. به نظر می رسید مانند هرزگی است.

مهلت تحویل: دو سال پیش ، Deadline برای یادداشت خاطرات خود با برت رینولدز مصاحبه کرد ، دلیل اصلی این بازی او بازیگری مورد علاقه من در کودکی بود که با راه اندازی HBO طعم فیلم های دارای درجه R را داشت. او این داستانهای عالی را درباره بازی ستاره و افرادی مانند بت دیویس ، کلینت ایستوود ، جانی کارسون و مارلون براندو تعریف کرد. او در مورد تمام نقشهای باورنکردنی که نپذیرفت و اینکه چگونه از خراب کردن بدن خود با استفاده نکردن از بدلکارانی که بهترین دوستانش بودند پشیمان بود. او گفت می تواند هر دردی را در بدنش شناسایی کند و به شما فیلم و بدبختی را بگوید. وی همچنین گفت که به توصیه پل نیومن قسم خورده است که بازنشسته نشود ، تند و تیز بماند زیرا شما هرگز نمی دانید چه موقع ممکن است یک نقش عالی بیاید و فرصتی دیگر به او بدهید. ما در مورد شما صحبت کردیم و مطمئناً شما در ازای برخوردهای جنسی با دختران ، نقش جورج اسپان ، صاحب مزرعه مخروبه ای را که در آنجا وسترن ساخته بودند ، و جایی که او اجازه داد مانسون و قبیله اش بمانند ، به او دادید. رینولدز در حالی که شما تمرین می کردید درگذشت ، اما رابطه او با بدلکار هال نیدهم می توانست الهام بخش رابطه شخصیت های دی کاپریو و پیت باشد. پویایی بین شما دو نفر چگونه بود ، او نقاط کور خود را پر می کرد از اینکه وقتی بازیگرانی مثل او در تلویزیون وسترن را به امید اینکه بتواند به ستاره سینما تبدیل شود ، صحنه های کورکورانه خود را پر می کرد؟

تارانتینو : یکی از چیزهایی که در این فیلم برای من بسیار جالب بود ، شناختن برت رینولدز بود. مورد دیگر این بود که ، پس از مدتها کار روی این فیلمنامه ، من در واقع می توانستم آن را به بازیگرانی نشان دهم که از آن دوره زمانی از نمایش تلویزیونی اپیزودیک به برنامه تلویزیونی اپیزودیک می رفتند و همه اسامی را که می گفتم می دانستم و همه چیز را می فهمم. آنها می دانستند که من چقدر درست یا غلط هستم و ایجاد هیجان خاصی برای تهیه آن به برت رینولدز و دادن آن برای خواندن به بروس درن و کورت راسل ، که در واقع مانند جوانترین مردی است که هنوز هم می تواند در تمام کسانی باشد که نشان می دهد زیرا او خیلی جوان شروع کرده است. او بود ویرجینیا و بونانزا .

من هم مثل شما ، چه در فیلم ها و چه در برنامه های گفتگو ، مدام با دیدن برت بزرگ شده ام. شناختن او در پایان زندگی ، فقط برای مدت کوتاهی و گذراندن وقت قابل توجه با او ، با این وجود هم به صورت شخصی و هم به مکالمات تلفنی فوق العاده ای که برای مدت طولانی و طولانی ادامه داشت ، فوق العاده خوشحال کننده بود. من خیلی سپاسگزارم که این اتفاق افتاد اساساً ، برای توصیف نوع آن ، به نظر می رسید که در تمام زندگی من بزرگ شده ام و به شنیدن صحبت های برت رینولدز از داستانهای برت رینولدز در نمایش ساحل دینا ، بر نمایش مرو گریفین ، در مورد جانی کارسون ، در مایک داگلاس. زندگی من با تماشای آن سپری شده است. برت رینولدز برای من داستانی از برت رینولدز می گفت و من هم یک داستان از برت رینولدز.

مهلت تحویل: آیا بهترین موردی را که به شما گفت به یاد می آورید؟

تارانتینو : صادقانه بگویم ، واقعیت را بگویم ، من آنقدر درگیر داستانهایم بودم که در مورد برت رینولدز می گفتم ، باید فکر کنم. داشتم غواصی عمیق و عمیق می کردم. مثل اینکه او به خواندن فیلمنامه رسید. در واقع ، من پاسخ این سوال را می دانم. او به خواندن فیلمنامه رسید و این هیجان بود. ضمناً ، این فقط یک هیجان است در این فکر که آیا برت رینولدز برای بازی در نقش جورج اسپان در فیلم روی فیلم ساخته شده است؟ نه. اما این آخرین نقشی بود که او تاکنون بازی کرده است. او تمرین کرد. یک روز تمرین داشتیم. او با برد و داکوتا [فانینگ] پایین آمد. ما تمام روز آن را تمرین کردیم. او در خواندن فیلمنامه حاضر شد ، از ابتدا تا انتها آنجا بود. کل مطالب خوانده شده توسط همه بازیگران را شنید و او در قرائت فیلمنامه نقش جورج را بازی کرد. او فقط برای شکستن یخ ها چند شوخی تنظیم داشت. در آغاز خواندن فیلمنامه ، سلام ، من برد پیت هستم و در نقش کلیف بوث بازی می کنم. سلام ، من داکوتا فانینگ هستم و در نقش Squeaky Fromme بازی می کنم. و سپس ، سلام ، من مارلون براندو هستم و hellip؛ سلام ، من برت رینولدز هستم. من در نقش مارلون براندو بازی می کنم.

مهلت تحویل: این یک مورد خوب است. او گفت براندو هرگز او را دوست نداشت ، شاید به این دلیل که آنها ظاهری مشابه داشتند.

تارانتینو : در تمرین ، وقتی به ناهار رسیدیم و ناهار نشان داد ، همه ما پشت میز تمرین نشسته ایم و ناهار را می خوریم و صحبت می کنیم. داستان چه بود & hellip ؛ یک دسته داستان وجود داشت. من داستانی از فاز . اگر یادت باشه فاز ، بخشی از چیزی که در فیلم وجود دارد این است که این بچه ها هستند که بی ادب می کنند ، آتش سوزی می کنند ، الکل روی آنها می اندازند و آنها را به آتش می کشند. بنابراین برت رینولدز پلیسی است که به عنوان یک آدم برافراشته مبدل می شود و شخصیت او به آتش کشیده می شود. اما آتش به طریقی بزرگ قرار گرفت ، به طریقی که قرار نبود. لباس های او به گونه ای که برایش آماده نبود شعله ور می شود. بنابراین ذهن او شروع به مسابقه می کند. مقدس * من واقعاً در آتش هستم. چه f * اوک. او تازه در حال آماده شدن برای وحشت است و شاید شروع به دویدن کند و سپس گفت تمام چیزی که من می شنوم این آتش است و حواس من شروع به پریشان شدن می کند. و سپس نام نامزد بدلکاری [گلن وایلدر] را ذکر کرد و اینکه بقیه عمر هرگز او را فراموش نخواهد کرد. برت می گوید ، من صدای او را کاملا آرام می شنوم که درست از طریق شعله های آتش رسیده و می گوید شما خوب هستید ، برت ، شما در یک گودال آب ایستاده اید. فقط بیفت پایین

مهلت تعیین شده: به همین سادگی؟

تارانتینو : و او زمین خورد و او را بیرون کردند. این فقط ، شما خوب هستید. شما در یک گودال آب ایستاده اید ، فقط بیفتید پایین. او گفت که این آرامش بود که باعث آرامش من شد و اکنون توانستم آن را کنترل کنم ، به همین دلیل وحشت نکردم و شروع به دویدن نکردم.

مهلت تحویل: من یکی را دوست داشتم که او به ما گفت که به دلایل مختلف و در آنجا کلینت ایستوود تقریباً همان روز از Universal اخراج شدند. بنابراین او به کلینت گفت ، شما مشکلات بزرگتری نسبت به من دارید. کلینت می گوید ، چگونه شکل می گیری؟ او گفت ، شما اخراج شدید زیرا یک مدیر اجرایی نمی توانست ببیند سیب آدم شما از گردن نازک او بالا و پایین می کند. او به ایستوود گفت ، من همیشه می توانم یاد بگیرم چگونه بازی کنم.

تارانتینو : اما شما با آن سیب آدم روبرو خواهید شد. صادقانه بگویم ، داستان مورد علاقه من که او به من گفت & hellip ؛ بسیاری از سوالاتی که من داشتم ، و جواب آنها را نمی دانستم ، این بود که در مورد افراد مختلفی که با آنها کار می کرد و آنچه در واقع درباره آنها فکر می کرد ، پرسیدم. من بعضی از آنها را نمی شناختم اما کار آنها را می دانستم. او با همه کار کرد. بنابراین من از او پرسیدم که کار با جیم براون چگونه است ، و نظر وی در مورد این یکی و آن یکی ، راکل ولش ، سرجیو کوربوچی چیست. سپس ما در حال خواندن فیلمنامه هستیم و & hellip ؛ من فکر می کنم شما می دانید که من طرفدار بزرگ آن کارگردان ویلیام ویتنی هستم. برت در کل زندگی حرفه ای خود فقط سه بار با او کار کرده بود و این سه قسمت بود قایق رودخانه که ویتنی کارگردانی کرد. معروف برت رینولدز دوست ندارد قایق رودخانه .

بنابراین ما در مورد اواسط دهه 50 صحبت می کنیم و اکنون می خواهم یک کارگردان تلویزیونی اپیزودیک را در یک برنامه تلویزیونی که واقعاً برایش مهم نبود ، به برت رینولدز معرفی کنم ، کارگردانی که سه قسمت از آن نمایش را انجام داده است. به هر حال ، من این سه قسمت را دیده ام و بیشتر در مورد Darren McGavin در آن قسمت ها است ، کمتر در مورد Burt Reynolds. این وقفه برای خواندن فیلمنامه است و من به جایی که او است می روم. خم شدم و فکر کردم ، یک بار که او روی صندلی نشست ، قرار است مدتی در این صندلی باشد. من می روم ، بگذارید در مورد شما سال کنم قایق رودخانه . او می گوید ، اوه ، پسر.

من می گویم ، بنابراین شما احتمالاً اصلاً او را به خاطر نمی آورید اما با کارگردانی که من طرفدار بسیار زیادی ویلیام ویتنی هستم کار کرده اید. آیا او را به یاد می آوری؟ ‘البته من این کار را می کنم. این یک جواب عالی است. البته که می کنم خوب ، من بسیار هیجان زده شدم. وای ، عالی است من طرفدار خیلی او هستم من فکر می کنم او یکی از کم کارترین مدیران اکشن در تمام دوران ها است. او می رود ، من موافقم. بگذارید برای شما بگویم که کار با او چگونه بود. ویلیام ویتنی این اعتقاد را داشت که هیچ صحنه ای وجود ندارد که با یک مشت مشت بهبود یابد. او می گوید ، این همان کاری بود که با آن پسر کار می کرد. شما می گویید گفتگوی نمایش و سپس ویلیام ویتنی فقط می گفت Cut، cut، cut، cut. بچه ها منو می خوابونید خوب ، شما ، او را مشت کنید. حالا دیوانه شده ای ، پس او را مشت می کنی. و اکنون ما یک صحنه داریم. عمل!

این چیزی است. این یک چیز است که در مورد افرادی که می دانید قرار است از شما س askedال شود ، افراد مشهوری که در 25 سال گذشته چند بار با آنها کار کرده اید ، پرسیده می شود. شما داستانی خواهید داشت شک دارم نام ویلیام ویتنی از زمانی که آنها در دهه 50 با هم کار می کردند به برت رینولدز برده شده است. من آن را در سال 2018 مطرح کردم و نه تنها او را به یاد می آورد ، بلکه داستان های کاملاً مفصلی را نیز آماده کرده است. تمام آن چیزهایی که در مورد او احساس کرد هیچ صحنه ای نوشته نشده است که با یک مشت مشت بهبود نیابد. این ممکن است یک خط کنسرو باشکوه برای کسی باشد که او در مورد تمام حرفه خود صحبت کرده است ، اما او فقط آن را از ویلیام ویتنی رد می کند.

مهلت تحویل: چه چیزی شما را به بازیگری لوک پری که پس از فیلمبرداری درگذشت تحریک کرد؟ آیا او ممیزی کرد؟ بازیگر دیگری وجود دارد که داستان خودش با داستانی که شما می گویید همسو است. ستاره اش اوج گرفت بورلی هیلز 90210 ، و سپس به همان سرعت محو شد.

تارانتینو : نه ، او امتحان نکرد. من همیشه لوک را دوست داشته ام. من همیشه فکر می کردم او بازیگر خوبی است. من سالها پیش با او ملاقات کردم و گفتگوی بسیار زیبایی داشتیم. در افتتاحیه سیاره هالیوود یا چیزی شبیه به آن بود. ما یک گفتگوی واقعاً سرگرم کننده داشتیم و از آن زمان او را ندیده بودیم اما من همیشه او را به عنوان بازیگر دوست داشتم. من همیشه فکر می کردم او واقعاً جالب است ، حضوری واقعاً جالب. سپس من در واقع او را در یک قسمت از ریوردیل و من تماشا کرده ام جنگ شهرستان جانسون مینی سریال که او Burt Reynolds را انجام داد و من واقعاً او را در این کار دوست داشتم. و راه اندازی یک نمایش واقعی بود و من فکر می کردم که تیم [اولیفانت] و لوک هم بازیگران خوبی برای جانی و اسکات لنسر خواهند بود.

مهلت تحویل: برای رینولدز و پری آنقدر پس از مرگ پس از مرگ جاری شد که اگر هر کدام مطبوعات خود را می خواندند ، ممکن بود آنها گفته باشند ، این افراد کجا بودند که من به کار احتیاج داشتم؟ به یاد دارم که برت رینولدز نذر کرد که در صورت گرفتن شلیک دیگر آماده شود. او جایگزین بروس درن شد ، که اساساً وقتی مصاحبه Deadline با او پس از عملکرد خارق العاده اش در مصاحبه ، چیزی شبیه به این را گفت نبراسکا . آیا به عنوان یکی از تنها فیلمسازانی که به یاد آوردن این افراد زحمت می کشد و به آنها فرصتی برای ظهور دوباره می دهد ، آیا می بینید که بیشتر این بازیگران آماده بمانند یا اینکه به ناامیدی که تجارت از آنها گذشته است تن می دهند؟

تارانتینو : خوب ، آنقدرها با بازیگرانی که ما در دهه 60 صحبت کردیم متفاوت نیست. اگر من یکی از سربازان سینما بودم و در دهه 70 در هالیوود جدید فیلم کارگردانی می کردم ، هنوز هم فکر می کنم مایکل پارک در دهه 70 کاملا مایکل پارک در دوران اوج خود بود. من می توانستم كاملاً او را در یك فیلم بزرگ دهه 70 هالیوود انتخاب كنم و این در مدت زمانی است كه وی مهمانش می شود مک کلود و خیابان های سانفرانسیسکو و برونک و اینگونه نشان می دهد. همان چیزی که با وینس ادواردز یا هر یک از آن بچه ها وجود دارد. صادقانه بگویم ، بسیاری از آنها در آن زمان کارهای فوق العاده زیادی را در فیلم های تلویزیونی انجام می دادند. وینس ادواردز در فیلم های تلویزیونی بسیار خوبی بازی می کرد. رابرت کالپ سوپراستار فیلم تلویزیونی بود. او در این کارها فوق العاده بود.

همچنین ، نه تنها فقط همین. بازیگران در همان وضعیت ریک گیر می کنند [شخصیت دی کاپریو در روزگاری در هالیوود ] افرادی مانند جان ساکسون و ویلیام شاتنر. آنها به اندازه کافی بزرگ بودند که می توانستند واقعاً با بازی در یک نمایش مهمان کار شوند. مهمان ماموریت غیرممکن . مهمان به عنوان ستاره مهمان بزرگ در مردان شیلو یا مانیکس ، اینگونه نشان می دهد. اما یک قسمت عجیب دیگر در مورد آن این است که ، اگر برخی از آن قسمت های ویلیام شاتنر را تماشا کنید یا برخی از آن قسمت های جان ساکسون را تماشا کنید ، آن ها واقعاً شخصیت های وحشی هستند که آنها را بازی می کنند. منظورم شخصیت های واقعاً جالبی است ، رک و پوست کنده بهتر از اکثر شخصیت هایی که در فیلم بازی کرده اند بهتر است. آنها به نوعی کف در ساحل هستند. مثل اینکه یک بار پخش شود و سپس در تابستان در تکرارها دوباره پخش شود و این تمام می شود مگر اینکه به سندیکا برود.

من در حالی که سعی می کردم فیلم های تلویزیونی و چیزهایی را که بعد از آن کار می کرد تماشا کنم ، کمی لگد به ویلیام شاتنر زدم پیاده روی ستاره ای ، مهمان برنامه های دیگر. همه چیز قبل پیاده روی ستاره ای فیلم متحرک من با او صحبت کردم و واقعاً وقت خوبی برای کاوش در این مطالب داشتم و سپس با او جمع شدم و ناهار خوردم و در این باره سوال کردم. او گفت ، من درگیر آن نبودم منظورم این است که آنجا فقط جایی بود که می توانستم کار پیدا کنم و جایی که می توانم پول در بیاورم. همان جایی بود که می خواستم بزرگترین فیش حقوقی خود را دریافت کنم و می توانستم به کار خود ادامه دهم بنابراین این کار را کردم.

من فهمیدم که او از کجا می آید ، اما پرسیدم ، آیا او فهمیده است که او در واقع شخصیت های متنوعی را بازی می کند تا اینکه فقط یک مرد برجسته در مجموعه های تلویزیونی و فیلم ها باشد. او می رود ، من آن زمان به این طریق فکر نمی کردم اما تو الان آن را مطرح کنی و منظورت را می بینم.

مهلت تحویل: وقتی Deadline شما و جی جی آبرامز راجع به ایده a ارتباط برقرار کرد پیاده روی ستاره ای فیلمی که کارگردانی می کنید ، با درجه R ، هیچ کس باور نمی کند. اکنون می شنوم که یک فیلمنامه در وجود دارد Revenant كاتب مارك ال. اسمیت ، و پس از پایان كار با فیلمنامه كار خواهید كرد روزگاری در هالیوود . من می بینم که شما دارید پیاده روی ستاره ای درمورد بازنشستگی س questionال کنید ، اما از آنجا که ما در مورد شاتنر صحبت می کنیم ، آنچه در مورد من کنجکاو هستم در اینجا است: چه چیزی در مورد آن نمایش اصلی بود که باعث شده شما این پروژه را به جایی برسانید که به نظر می رسد واقعاً اتفاق خواهد افتاد؟

تارانتینو : من از علاقه مندان به نمایش هستم پیاده روی ستاره ای . من واقعاً این را خیلی دوست دارم اما پورتال من در این نمایش ویلیام شاتنر است. من عاشق ویلیام شاتنر هستم پیاده روی ستاره ای . من عاشق بازی او در نقش جیمز تی کرک هستم. این ارتباط من است. این بند ناف من است. به همین دلیل دوست دارم پیاده روی ستاره ای بیشتر از جنگ ستارگان ، زیرا ویلیام شاتنر در آن حضور ندارد جنگ ستارگان . من فکر می کنم این یکی از بزرگترین اجراهای تاریخ تلویزیون اپیزودیک ، نقش اول یک سریال است و درست هم هست ، زیرا تعداد معدودی از مجریان سریال این فرصت را پیدا کرده اند که همه چیزهای مختلف وحشی و دیوانه را بازی کنند. دشمن درون تنها & hellip؛

مهلت تحویل: این پنجمین قسمت در فصل اول است ، به کارگردانی لئو پن که در آن کرک به دلیل نقص در عملکرد حمل و نقل به دو نفر تقسیم می شود ، زیرا خدمه اصلی او در یک سیاره گیر کرده اند و جهنم است.

تارانتینو : بنابراین به همین دلیل است که من واقعاً با اولین راه اندازی مجدد جی جی آبرامز بسیار گیر داده شده ام و چقدر خارق العاده فکر کردم کریس پاین ویلیام شاتنر را کانالیزه کرده است. او راه جدی بازیگری را دنبال نکرد. او گفت ، خوب نه ، من قصد دارم کارهای خودم را انجام دهم. او در حال بازی در نسخه ویلیام شاتنر از کرک است و در این کار فوق العاده کار می کند. رک و پوست کنده منظورم کامل است. و [زاخاری] کوینتو در نقش اسپاک عالی است. آن دو پسر ، آنها متوجه شدند.

مهلت تحویل: رتبه R به شما چه می دهد که PG-13 نمی دهد؟

تارانتینو : من فقط فکر نمی کنم که این معامله به این بزرگی باشد ، اما اگر قصد انجام آن را داشته باشم ، می خواهم آن را به روش خودم انجام دهم. اگر نه فیلم من را دیده باشید ، به نوعی می دانید که روش من راهی با درجه R و راهی است که بدون محدودیت خاصی است. بنابراین این جزئی و جزئی است. من فکر می کنم بحث برانگیزتر خواهد بود اگر بگویم می خواهم یک فیلم PG بسازم و این دقیقاً در جهان جای خواهد گرفت. من نیستم من چه کار می کنم؟ منظورم این است که من حتی وقتی این کار را انجام دادم CSI قسمت.

مسئله این است که وقتی با JJ در این باره صحبت کردم ، این خیلی رادیکال نیست. ما فقط نگران مواردی از این دست نیستیم. جی جی گفت ، کوئنتین ، من این ایده را دوست دارم ، زیرا با آن فکر می کنم پیاده روی ستاره ای ما می توانیم به هر راهی که می خواهیم برویم. ببین ، من یک وضعیتی پیدا کردم تا زمانی که پارامونت از این ایده و فیلم نامه خوشش می آید ، در حال حاضر تقریباً چیزی برای از دست دادن وجود ندارد پیاده روی ستاره ای ددپول نشان داد که می توانید درباره این کارها تجدید نظر کنید ، آنها را به روشی دیگر انجام دهید. واقعاً ، حتی قبل از اینکه JJ بفهمد ایده چیست ، احساس او اگر بخواهد رتبه بندی R باشد ، خوب بود. اگر می خواهد باشد دسته وحشی در فضا ، خوب است

مهلت نهایی: بنابراین ، آیا شما آن را کارگردانی خواهید کرد؟

تارانتینو : من یک چیز در مورد پیاده روی ستاره ای که منتظر بودم کسی مطرح شود نمی دانم این کار را خواهم کرد یا نه. من باید آن را کشف کنم ، اما مارک فیلمنامه بسیار جالبی نوشت. این را بسیار دوست دارم. مواردی وجود دارد که باید روی آنها کار کنم اما من واقعاً خیلی دوستشان داشتم. از سیمون پگ اذیت می شوم. او چیزی درباره آنچه می داند نمی داند و مرتباً همه این نظرات را ارائه می دهد ، گویا از چیزهای دیگری اطلاع دارد. یکی از نظرات او گفت ، او مانند خوب است ، ببینید ، اینطور نخواهد بود داستان عامهپسند در فضای. بله ! [سخت می خندد]. اگر این کار را انجام دهم ، دقیقاً همان چیزی است که خواهد بود. خواهد بود داستان عامهپسند در فضای. که داستان عامهپسند جنبه من ، وقتی فیلمنامه را خواندم ، احساس کردم هیچ وقت یک فیلم علمی تخیلی را نخوانده ام که همیشه این ویژگی را داشته باشد. هیچ فیلم علمی تخیلی وجود ندارد. و آنها گفتند ، من می دانم ، به همین دلیل است که ما می خواهیم آن را درست کنیم. حداقل از این نظر بی نظیر است.

مهلت تحویل: Alien اصلی یک کلاسیک است زیرا قابل پیش بینی نبود. شما نمی دانستید چه اتفاقی می افتد تو مثل آه بودی ، خدای من ، اجازه چنین کاری داری؟ و آن R بود.

تارانتینو : اما یک عنصر گانگستری در کاری که ما با آن انجام می دهیم وجود دارد پیاده روی ستاره ای چیزی که بسیار خوب کار می کند

مهلت تحویل: به میل شما برای گردگیری بازیگران و قرار دادن آنها در فیلم های خود ، از جان تراولتا گرفته تا دیوید کارادین ، ​​برگردید. بیل را بکش و بسیاری دیگر چرا فیلمسازان بیشتری این کار را نمی کنند؟ آیا فقط مدیران انتخاب بازیگران آنها لیست مظنونان معمول بازیگران را پیش روی خود قرار می دهند؟

تارانتینو : واقعیت این است ، حتی اگر به دهه 90 برگردیم ، اکثر کارگردانان این بازیگران را به همان شکلی که من می شناسم نمی شناسند. آنها به مدیر انتخاب و اکثر مدیران انتخابشان وابسته هستند & hellip ؛ اگر پنج مدیر انتخاب متفاوت 5 لیست مختلف به شما بدهند ، 85٪ از این لیست یکسان خواهد بود. پانزده درصد بازیگرانی خواهند بود که آن مدیران خاص انتخاب بازیگران دوست دارند و می خواهند آنها را تحت فشار قرار دهند ، اما 85 درصد نام ها در تمام لیست های مختلف به همین نام ها هستند.

شروع از سگهای مخزنی ، وقتی با مدیر انتخاب بازیگر جمع شدیم ، من لیستی از 85 نام را به او دادم. اینها افرادی هستند که می خواهم آنها را بیاورم و هیچ کدام در لیست او نبودند. او مدیر انتخاب بازیگران است. او می دانست آنها چه کسانی هستند و از اینکه من می دانستم آنها چه کسانی هستند هیجان زده و هیجان زده شدند. آنها تمایل داشتند که به سمت انتخاب مدیرانی بروند که با بازیگران قدیمی که آنها را می شناختند رابطه داشتند. افرادی مانند یوهانا ری که قبلاً با آلدو ری ازدواج کرده بودند و ویکی توماس. آنها بازیگران قدیمی را می شناسند. آنها آنها را حفاری می کنند. آنها با آنها بزرگ شدند. آنها را وارد می کنند.

مهلت تعیین شده: بنابراین شما به این مدیران انتخاب می دهید تا آنچه را که دوست دارند انجام دهند انجام دهند ، اما آنها فکر می کنند که در واقع هیچ فراخوانی برای آن وجود ندارد زیرا حافظه نهادی تا حد زیادی وجود ندارد.

تارانتینو : خوب ، موضوع در مورد این است ... وقتی من رابرت فورستر را انتخاب کردم ، آخرین دو فیلمی که او ساخته بود چیزی شبیه به بازی در نقش شهردار در فیلم Bill Lustig بود عمو سام جایی که عمو سام قاتل است. شما می دانید ، بازی ژنرال در یک فیلم هیولا مستقیم به فیلم یا پلیس در یک فیلم هوشیار مستقیم به ویدئو ، صلح ساز یا چیزی شبیه به آن. این کاری است که او انجام می داد ، پلیس دیوانه وار 2 ، یا گانگسترهای اصلی . مطمئناً او قرار نیست در لیست لعنتی قرار بگیرد اما من او را وارد کردم جکی براون و ناگهان او در این لیست است. حالا او در لیست همه قرار دارد تا بازیگر شخصیت قدیمی و باحال وارد کار شود و نقش پدر یا کارآگاه را بازی کند.

مهلت تحویل: جالب است که شما چنین کاری می کنید. من در پایان فیلم در تیتراژ تعجب کردم که نام تیم روت و سپس کلمه (برش) را مشاهده کردم. ممکن است با اعتبار جونا هیل در آنجا باشد Django Unchained . در آن یکی ، او به عنوان یک عضو KKK ناکارآمد کمال افتخار داشت و به عنوان Bag Head # 2 شناخته شد. تیم روت بخشی از اکثر فیلم های شما بوده است. چرا او قطع شد و این مکالمه بین شما چگونه است؟

تارانتینو : نه ، نه ، او با آن خوب است. منظورم این است که اگر او با این کار خوب نبود ، من نام او را در اعتبارات قرار نمی دادم. باند همه آنجا بود ، اما همه موفق نشدند. به دلیل بد بودن تیم نبود که من او را از صحنه بریدم. یکی از مواردی که من در تحقیقاتم در مورد جی سبرینگ کشف کردم این بود که او یک ساقی بسیار مناسب داشت. یکی از آن آقایان آقا کامل با لباس ساقی و کاملاً مناسب. من فکر کردم که این یک نوع رابطه جالب آرتور است که او با ساقی خود داشت ، بنابراین من تیم را به عنوان ساقی انتخاب کردم.

مهلت نهایی: من تماشا کردم هشت نفرت انگیز ، در Netflix به چهار فصل کشیده برش دهید. شما در مورد بازنشستگی بعد از دهمین فیلم خود صحبت کرده اید ، اما آیا از امکانات خلاقانه در پخش جریانی ، سریال های محدود و سایر سیستم عامل ها هیجان زده نیستید؟ به نظر می رسد اگر تغییر پذیر هستید نویسنده-کارگردان باشید زمان خوبی است. با هشت نفرت انگیز ، شما باید از فیلمهایی استفاده کنید که هیچ کس نمی توانست آنها را ببیند و آنها را به گونه ای قالب بندی کند که به مخاطبان بیشتری برسد. شما به خود اشاره کردید CSI قسمت ، Grave Danger دو قسمتی ، جایی که شما جورج ایادز را زنده به خاک سپرده اید و ویلیام پترسن و خدمه در حال تماشای فیلم و مسابقه ساعت برای پیدا کردن او. آیا کسی قسمت خاص دیگری از آن نمایش را به یاد می آورد؟ وقتی اکنون این همه قالب وجود دارد ، چگونه می توانید بازنشسته شوید؟

تارانتینو : من برای انجام این کار اوقات خوبی را سپری کردم و خوشحالم که همه چیز به روشی که پیش آمد کار کرد. اگر این نوع مطالب اکنون که من برای اولین بار شروع به نوشتن کردم وجود داشت بسترهای بی آبرو ، من آن را تمام می کردم زیرا در این صورت می توانست یک کار شش ساعته یا هفت ساعته باشد. آن زمان امکان پذیر نبود.

مهلت تحویل: آیا شما یک فیلم اضافی دارید که از آنها استفاده کرده اید و از آنها استفاده نکرده اید؟

تارانتینو : نه ، منظورم این نیست. منظورم از ابتدای نوشتن است بسترهای بی آبرو ، من آن را کنار گذاشتم زیرا خیلی بزرگ بود. مثل مینی سریال بود. در نهایت ، من حتی قصد داشتم که این کار را به عنوان یک مینی سریال انجام دهم و سپس تصمیم گرفتم که آن را به عنوان یک فیلم اهلی کنم. اما اکنون ، من نمی دانم که آیا تمایل به تلاش برای اهلی کردن آن دارم.

مهلت نهایی: بنابراین شما باید با دید اصلی دیگر خود پیش می رفتید؟

تارانتینو : من به هر حال این رمان ها را می نویسم ، بنابراین این ایده که شما می توانید چیزی بدیع بنویسید و سپس فقط آن را انجام دهید ، می تواند برای من بسیار جالب باشد. به طور معمول وقتی فیلمنامه هایم را تمام می کنم ، تقریباً به مرحله پیش تولید می رسیم ، زیرا من آماده ساخت فیلم هستم. اگر روز پنجشنبه فیلمنامه را به پایان برسانم ، تا پنجشنبه آینده می توانیم دفاتر را گشوده باشیم ، به خصوص اگر مهلتی برای تعیین وقت داشته باشیم. این بار که نوشتنم تمام شد روزگاری در هالیوود ، من عجله ای برای شروع کار نداشتم ، بنابراین ما در واقع تقریباً شش یا هفت ماه پس از اینکه رسماً کار نوشتن فیلمنامه را انجام دادم ، پیش تولید را شروع نکردیم. دلیل این امر بسیار خوب بود ، خصوصاً در مورد مواردی مانند لئو و برد ، زیرا بلافاصله به آنها احتیاج نداشتم. من خیلی عجله نداشتم بنابراین همه وقت داشتند که در مورد آن فکر کنند و ما وقت داشتیم که یک معامله را انجام دهیم و همه را جمع کنیم. اما دلیل اینکه نمی خواستم بلافاصله شروع کنم این است که من هنوز در حالت نوشتن بودم و کارم تمام نشده بود. من نمی خواستم جلوی این کار را بگیرم و سپس مجبورم آن را برای مدت دو سال نگه دارم. فکر کردم ، بگذارید دیگر پروژه های نویسندگی خود را به پایان برسانم و سپس این فیلم را انجام می دهم.

مهلت تحویل: چه پروژه های دیگری؟

تارانتینو : دو نکته در ذهنم بود که می خواستم روی آنها کار کنم و در آن مدت زمان انجام دادم. من یک نمایشنامه نوشتم و پنج قسمت از یک مجموعه تلویزیونی نوشتم. این قانون فضل .

مهلت نهایی: صبر کنید ، مجموعه تلویزیونی خیالی دهه 50 که ما نگاهی اجمالی می اندازیم ، با بازی ریک دالتون ، شخصیت دی کاپریو؟

تصاویر سونی

تارانتینو : از تماشای نمایش های مختلف قدیمی وسترن و همه چیز ، من این کار را کردم تا به ذهنم خطور کنم قانون فضل . در نهایت شروع کردم که ایده جیک کاهیل ، به عنوان یک شخصیت را خیلی دوست دارم. من واقعاً عاشق فیلمنامه های غربی 50 ساعته شدم. این ایده که شما می توانید چیزی در حدود 24 دقیقه بنویسید ، جایی که در آن نمایش های نیم ساعته داستان های زیادی وجود داشته باشد ، با یک شروع واقعی و یک میانه و پایان. همچنین این یک نوع سرگرم کننده بود زیرا شما نمی توانید فقط دو برابر شده و کاوش کنید. در برخی از مواقع ، باید آن را جمع کنید. من این ایده را خیلی دوست داشتم. من پنج قسمت مختلف را برای یک احتمال ممکن نوشته ام قانون فضل نمایش وسترن سیاه و سفید نیم ساعته.

مهلت نهایی: با این کار چه خواهید کرد؟

تارانتینو : نمی توانم تصور کنم که لئوناردو بخواهد این کار را انجام دهد. بازیگر شخص دیگری؟ اگر او بخواهد این کار را انجام دهد بسیار خوب است. من برنامه ای برای این کار ندارم اما یک طرح کلی برای حدود سه قسمت دیگر دارم. بنابراین من احتمالاً در مورد سه قسمت دیگر می نویسم و ​​سپس فقط آن را انجام می دهم. هر قسمت را کارگردانی کنید. طول آنها نیم ساعت است. من بدم نمی آید که این کار را برای Netflix انجام دهم اما می خواهم آن را روی فیلم فیلمبرداری کنم. Showtime ، HBO ، Netflix ، FX. اما این واقعیت را نیز دوست دارم که این افسانه را برای آن بنا کردم قانون فضل و جیک کاهیل

مهلت تحویل: این مرا به یاد مصاحبه ای می اندازد که مهلت مقرر با آن انجام داده ام کامرون کرو در حال ساخت جری مگوایر . جیمز ال بروکس ، که تهیه کننده او بود ، از او خواست که شب را بیدار بماند ، مقداری پیتزا بد بخورد و در واقع بیانیه ماموریت طولانی را بنویسد که شخصیت عامل تام کروز را اخراج می کند. بر هر چیزی بگو ، بروکس از کرو خواست که ابتدا آن را به عنوان یک نوول بنویسد ، و این دو فیلم عالی در آنجا هستند که از کار اضافی کارگردان بهره مند می شوند. برای شما افسانه های چیزهایی از این دست چقدر مهم است قانون فضل ، حتی اگر آنها نور روز را نمی بینند؟

تارانتینو : بسیار مهم است. من می توانم از طریق فیلمبرداری ریک دالتون ، فیلم به فیلم ، هر کارگردانی که با او کار کرده و حکایات روی صحنه و چگونگی دریافت نقش و آنچه اتفاق افتاده است ، مرور کنم. خوب شده؟ خوب کار نکرد؟ فیلم خوبیه؟ فیلم خوبی نیست؟ به ترتیب.

مهلت نهایی: همه ساختگی هستند؟

تارانتینو : این برای مخاطب اصلاً مهم نیست. معمولاً در پایان روز ، یک مخاطب عادی نیازی به دانستن این موضوع ندارد اما فکر می کنم آنها باید بدانند که من این را می دانم. آنها باید بدانند که من این اسطوره شناسی را در این تاریخ جدی می گیرم و پاسخی برای این س answersالات وجود دارد. من مجبور نیستم آن را استفراغ کنم ، اما اگر شما سال کنید می توانم به شما بگویم. نویسنده باید این افسانه را به عقب و جلو بداند. شما باید بتوانید با تخصص یک متخصص آن را دور بیندازید.

مهلت تحویل: وقتی از بازیگران این چنین قوی برخوردار هستید ، مانند دی کاپریو ، پیت و رابی ، هر چند وقت یک بار شما را به چالش می کشند که افسانه ای کامل به عملکرد آنها کمک می کند؟

تارانتینو : در مورد لئو و جهنم ؛ این دقیقاً گفتگویی نیست که ما انجام دادیم ، اما این تبادل نظراتی بود برای تأثیر & hellip ؛ خوب بله ، کوئنتین ، شما می توانید در مورد اینکه این پسر تا کجا حرفه اش بود ، فصل و آیه بگویید ، و تجارب او ، اما من باید چیزی را داشته باشم که بتواند بازی کند. نمی توانم آنچه را که به من می گویی بازی کنم. این پس زمینه خوبی است و این به من می گوید که آن پسر کیست اما من الان چه کسی هستم و حالم چطور است؟ من باید چیزی داشته باشم که بتواند عمل کند. حالا با این پسر چه می گذرد؟ ما با هم نکات بسیار جالبی را کشف کردیم. یکی این بود که ، ما هرگز به طور خاص بر اساس یک شخص مبتنی نبودیم ، اما من در مورد یک جورج مهاریس ، یا یک اد برنس ، یا یک پیت دوئل صحبت می کردم. و از صحبت در مورد آن چیزی را می بینم که لئو به آن پاسخ می دهد. اوه ، این یک چیز جالب شخصیت است. من این را دوست دارم جالبه. بنابراین ما تصمیم می گیریم ، ویژگی آن شخصیت را به شخصیت او اضافه کنیم. مثل این است که لامپ های کریسمس را روی یک درخت کریسمس بگذارید. بنابراین ، ما فقط & hellip نیستیم ، این در مورد این افراد صحبت می کند ، اما گاه گاهی اوقات این یک کار عملی است. این چیزی است که به عنوان بازیگر می توانم به آن متعهد شوم و به من شخصیت می دهد. آن را به ظرافت و عمق می آورد.

مهلت تعیین شده: فراتر از a قانون فضل مجموعه ، ممکن است از فیلم های اضافی برای نسخه گسترده استفاده کنید روزگاری در هالیوود همانطور که برای آن انجام دادید هشت نفرت انگیز ؟

تارانتینو : من فیلم های زیادی دارم که می توانم با آن کار کنم. من می توانم یک نسخه قطعاً بزرگتر از این را انجام دهم. خواهیم دید که چه اتفاقی می افتد. اما من نمی توانم با این برش خوشحال باشم تا جایی که به من مربوط می شود ، این برش است و من می خواهم این اسب را سوار شوم تا جایی که پاها بیفتند و بعد از آن ببینیم که من در مورد آن چه احساسی دارم.

روزگاری در هالیوود

تصاویر سونی

مهلت تحویل: این یک چالش است که از شما در مورد صحنه های خاص یک فیلم که تعداد زیادی اسپویلر دارد ، می پرسید. اما یکی اینجاست. اگر بود داستان عامهپسند لحظه پیاده فروشی در این فیلم ، از نظر احساس خطر ، زمانی اتفاق افتاد که شخصیت پیت از یک موتور سیکلت خانوادگی Manson در Spahn Ranch ، جایی که منسون و گروهش در آن تابستان در آن زندگی می کردند ، پایین آمد. این ما را از یک فیلم بی دغدغه درباره افزایش و سقوط بازیگران به یک حس شیطانی می برد. چطور دیدی؟

تارانتینو : آره می دانید ، جالب است زیرا به نظر می رسد در موقعیتی قرار گرفته ام که در واقع فکر می کنم یکی از بهترین صحنه هایی است که تاکنون ساخته ام. همانطور که می توانید تصور کنید ، ایجاد مجدد بلوار هالیوود و ایجاد مجدد عمارت پلیبوی و همه موارد بسیار هیجان انگیز و بسیار هیجان انگیز بود. ایده بازآفرینی Spahn Ranch به همان خوبی که ما انجام دادیم ، به همان خوبی که [طراح تولید] باربارا لینگ آن را انجام داد ، و به همان خوبی که ما آن را با بچه هایی که آنجا بودند بازی کردیم & hellip ؛ این یکی از جنبه های هیجان انگیز این است هم برای تصور کردن و سپس برای درک کردن ، و هم برای تماشای [پاسخ مخاطبان] به فیلم. شما احساس می کنید همه در تئاتر تغییر می کنند.

مهلت تحویل: تنش کنید. بنابراین هدف شما در آنجا ایجاد احساس شومی برای مخاطبان شما بود ، حتی اگر آنها کاملاً نمی توانند دلیل این احساس را تشخیص دهند؟

تارانتینو : آره به همین دلیل است که کمی تلاش می کنم در مورد آن صحبت کنم چون این یک چیز نیست. من نمی خواهم سعی کنم به شما بگویم که شما چه احساسی دارید ، اما فکر می کنم وحشتناک تر می شود ، ترسناک تر ، شوم تر می شود تا جایی که احساس می کنید ممکن است هر اتفاقی بیفتد. من فکر می کنم یک کیفیت هر اتفاقی برای آن وجود دارد. امید من Spahn Ranch بود ، گویی که تا حدی توسط Peckinpah کارگردانی شده است ، اما حتی یک عنصر Polanski نیز در جهت آن وجود دارد. دلهره آور است ناراحت کننده است

مهلت نهایی: و شما کاملاً نمی توانید دلیل آن را بگویید.

دختر تاریخ اکران فصل 4 جهان را ملاقات می کند

تارانتینو : نمی توانید کاملاً بگویید چرا. آنچه من واقعاً از آن راضی هستم این است که در اینجا من [شخصیت برد پیت] کلیف را به عنوان این شخص نابودکننده تنظیم کرده بودم. و با این حال شما برای او ترسیده اید

کوئنتین تارانتینو

اندرو کوپر

مهلت تعیین شده: گرچه داشتن چنین مرد سرسختی منشور مشاهده آن مکان وحشتناک است اما تا حدودی اطمینان بخش است. با شخصیت ضعیف تری در اطراف آن افراد چنین احساسی نخواهید داشت.

تارانتینو : آره کاملا.