فینال ‘Queen Of The South’: نمایش دهندگان در لحظات پایانی شکسپیرین [SPOILER] ، شش برنامه دست نخورده فصل تأمل می کنند

Queen South Finale

در حال بازگشت به 911 است
ملکه جنوب



شبکه ایالات متحده آمریکا

هشدار SPOILER: این داستان شامل جزئیاتی از سایت ملکه جنوب نهایی ، پایان.



ترزا مندوزا ، حتی در مرگ ، همیشه یک قدم جلوتر خواهد بود.



ملکه جنوب فینال سریال s ، نوشته شده توسط بنیامین لوباتو و دیلین رودریگز ، و دنباله ای از وقایع پس از ترور ترزا (آلیس براگا) را دنبال می کند. تازه وارد سامارا لحظه مرگ ترزا را برای مقامات بازگو می کند و با پوته (همکی مادرا) خداحافظی می کند ، وی که شاهد به آتش کشیدن دوست خود است و تصمیم می گیرد برای پخش خاکستر خود به کولیاکان سفر کند.

در همین حال ، جیمز (پیتر گادیوت) به تصاویر دوان (جائم هکتور) تصاویر جنازه ترزا در سردخانه پیام می دهد و تأیید می کند که او پایان معامله خود را حفظ کرده است. در نیواورلئان ، بواز (جوزف تی. کامپوس) هیچ وقت تلف نکرده و در حالی که با دوان نزدیکتر شده است ، خانه و محل کار و بار ترزا را کنترل کرده است. اگرچه ممکن است ترزا از تصویر دور باشد ، پوته ، کلی آن (مولی برنت) و جیمز هنوز هم خطری برای قدرت تازه پیدا شده بواز هستند. در حالی که برخی از بچه های Devon به دنبال جیمز و پوته در Culiacán هستند ، خدمه Boaz به دنبال کلی آن است که به سرعت از حومه شهر فرار می کند و به یک متل می رود که امیدوار است با پوته ملاقات کند.

پوته به دلیل ربودن ماشین غریبه برای فرار از سیکاریوی Boaz ، نگاه افسران گشت را به خود جلب می کند. در حالی که پدر فرزندش اکنون در بازداشت پلیس است ، کلی آن باقی مانده است که بتواند از پس زندگی برآید. وقتی Chicho (Alejandro Barrios) به متل Sunset می رسد ، اتاق Kelly Ann خالی است و او را به ترس از بدترین حالت سوق می دهد.



جوزف تی کامپوس در نقش بواز جیمینز شبکه ایالات متحده آمریکا

سه سال بعد ، Pote’s دوران محکومیت خود را گذراند و برای انتقام از ترزا ، تونی و همه عزیزانی که ارباب مواد مخدر از او گرفته است ، به دنبال Boaz است. او با چیچو و دوما (علیمی بالارد) دوباره متحد می شود ، در حالی که او اخیراً قصد دارد حتی با خیانتکار هم کنار بیاید. قبل از اینکه آنها به NOLA برگردند ، Boaz با یک مینی تفنگ در خارج از Chicho ظاهر می شود ، تعدادی از مردان Dumas را می کشد و Chicho را به گروگان می گیرد. پوته Boaz را در Siete Gotas پیدا می کند ، جایی که آنها درگیر یک مانو مبارزه چاقو به سبک مانو Sinaloa هستند و به شدت به یکدیگر آسیب می رسانند. درست زمانی که به نظر می رسد پایان کار پوته است ، او بواز را از روی پا بلند می کند و ضربه مهلک را وارد می کند.

پوته قبل از فرار از شهر برای اینکه سرانجام دنیای مواد مخدر و خشونت را پشت سر بگذارد ، بار دیگر با چیچو و دوماس متحد می شود. او مجدداً مالکیت سابق Siete Gotas را به او هدیه می کند و به مالکیت بعدی ترزا در جلوی آب اعطا می کند.



دفعه بعدی که پوته را می بینیم ، او در یک ساحل ماسه ای سفید است که دختری را پیدا می کند که خودش بازی می کند. او برای محافظت از قلعه ماسه ای خود یک سرباز کوچک چوبی منبت کاری شده را به او پیشنهاد می دهد. هنگامی که دختر خرده دندانی را که تازه دریافت کرده به مادرش نشان می دهد ، کلی آن ظاهر می شود و به لنا جوان توضیح می دهد که این مرد پدر او است. آنها در خانه ای در ساحل ، جایی که جیمز به پوته سلام می کند ، عقب نشینی می کنند. همانطور که معلوم شد ، جیمز کلی آن را در متل ردیابی کرد و او را به خانه امن برد ، جایی که ترزا که نمرده است نیز در آنجا مخفی شده است.

لحظات آخر طرح پشت احیای غافلگیر کننده ترزئا را نشان می دهد. قبل از اینکه ترزا به بلیز نقل مکان کند ، او و خدمه اش نقشه ای برای فریب دوون و سیر کردن شرایط او طراحی کردند. خیانت نهایی جیمز ، سوزاندن بدن ترزا و بازگشت پوته به کولیاکان همه در کارتها بود. پوته به ترزا اطمینان می دهد که تمام انتهای سست شده گره خورده است ، و خاطرنشان کرد که دوما و چیچو در مورد طرح مفصل چیزی نمی دانند.

شبکه ایالات متحده آمریکا

در حالی که آنها سرانجام بدون ترس از کمین یا تلافی برای یک وعده غذایی خانوادگی می نشینند ، ترزا به دور نگاه می کند تا ببیند خود پیر ، مایل به به خطر انداختن خود را نشان می دهد و در تایید زندگی مخفی و بی نظمی که ساخته سر تکان می دهد .

او تأکید می کند که ترزا درگذشت ، اما او توسط یک دشمن یا یک رقیب کشته نشد. او توسط من کشته شد ، صرافی از کولیاکان که برای زنده ماندن از تمام شانس ها سرپیچی می کرد. و اگر زندان یا مرگ گزینه های خودم بودند ، چه می دانید ، من زندگی را انتخاب کردم.

مجریان برنامه ، بنجامین لوباتو و دیلین رودریگز ، سریال زیبا را خراب کردند و قسمت های شش فصل و بیشتر را تحسین کردند. مصاحبه کامل را که از نظر طول و وضوح ویرایش شده است ، در زیر بخوانید.

مهلت تحویل: قسمت پوت-محور چگونه بوجود آمد و چگونه این موضوع در نمایش بزرگ ترزا جای گرفت؟

DAILYN RODRIGUEZ: ما فکر کردیم بهترین حالت این است که قسمت نهم را با مرگ او به پایان برسانیم ، تا بتوانیم واقعاً مخاطب را متقاعد کنیم که او مرده است. احساس می کردیم بهترین راه برای انجام این کار این است که کل اپیزود یک قسمت Pote باشد ، مخاطب را کاملاً به این فکر نادرست مبنی بر مردن او بسپارید تا پایان کار واقعاً راضی کننده باشد - وقتی متوجه شوید که او آن را جعل کرده است.

واقعاً احساس می کردیم که او در پشت ذهنش ، برنامه ای شبیه به این دارد ، احتمالاً از لحظه ورود به نیواورلئان ، در صورتی که همه چیز به شکل گلابی درآید.

بنجامین لوباتو: به طور کلی این نوع درام های گانگستری اساساً تراژدی هستند. آنها همیشه ساخته شده اند تا مانند داستان های اخلاقی باشند ، و در درون این داستان های اخلاقی همیشه یک لحظه فضل وجود دارد. یک کار دیگر وجود دارد که آنها باید انجام دهند ، که در نهایت ، منجر به نابودی آنها می شود. در مورد ترزا مندوزا ، به دلیل اینکه ما چهار فصل را صرف کرده ایم ، واقعاً درک کردیم که او شخصی است که کد اخلاقی را به تجارت کارتل وارد می کند ، احساس کردیم که او شایسته بیرون رفتن ، فرار ، زنده ماندن است.

او هرگز خونخواهی نکرده یا به دنبال ایجاد امپراتوری از طریق خشونت نبوده است. او با ساختن یک خانواده امپراتوری ساخته است. ما فقط احساس می کردیم که منطقی است که ژانر را روی سر خود بچرخانیم و از تراژدی به چیزی با پایان خوش برویم.

مهلت نهایی: چگونه به این ایده که پوته کسی است که Boaz را از بین می برد ، رضایت دادید؟

رودگريگز: وقتی صحبت از پوته می شود ، فکر می کنم او همیشه از بواز بسیار خسته بوده است. پوت هرگز به این پسر اعتماد ندارد.

از نظر ما ، این آخرین مرگ نمایش است ، و به ویژه از پوته ، جایی که او احساس می کند سرانجام انتقام این مرگ ترزا را گرفته است. اما واقعاً ، این مربوط به همه کارهایی است که Boaz انجام داده است. او کینگ جورج را کشته است. عشق به زندگی پوته ، او را ربوده ، تقریباً او را کشته و فرزندش را به دنیا نیاورد. به نظر می رسید که داشتن این مرد ، که کاملاً می فهمد بواز کیست ، و در بعضی از مواقع می تواند بواز باشد ، کسی است که کسی او را می کشد ، نوعی از شکسپیر ترین لحظه ها بوده است.

این خیلی شکسپیر است که برای آن مرگ نباید یک تیراندازی ، بلکه یک جنگ مانو احشایی انجام شود. احساس می شد شاعرانه ترین عدالت برای هر دو شخصیت است ، تا این آخرین مرگ باشد.

مهلت نهایی: ترزا و خانواده اش دقیقاً در کجای آخر قرار دارند؟

رودریگز: ما نوعی ایده را دوست داریم که به ذهن مخاطب سپرده شود. تقریباً مثل این است که جایی . ما فقط می دانیم که این ایالات متحده نیست. آنقدر که ما می دانیم.

گرگ : ما می خواستیم به ماربلا برویم ، اما به دلیل محدودیت COVID ، ما قادر به سفر نبودیم. ما مجبور شدیم چیزی را در نزدیکی دفاتر تولید خود در لوئیزیانا پیدا کنیم و در نهایت به سواحل خلیج آلاباما رسیدیم. این یک اشاره به کتاب بود. اگر بتوانیم او را به ماربلا ، اسپانیا برسانیم ، و اگر یک فصل شش وجود داشت ، اساساً نمایش را دوباره راه اندازی می کردیم و واقعاً شروع به کار می کردیم و کارهای بیشتری را که کتاب انجام می داد شروع می کنیم.

مهلت تعیین شده: فکر می کنید کجا هستند؟

گرگ: ما رفت و برگشت کردیم ، زیرا واقعاً در مورد آن بود ، مکانی که می توانیم پیدا کنیم چه بود؟ ما می خواستیم این یک ساحل خلوت باشد ، تا افراد دیگر در اطراف نباشند. بنابراین می توانست احساس امنیت و خلوتی کند و ما خانه ای عالی پیدا کردیم. متأسفانه ، این خانه ای است که به نظر نمی رسد مکانی در اسپانیا باشد.

ما کل این جستجو را انجام دادیم ، آنها از کجا معماری اینچنینی را در سواحل دارند؟ ما دو مکان پیدا کردیم. یکی آفریقای جنوبی است. یکی دیگر از آنها نیوزیلند بود. در ذهن ما ، و ما به نوعی در این مورد اختلاف نظر داشتیم. از آنجا که از نظر جغرافیایی موقعیت مکانی لزوماً مناسب هیچ یک از این مکان ها نبود ، ما فقط تصمیم گرفتیم آن را باز بگذاریم. ما یک نظرسنجی داخلی انجام دادیم و همه احساس کردند که این مسئله بیشتر از هر چیز دیگری نیوزیلند است.

رودگریگز : نیوزیلند آنقدر دور است که منطقی به نظر می رسد.

مهلت نهایی: آیا فکر می کنید Devon و CIA به طور کامل مرده ترزا را خریداری می کنند؟

رودگريگز: یکی از دلایلی که ما برای کشتن دوون فینچ انتخاب نکردیم ، امکان حضور در یک فصل شش بود و این شک را کمی در آن جا کنار گذاشتیم. ما با ایده باز نگه داشتن آن اسباب بازی را انجام دادیم ، اما وقتی سرانجام این خبر را دریافت کردیم که فصل شش را نمی گذرانیم ، تصمیم گرفتیم که سگهای خواب را به دروغ فینچ بگذاریم.

گرگ: منظورم این است که فکر می کنم این س goodال واقعاً خوبی است. راستش را بخواهید ، حتی دو صحنه وجود داشت که ما در آنجا Devon Finch پرچم گرفته بود ، تقریباً مانند عکسی از ترزا در هنگام نظارت برای عبور از یونان. و لحظه ای که دیوون به پرونده نگاه می کند ، او قدم را می شنود ، و او می چرخد ​​، و جیمز به او شلیک می کند ، و سپس همه چیز تمیز می شود ، و مرتب می شود. هنگامی که به لغو نمایش رسید ، سوالی پیش آمد که آیا ما به آن صحنه احتیاج داریم؟

آیا فضای لازم برای این کار را داریم یا می خواهیم به این لحظات احساسی متمایل شویم که پوته اموال جلوی آب را به دوما تحویل می دهد و او را بازخرید می کند؟ این پوته و می تواند به آرزویی که ترزا دید ادامه دهد - از کار خارج شود ، جامعه خود را تمیز کند و اعتلا دهد. من فکر می کنم ما فقط در زمین فرود آمدیم ، بیایید به دنبال احساسات ، در مقابل طرح.

جیمی هکتور در نقش دوون فینچ

مهلت تحویل: صحبت از سکانس پایانی ، جیمز و ترزا چه آینده ای دارند؟

رودریگز : من قطعاً فکر می کنم دنیایی مثل کتاب وجود دارد که در نهایت او باردار شود. من فکر می کنم که آنها یک خانواده خواهند داشت و من معتقدم که این سالهای گذشته ، در حالی که پوته در زندان بود ، فکر می کنم آنچه آنها انجام داده اند تلاش برای یافتن آنچه که هستند هستند ، بدون اینکه مرگ دائما بر روی آنها باشد.

روزی که در ساحل مشغول تیراندازی بودیم ، پیتر گفت ، فکر نمی کنم دیگر این خال کوبی ها را داشته باشم. من فکر می کنم همه اینها را ریخته ام ، که من یک شخص جدید هستم. و سپس آلیس گفت ، من فکر می کنم او درست است ، و من فکر می کنم من هم نمی توانم خال کوبی خود را داشته باشم. من فکر می کنم ما سه سال گذشته را صرف این کرده ایم که بدون این همه مرگ و ویرانی و ترس ، خود را بازآفرینی کنیم ، ببینیم چه کسانی هستیم. آن خال کوبی ها مربوط به گذشته است. فکر می کنم حق با آنها بود.

من فکر می کنم آنها سه سال گذشته را صرف یافتن سطح آرامش کردند. داستان در ذهن من این است که آنها یک خانواده به نام های جیمز و ترزا دارند و من فکر می کنم آنجا یک خانواده خوشبختانه وجود دارد. من حتما انجام میدم.

مهلت نهایی: فکر می کنید پوته و کلی آن به عنوان پدر و مادر جدید چگونه زندگی می کنند؟

گرگ: پوته یک مرد لاتین ، دارای یک دختر است. بنابراین ، به عنوان یک مکزیکی ، با دو دختر ، می توانم بگویم که او قصد دارد او را خراب کند ، و مانند بقیه اعضای خانواده اش از او محافظت کند. من نیز معتقدم که دوران زندان پوته نیز زمان شفابخشی بوده است تا او بتواند به مکانی بیاید و اکنون نگران نباشد ، چه کسی را باید بکشم؟ حالا مسئله این است که ، چگونه من می توانم پدری بشوم که این دختر به آن نیاز دارد؟ چگونه می توانم برای این کودک بهترین پدری که می توانم بشوم؟

وقتی فهمیدم که من و همسرم صاحب یک فرزند دختر شده ایم ، نمی دانستم چه کار کنم. من از همه س questionsال می کردم و 100 کتاب در مورد چگونگی تربیت یک دختر سفارش دادم ، زیرا برای من ترسناک ترین چیز در جهان بود. من سربازی بودم. من در اجرای قانون کار می کردم ، اما احتمال تربیت یک دختر ، در حال حاضر ، حتی ترسناک تر از آن بود.

بسیاری از دیدگاه های پوته از دیدگاه من ناشی می شود. من فکر می کنم که او همان پسری خواهد شد که قرار است شبیه به من باشد ، من چه کاری باید انجام دهم. به جای تمرکز روی تراش چاقوهایم ، چگونه مهارت هایم را به عنوان پدر تیز کنم؟ من او را پسری می دانم که قصد خواندن داستان ها و مهمانی های چای را دارد.

من فکر می کنم که او شگفت انگیز خواهد بود و عالی نخواهد بود ، زیرا او با این مثال بزرگ نشده است. من فکر می کنم که عشق بین او و کلی آن واقعاً فدا کننده خواهد بود ، و من فکر می کنم که دخترانشان به شکلی زیبا تربیت می شوند و تبدیل به یک زن شگفت انگیز و قدرتمند می شوند ، زیرا او توسط آنها احاطه شده است ، و او توسط مردی احاطه شده است که این را می بیند ، و از آن قدردانی می کند.

Pote Galvez از Hemky Madera و Kelly Ann Van Awken از Molly Burnett از دختری در فینال 'ملکه جنوب' استقبال کردند. شبکه ایالات متحده آمریکا

مهلت تحقق: برخی از جوایز ایجاد شده در پایان داستان خود برای ترزا مندوزا چیست؟

رودریگز: من این مقدار عظیم آرامش ، پایان دادن به سریال و زیبایی بسیار زیاد را احساس کردم. من فکر می کنم که این سریال در بسیاری از سطوح می تواند بسیار تاریک ، خشن و غم انگیز باشد و با اتفاقی که برای ترزا در خلبان رخ می دهد ، در یک مکان بسیار غم انگیز شروع می شود. در پایان این سریال در این مکان زیبا و آفتابی که بسیار شبیه شعر و زیبایی است ، شبیه چیزی نیست که ما قبلاً در این برنامه دیده باشیم. مثل این است که شما در این اتاق تاریک زندگی می کنید و پنجره شما کاملاً روی آن کاغذ است ، و کسی به آن کاغذ سوراخ می کند و آن نور وارد می شود. این احساس من است.

به نظرم این پایان بسیار بسیار احساسی راضی کننده است و امیدوارم مخاطبان نیز چنین احساسی داشته باشند. وقتی من و بن آنجا بودیم که تیراندازی می کردیم ، مدام به هم نگاه می کردیم و مدام می گفتیم ، این خیلی راضی کننده است.

گرگ: این اولین بار است که همه آنها را با هم می بینیم و تهدید به مرگ نیست. از این طریق دیدن آزاد شدن آنها بسیار کاتاریک بود.

آخرین لحظات این قسمت دقیقاً خلاصه می شود و به طرز زیبایی ، به نوعی ، جایی که ترزا می گوید ، آنها به من گفتند که تنها دو گزینه من زندان یا مرگ است ، اما من زندگی را انتخاب کردم.

و من فکر می کنم که خط آخر برای دیلین و خودم بسیار مهم بود ، فقط به این دلیل که احساس می کردیم این زن که قربانی شده است ، اغلب فقط این دو گزینه را دارد. او جنگید و چیز دیگری پیدا کرد. به طور خاص ، بیرون آمدن از این همه گیری ، فقط برای گفتن چیزی در امتداد زندگی من زندگی را انتخاب کردم ، دقیقاً همان راهی بود که می خواستیم پایان یابد.