نیل دگراس تایسون خطاب به اتهامات سوual رفتار جنسی: من متهم هستم ، پس چرا باید به هر چیزی که می گویم باور کنم؟

Neil Degrasse Tyson Addresses Sexual Misconduct Accusations

نیل دگراس تایسون



اریک پندزیچ / شاترستوک

نیل د گراسه تایسون سرانجام برای رسیدگی به اتهامات سو sexual رفتار جنسی که در چند روز گذشته آشکار شد ، حاضر شد. او در یک پست طولانی در فیس بوک ، قطعه خود را گفت و اتهامات را با جزئیات مرور کرد ، و به جنبه خود از داستان پرداخت.



وی در این پست نوشت: من اخیراً به طور عمومی به سوisc رفتار جنسی متهم شده ام. این اتهامات در طی چهل و هشت ساعت گذشته مطبوعات زیادی دریافت کرده است ، بدون واکنش های من. در بسیاری از موارد ، این تقصیر رسانه نیست. من اظهار نظر نکردم به این دلیل که نباید اتهامات جدی در مطبوعات قضاوت شود. اما واضح است که نمی توانم سکوت کنم.

مندی مور این ما می میریم



شخصیت مشهور اخترفیزیکدان / تلویزیون توسط دو زن دیگر به سو sexual رفتار جنسی متهم شده است و در نتیجه مجموع زنانی که به 3 زن رسیده اند 3 نفر است. با توجه به اتهامات جدید ، شبکه ها ، فاکس و نات ژئو و تولیدکنندگان برنده جایزه امی کیهان راه اندازی مجدد در روز جمعه اعلام کرد که آنها ادعاها را بررسی خواهند کرد. تایسون در پست امروز خود گفت که از تحقیقات مستقل استقبال می کند.

او اتهامات را با شروع یک اتهام در سال 2009 ، جایی که به جرم هوادارگری متهم شد ، باز کرد. او سپس در مورد یک حادثه با PA در سال 2018 صحبت کرد. در یک زمان ، او به او گفت ، اگر شما را بغل کنم ، ممکن است فقط چیزهای بیشتری بخواهم. وقتی او را برای شراب و پنیر دعوت کرد ، او را خزیدند. او همچنین به اتهامات مربوط به اوایل دهه 80 رسید ، زمانی که او به مواد مخدر و تجاوز به یک زن متهم شد.

من متهم هستم ، پس چرا هر چیزی را که می گویم باور می کنم؟ اصلاً چرا باورم می شود؟ او نتیجه گرفت.



وی افزود ، اتهامات می تواند به اعتبار و ازدواج آسیب برساند. گاهی غیرقابل برگشت. من خودم را شوهر دوست داشتنی و یک کارمند عمومی می دانم - یک دانشمند و مربی که با اراده عمومی خدمت می کند. من از حمایتی که از کسانی که همچنان به من و کار من احترام و ارزش می گذارند سپاسگزارم سپاسگزارم.

کل بیانیه وی را در زیر بخوانید.

دادگاه افکار عمومی ، به دلایل مختلف ، مردانی که به جرم جنسی در شرایط بسیار ناخوشایند امروز متهم شده اند ، مجرم شناخته می شوند. احساسات روند مناسب را پشت سر می گذارند ، مردم طرف را انتخاب می کنند و جنگ های رسانه های اجتماعی آغاز می شود.



در هر ادعایی ، شواهد مهم است. شواهد همیشه مهم است. اما چه اتفاقی می افتد که فقط حرف یک نفر در برابر حرف دیگری باشد و داستان ها با هم موافق نباشند؟ این زمانی است که مردم تمایل دارند درباره اینکه چه کسی از چه کسی معتبرتر است قضاوت کنند. و این زمانی است که یک تحقیق بی طرفانه می تواند بهترین حقیقت را داشته باشد - و برای این کار همکاری کامل من را خواهم داشت.

من اخیراً به طور مرتب به سوisc رفتار جنسی متهم شده ام. این اتهامات در طی چهل و هشت ساعت گذشته مطبوعات زیادی دریافت کرده است ، بدون واکنش های من. در بسیاری از موارد ، این تقصیر رسانه نیست. من اظهار نظر نکردم به این دلیل که نباید اتهامات جدی در مطبوعات قضاوت شود. اما واضح است که نمی توانم سکوت کنم. بنابراین در زیر گزارش خود را از هر اتهام ارائه می دهم.

حادثه 2009

سالانه هزاران نفر از من می خواهند که با آنها عکس بگیرم. یک کار مشکوک چاپلوس ، وقت گیر ، اما لذت بخش. همانطور که بسیاری از طرفداران من می توانند گواهی دهند ، اگر متوجه بشوم که لباس کیهانی پوشیده اید - لباس یا جواهرات یا خال کوبی هایی که جهان را به تصویر می کشند ، چه از نظر علمی و چه هنری ، تقریباً گیج می شوم. و من نشان دادن این تزئینات برای عکس را در اولویت قرار می دهم.

یک همکار در یک اجتماع اجتماعی که در آن شرکت کرده بود ، پس از کنفرانس ، برای درخواست عکس به من مراجعه کرد. او یک لباس بدون آستین و یک سیستم خورشیدی خال کوبی شده داشت که بازویش را بالا آورده بود. و گرچه صریحاً به یاد نمی آورم که پلوتو را در بالای شانه اش جستجو کنم ، اما مطمئناً کاری است که می توانستم در آن شرایط انجام دهم. همانطور که همه ما می دانیم ، من سابقه حرفه ای با تنزل مقام پلوتو دارم که فقط سه سال قبل به طور رسمی اتفاق افتاده بود. بنابراین اینکه مردم آن را در خال کوبی های خود قرار دهند یا نه ، برای من بسیار مورد توجه است. گزارش شده است که من او را با جستجوی لباس او گropرد کردم ، در حالی که این جستجو فقط در زیر قسمت پوشانده شده از شانه لباس بدون آستین بود.

من تازه فهمیدم (نه سال بعد) که او فکر کرد این رفتار وحشتناک است. این هدف من هرگز نبوده و از اینكه به او احساس كردم بسیار متاسفم. اگر از ناراحتی او در آن لحظه به من می گفتند ، من همین عذرخواهی را مشتاقانه و درجا پیش می بردم. از نظر من ، من یک پسر دوستانه و در دسترس هستم ، اما اگر جلوتر بروم ، مطمئناً می توانم نسبت به فضای شخصی مردم حساس تر باشم ، حتی در میان اشتیاق سیاره ام.

حادثه تابستان 2018

در حین فیلمبرداری تابستان گذشته ، یک دستیار تولید (زن) به من محول شد تا از بین کارهای بیشمار او اطمینان حاصل کند که هر اونس انرژی من به طور مlyثر به نیازهای تولید نمایش اختصاص می یابد. به عنوان بخشی از این ، او همچنین راننده من بود و به استودیو رفت و برگشت داشت و اطمینان داد که من به موقع می رسم. در اتومبیل ما جزئیات تیراندازی را بررسی می کنیم و او به من کمک می کند تا قسمت هایی از تیراندازی را پیش بینی کنم. در طول چندین هفته تیراندازی ، من و او بیش از صد ساعت را در مکالمه یک به یک صرف کردیم. ما چنان دوستانه شدیم که در مورد همه موضوعات ، حتی موضوعات اجتماعی-شخصی ، مانند مراقبت از والدین پیر ، روابط خواهر و برادر ، زندگی در دبیرستان و دانشگاه ، سرگرمی های شهر زادگاه ، نژاد ، جنسیت و موارد دیگر صحبت کردیم. ما همچنین در مورد موضوعات کمتر شخصی به بحث و گفتگو پرداختیم ، مانند متن راک ، آهنگ های مورد علاقه در ژانرهای مختلف موسیقی ، تجربیات کنسرت و ... خلاصه اینکه ، ما یک دوستی سرگرم کننده و پرحرف داشتیم.

او فردی با استعداد ، خونگرم و صمیمی است - ویژگی های عالی برای روحیه در تولید فشار بالا. عملاً همه کسانی که در صحنه فیلمبرداری می شناسند روزانه از او استقبال می کنند. من صراحتا هر آغوشی را که مرتباً در حین تولید ارائه می شد رد کردم. اما به جای آن ، من یک مصافحه ارائه دادم ، و در چند مورد ، ناشیانه اعلام کردم ، اگر شما را بغل کنم ، ممکن است فقط چیزهای بیشتری بخواهم. هدف من ابراز محبت خویشتندار اما واقعی بود.

در هفته آخر تیراندازی ، فقط چند روز مانده به عنوان سنگفرشی از دوستی ما ، او را به دلیل شركت در كار ، به شراب و پنیر در محل من دعوت كردم. بدون فشار. من اغلب شراب و پنیر را برای بازدید کنندگان سرو می کنم. و من حتی به او هشدار دادم که دیگران از تولید در همان شب در جای دیگری جمع می شوند ، بنابراین او فقط می تواند من را رها کند و مستقیم به آنجا یا هرجای دیگر برود. او آزادانه برای شراب و پنیر انتخاب کرد و من خوشحال شدم. در ماشین ، ما یک مکالمه طولانی را آغاز کرده بودیم که می تواند بدون وقفه ادامه یابد. روزهای تولید طولانی است. دیر رسیدیم ، اما او دو ساعت بعد در راه خانه بود.

بعد از آن ، او وارد دفتر من شد تا به من بگوید که شب و شراب و پنیر او را خسته کرده است. او این دعوت را تلاشی برای اغوای او قلمداد می کرد ، حتی اگر در آن طرف میز شراب و پنیر نشسته بود و همه مکالمات با همان مکالمات دیگری که داشتیم در یک راستا بود.

بعلاوه ، من هرگز او را لمس نکردم تا اینکه هنگام عزیمت با او دست دادم. به همین مناسبت ، من یک مصافحه ویژه ارائه داده بودم ، یکی را که از یک پیرمرد بومی در زمین رزرو در لبه گرند کنیون یاد گرفتم. انگشت شست خود را در حین لرزش به جلو دراز می کنید تا انرژی روحانی حیاتی طرف مقابل - نبض را احساس کنید. من هرگز آن دست دادن را فراموش نکرده ام و آن را به خاطر قدردانی از افرادی که با آنها دوستی جدید برقرار کرده ام ذخیره می کنم.

در آخرین جلسه دفترم ، عذرخواهی شدیدی کردم. او عذرخواهی را پذیرفت. و من به او اطمینان دادم که اگر می دانستم ناراحت است ، در همانجا عذرخواهی می کردم ، عصر را تمام کردم و احتمالاً اجتماع اجتماعی دیگری را که می تواند در آن شرکت کند یادآوری کردم. با این وجود او آخرین روز خود را اعلام کرد و فقط چند روز از تولید آن باقی مانده است.

خاطرنشان می کنم که حرکت نهایی او به من پیشنهاد آغوش بود که من آن را به عنوان یک دوست فراق پذیرفتم.

اوایل دهه 1980

من در سال 1980 مستقیماً از دانشگاه وارد تحصیلات تکمیلی اخترفیزیک شدم. این یک ماراتن ماجراجویی طاقت فرسایی است و بسیاری از افراد دکترای خود را به پایان نمی رسانند. در حقیقت ، غیر معمول نبود که نیمی از دانشجویان پذیرفته شده پس از دو یا سه سال آنجا را ترک می کردند ، و نوع دیگری از کار را در زندگی خود پیدا می کردند. در دوران تحصیلات تکمیلی چند دوست دختر داشتم که یکی از آنها سی سال همسر من می شد ، یک فیزیکدان ریاضی - ما در کلاس Relativity ملاقات کردیم. در این مدت ، من از یک کلاس تازه وارد ، با یک دانشجوی کارشناسی ارشد اخترشناسی رابطه کوتاه داشتم. به یاد دارم فقط چند بار صمیمی بودم ، همه در آپارتمان او ، اما شیمی وجود نداشت. بنابراین رابطه به سرعت کمرنگ شد. در این دوستی چیز دیگری عجیب و غیرعادی نبود.

من بعد از آن زمان زیاد او را ندیدم دفاتر دانشجویی ما در طبقات مختلف ساختمان بود و ما در یک کلاس نبودیم. چند سال بعد ، من باردار ، که فکر می کنم پدر در کنار او بود ، به او برخورد کردم. آن وقت بود که فهمیدم او تحصیلات تکمیلی را رها کرده است. باز هم ، این خود یک واقعیت غیرمعمول نیست ، اما با این وجود آرزو می کنم مادرش و در هر مسیر شغلی دنبال او باشد.

بیش از سی سال بعد ، در حالی که سطح دید من یک جهش دیگر داشت ، من یک وبلاگ تازه منتشر شده را خواندم که مرا به مواد مخدر و تجاوز به زنی متهم کرده بود که من آن را با عکس یا اسم نمی شناسم. معلوم شد همان کسی است که من در دوره تحصیلات تکمیلی مدت کوتاهی با او ملاقات کردم. او قبل از این اتهام نام خود را تغییر داده بود و یک زندگی کامل ، متاهل با فرزندان داشت.

اگر شرکتی باید ظرفیت پذیرش سفارش ویژه را گسترش دهد ، احتمالاً وجود دارد

آنچه برای من مهمترین چیز بود این بود که در این زندگی جدید ، مدتها پس از ترک تحصیلات تکمیلی فیزیک نجومی ، وی در حال ارسال فیلمهایی از چنگالهای تنظیم رنگی بود که از انرژی درمانی ارتعاشی برخوردار بوده و از سیارات در حال گردش است. به عنوان یک دانشمند ، این عجیب و غریب را پیدا کردم. در همین حال ، طبق پست های وبلاگ وی ، ادعای مواد مخدر و تجاوز از فرض اتفاقی است که در طی یک شب برای او رخ داده است که نمی تواند به خاطر بسپارد. گویی یک حافظه کاذب کاشته شده است ، که چون هرگز در واقعیت اتفاق نیفتاده است ، باید به عنوان شامگاهی که او به خاطر نمی آورد ، یادآوری شود. و همچنین به یاد نمی آورد که صبح روز بعد از خواب بیدار شد و به دفتر رفت. من در مورد آنچه که او به مرور زمان خراب می شد ، هرچه او ارسال می کرد را ثبت می کردم. بنابراین این غم انگیز است ، که ، برای من ، توضیح نمی دهد.

من متذکر می شوم که این ادعا به عنوان نوعی طعمه خواستگاری توسط حداقل یک روزنامه نگار برای بیرون آوردن از چوب هر کسی که با من روبرو شده است باعث ناراحتی آنها شده است.

بررسی اجمالی

من متهم هستم ، پس چرا هر چیزی را که می گویم باور می کنم؟ اصلاً چرا باورم می شود؟

این امر ما را به ارزش تحقیق مستقل FOX / NatGeo (شبکه هایی که در آن قرار دارند) برمی گرداندکیهانوStarTalkهوا) اعلام کرد که آنها رفتار خواهند کرد. من از این استقبال می کنم

اتهامات می تواند به اعتبار و ازدواج آسیب برساند. گاهی غیرقابل برگشت. من خودم را شوهر دوست داشتنی و یک کارمند عمومی می دانم - یک دانشمند و مربی که با اراده عمومی خدمت می کند. من از حمایتی که از کسانی که همچنان به من و کار من احترام و ارزش می گذارند سپاسگزارم سپاسگزارم.

با احترام ، نیل deGrasse تایسون ، شهر نیویورک