'سو Mاستفاده از کامرون پست': پس از وقفه درونی ، کلوئه گریس مورتز به هدف خود بازگشت

Miseducation Cameron Post



کیتی جونز / شاتر استوک

قبل از شیرجه رفتن به یکی از آخرین نقشهای روی صحنه خود ، در بازی Desiree Akhavan’s Sundance سو Mاستفاده از کامرون پست ، Chloë Grace Moretz نیاز به استراحت داشت. در حالی که با خودش درگیر شد ، بازیگر در مورد تصمیماتی که در زندگی حرفه ای خود می گرفت ، و چگونگی همسویی با دلایل اولیه او برای پیگیری کارش ، تأمل کرد. مورتز توضیح می دهد که من سعی داشتم خلائی را که در درون من رشد کرده بود پر کنم. [پروژه هایی] که در اطراف من بودند ، آنها کاملاً بیهوده احساس می شدند ، و من نیاز داشتم شعله ای را که در تمام زندگی من وجود داشت ، دوباره از سر بگیرم.



پس از یک سال و نیم تفکر ، مورتز با دو ویژگی تحسین برانگیز بازگشت ، کامرون پست و لوکا گواداگنینو نفس نفس زدن ، که به سرعت جرقه خلاقیت او را دوباره زنده کرد. براساس اخباری که در سال 2012 توسط امیلی ام. دانفورث ساخته شده است ، درام اخوان به بررسی جنسیت در حال رشد و تجارب پیچیده یک دختر نوجوان می پردازد که توسط سرپرست محافظه کار خود به یک مرکز تبدیل درمانی همجنسگرایان اعزام می شود. برای مورتز ، قرعه کشی این داستان کاملاً مربوط به شخصی بود که آن را تعریف می کرد. این قادر بود با یک فیلمساز زن کار کند - و نه فقط با هر فیلمساز زن قدیمی ، بلکه یک زن همجنسگرای ایرانی-آمریکایی. این بازیگر می گوید که داشتن این شانس برای نشان دادن این داستان از طریق لنزهایش ، هیجان انگیزترین فرصت بود.



FilmRise

به عنوان کامرون پست ، مورتز مجبور شد بخشی از خود را ساکت کند - بخشی که با عصبانیت نسبت به بی عدالتی واکنش نشان می دهد - انرژی یک فرد ساکت و درونگرا را هدایت می کند. داستان Post که یک درام خام و صمیمی است ، با تنوع صحنه های جنسی ، مانع ذاتی دیگری را برای بازیگر نقش بسته است. اما کار در این لحظات با اخوان - یک کارگردان دلسوز و پاسخگو - مورتز در صحنه نمایش سهولت و آرامشی را پیدا کرد که هرگز نمی شناخت. اولین صحنه های جنسی من در سن 16 سالگی بود و او برای من اولین بار بود که از صحنه های جنسی در یک فیلم احساس اعتماد به نفس می کردم ، راحت و واقعاً افتخار می کردم.

مورتز به عنوان یک بازیگر زن با کالیبر بالا که کار خود را زود شروع کرد - از هفت سالگی به طور مداوم کار می کرد - فرصت زیادی پیدا کرده است. اگرچه او اذعان می کند که به سختی به راحتی فرصت یافتن مواد واقعی پیدا می شود. گاهی اوقات ، برای به دست آوردن احساس نهایی رضایت ، هنرمندان باید فرصت های خود را ایجاد کنند - و در حال حاضر ، مورتز دقیقاً همین کار را می کند. این بازیگر به زودی با تولید چند پروژه جدید اولین کارگردانی خود را در کنار برادرش انجام خواهد داد. در میان پروژه های دیگر ، این فیلم کوتاه - که وی به عنوان یک هیجان انگیز نئو نوآر توصیف می کند - ممکن است تجسم نهایی پیگیری شخصی و معنادار باشد ، بازیگر زن را به سمت یک فصل معنادار دیگر سوق می دهد.



در حال آماده سازی برای کامرون پست ، چه چیزی مهمترین بود؟ چطور شد که در شخصیت و تجربه او زندگی کردید؟

من واقعاً خیلی خوش شانس بودم که از منابع اصلی مانند رمان امیلی دانفورت برخوردار بودم ، با توجه به اینکه این یک رمان 500 صفحه ای است که دامنه آن خیلی زودتر از مکانی است که ما در فیلم با کامرون ملاقات می کنیم. این کتاب درست پس از مرگ والدینش آغاز می شود. شما با او به یک سفر طولانی می روید ، و بخش تبدیل درمانی کتاب در واقع یک منطقه کوچک و کوچک است. اینکه بتوانیم چنین پشتوانه ای داشته باشیم و آنقدر بینش در ذهن آن فرد داشته باشیم چنین هدیه ای بود و این واقعا به این فیلم کمک کرد زیرا ما پول زیادی نداشتیم که بتوانیم برویم و به تمرینات طولانی بپردازیم دوره زمانی. ما واقعاً فقط 48 ساعت در نیویورک وقت داشتیم که قبل از رانندگی در ایالت متحده برای فیلمبرداری این فیلم در کنار هم باشیم و در این 48 ساعت ، تصمیم گرفتیم که ملاقات با بازماندگان مهمترین کاری است که می توانستیم با وقت خود انجام دهیم. ما آن دو روز را با شنیدن داستانهایشان درمورد اینکه چگونه در درمان تبدیل به سر می بردیم ، می توانستیم س questionsالاتی را بپرسیم که فقط با گذراندن آن قادر به پاسخ دادن به آنها باشید و زندگی آن را به صورت مستقیم انجام دهیم.

چگونه درک در آناتومی خاکستری می میرد

FilmRise



کامرون که شخصی در داخل کارگردانی می کند ، دارای لایه های زیادی است - وجوهی که با استعاره کوه یخی که در درمان تبدیل همجنسگراها با آن روبرو می شود صحبت می کنند.

برای من جالب بود زیرا در بسیاری از اوقات ، پاسخ های او می تواند کاملاً منفعلانه باشد ، و در پیش بینی خود بسیار پا برجا است. در بسیاری از لحظات - برای من ، به عنوان Chloë - تقریبا ناامید کننده بود. من می خواهم فریاد بزنم و با آنچه که به من گفته شده مقابله کنم. برای قرار دادن خودم به جای این دختر ، آنچه که بیشتر از همه پیش آمد این بود که چقدر او همدلی را بر خشم انتخاب کرد ، نه فقط با ریاکاری کامل ، بلکه کسی که روح شما را لعنت می کند ، می گوید شما چنان آسیب جبران ناپذیری به روح خود وارد می کنید که تقریباً لعنتی به جهنم در برابر این س questionsالات و این تاریکی ، او هنوز هم بالاتر رفت و راه بخشش را انتخاب کرد.

من در طی آن صحنه ها بسیار عصبانی بودم زیرا گاز گرفتن زبان بسیار دشوار بود ، اما فکر می کنم در نهایت چیزهای زیادی درباره خودم و احساسات خود ، یعنی احساسات احساسی خود یاد گرفتم که در مواجهه با موقعیت های خاص دچار آن می شویم. واقعاً نه تنها به عنوان خودم بلکه به عنوان یک بازیگر مقابل من - اینکه همه چیز را بسیار ذهنی و در سکوت بازی کنم - واقعاً یک تجربه زیبا بود. فکر می کنم در این فیلم با چشم بیشتر می گویم ، در واقع به صورت کلامی می گویم ؛ واقعاً فکر نمی کنم اینقدر خط داشته باشم ، به اندازه کافی عجیب و غریب.

برنامه های تلویزیونی در اواخر شب برای بزرگسالان

در یک برهه از فیلم ، کامرون به یادآوری می گوید ، من خودم را چیزی نمی دانم ، انگار که او هر برچسب ، هر جعبه ای را که مردم استفاده می کنند ، کنار می گذارد تا تلاش کند که شخص خود را به هر چیز دیگری کاهش دهد.

100٪ من فکر می کنم که او بسیار آگاه است که آنها می خواهند تعریف و برچسب گذاری کنند و با تعریف ، تفکیک بیشتری ایجاد می کنند. آنها می خواهند بتوانند شما را از هم دور کنند ، بتوانند کلمه کلیدی هر لحظه در زندگی شما را که شما را به این مرحله رسانده و هر مشکلی در زندگی شما را تعریف و پیدا کنند. به این ترتیب ، آنها می توانند آن را کالبدشکافی کرده و به عنوان مشکلات شما برچسب بزنند. او ، به ویژه برای سن و سال خود ، فردی بسیار روشن فکر است که می تواند در درون خود این مسئله را پیدا کند و به همان شیوه پاسخ دهد ، و خیلی تحت تأثیر دستکاری های روانی قرار نمی گیرد که علیه او استفاده می شود.

آنها وقتی نامه کولی را به او می دهند در نهایت گرفتار او می شوند. آنها سرانجام آن نقطه عطف را دریافت می کنند ، که احتمالاً یکی از سخت ترین صحنه های فروش من بود - وقتی من تسلیم می شوم ، و به دوستانم نگاه می کنم و می گویم ، من از انزجار از خودم خسته شده ام. یادم می آید که آن خط را گفتم و بعد از اینکه آن صحنه را انجام دادیم ، نزد برادرم رفتم و فقط شروع به گریه کردم. برای به تصویر کشیدن یک لحظه واقعاً دشوار بود ، که تسلیم این ترس شدیدی شد.

FilmRise

شما در ساشا لین و فارست گودلاک همبازی های قابل توجهی دارید که با دوستان و متحدان خود کامرون در درمان تبدیل بازی می کنند. کار در این فضا که در جایی بین اردوگاه تابستانی و زندان معلق است ، کار با آنها چگونه بود؟

ما پروژه را 23 روز فیلمبرداری کردیم. این یک فیلمبرداری بسیار سریع بود و خوشبختانه اتفاقاً اینطور بود که ما به ترتیب زمانی فیلمبرداری می کردیم. دلیل عمده این بود که ما مجبور شدیم سر آدم را بتراشیم. ما فقط حدود 48 ساعت قبل از رفتن به استان با هم وقت داشتیم و در اردوگاه تابستانی که واقعاً در آن زندگی می کردیم فیلمبرداری می کردیم - بنابراین ، تقریباً در اتاق های خواب صحنه ها را می گرفتیم. در برخی مواقع ، باید لباس شخصی خود را به اطراف منتقل کنیم تا بتوانیم ضربه را دریافت کنیم. به خودی خود ، حضور در آن یک مکان بسیار جالب بود.

چیزی که در این مورد زیبا بود این است که ما از نظر زمانی فیلمبرداری می کردیم ، دوستی های دوستانه ای که در فیلم می بینیم در واقع در زندگی واقعی اتفاق می افتادند. من و ساشا لین و فارست واقعاً این سه تفنگدار شدیم و هیچ کاری بدون یکدیگر انجام ندادیم. ما یک واحد کامل بودیم. فکر می کنم واقعاً برای همه ما درمانی بود که بخاطر همه چیزهایی که هر روز در هر صحنه پشت سر می گذاریم و آنچه که از آنها فیلم می گرفتیم ، بتوانیم آنقدر به هم نزدیک باشیم. برای اینکه بتوانیم با هم شام بخوریم ، و یک آتش سوزی داشته باشیم ، و درب دور از آن شخص را بخوابیم ، صبح روز بعد از خواب بیدار شویم و با هم صبحانه بخوریم ، و سپس شروع به عکسبرداری از روز خودمان کنیم ، ما در این که بتوانیم روشی را که در این فیلم انجام دادیم اجرا کنیم. دسی به طور باورنکردنی از این موضوع آگاه بود ، و اینکه بین همه ما چه می گذرد ، و چگونه همه ما با هم پیوند برقرار کرده ایم ، و او واقعاً به پرورش آن کمک کرده و اطمینان حاصل کنیم که ما همچنان احساس امنیت و حمایت می کنیم.

اگرچه شرایطی که به تصویر می کشد غم انگیز است ، کامرون پست همچنین اغلب خنده دار و پر از زندگی است. آیا این نوع پویایی در خود فیلمنامه نهفته بود؟

قطعا نه. من از زمانی که به فیلم وارد شدم آن را گفته ام ، اما این پروژه را با کارگردانی این فیلم به غیر از دزیره انجام نمی دادم. به دلیل اینکه کیست و چگونه بزرگ شده است و موانعی که در زندگی با او روبرو شده است ، بخش عمده ای از این فیلم که از دریچه کوئر گفته می شود و واقعاً از صدای جامعه است این است که تمرکز آن بر روی موانع آشکار موانع آشکار وجود دارد؛ ما در یک مرکز تبدیل درمانی هستیم. اما داستان به زیبایی و پیچیدگی های دیدار با دیگر بچه های همجنسگرا برای اولین بار و چقدر عجیب و ناخوشایند متمرکز است. پس ، بدیهی است ، این نفاق تقریباً خنده دار اولین تجربه های جنسی ما در یک اردوگاه تبدیل درمانی اتفاق می افتد - و من فکر می کنم که این واقعا به خاطر Desi است.

او خطی در این فیلم را طی کرد و لحنی را زد که فکر نمی کنم شخص دیگری بتواند انجام دهد ، جایی که همزمان شما می خندید و گریه می کنید ، احساس غم و غربت و این همه احساسات واقعا زیبا را دارید. اما به نظر نمی رسد که شما دارو مصرف می کنید ، یا از غم و اندوه بیش از حد بر روی سر خود کتک می خورید. این خیلی طبیعی است. برای کسی که زندگی کرده است و در آن با واقعیت های خشن زیادی روبرو شده است ، این یک روش کنار آمدن است ، می تواند تاریکی را به نور تبدیل کند. اما این همچنین راهی برای غلبه بر آنها است و اجازه نمی دهد آنها واقعاً شما را سرنگون کنند. و این همه Desiree اخوان است.

FilmRise

در کنار هم قرار دادن صحنه های صمیمیت جسمی ، چه چیزی در مورد روش دزیره برجسته بود؟

اولین بار بود که مجبور نبودم با گروهی از مردم دور میز بنشینم و عکسهای دقیق ، حرکات بدن ، صداها ، صورتها و غیره را تا درجه یازدهم مشخص و مشخص کنم. این اولین بار است که این اتفاق نمی افتد ، و او بسیار فوق العاده بود. او کاری را انجام داد که یک کارگردان بزرگ باید انجام دهد. او می داند که شما را استخدام کرده است زیرا شما یک بازیگر هستید و ذاتاً خواهید فهمید که چه کاری انجام می دهید ، بنابراین او به شما اطمینان کامل دارد. او آنجا با من و کوین [شفر] نشست و مثل اوکی بود. بنابراین ، من می خواهم همه را ناپدید کنم ، و کاملاً مطمئن هستم که شما بچه ها می دانید چه باید بکنید. من فکر می کنم یکی از تنها یادداشت هایی که ما در آن نوشته شده بود این است که او می خواست من را امتحان کنم و دکمه های ژاکت کش را فشار دهم - این تنها چیزی بود که ما تمرین کردیم. پس از آن ، او آن را فقط با اشلی [کانر] ، DP ، کوین و من گذاشت. او مثل این بود ، شما بچه ها سه بار طول می کشید. آن را انجام دهید ، و سپس ما کار ما تمام خواهد شد. و این بود از این نظر ، او مانند یک رهبر ارکستر درخشان است. یک رهبر ارکستر سعی نمی کند نقش ویولونیست اصلی را بازی کند. او سعی نمی کند و به پیانیست می گوید چه کاری انجام دهد. او می داند که آنها آنجا هستند زیرا در کارهایی که انجام می دهند بهترین هستند و سعی در مدیریت ریز نخواهد داشت. او فقط قصد دارد رفتار کند.

چه موقع زندگی شگفت انگیزی در تلویزیون است

جالب است که ببینیم موضوع تغییر درمان همجنسگرایان در این سال بین چنین اعتصابی است کامرون پست و جوئل اجرتون پسر پاک شده . در ذهن شما ، چرا این یک موضوع مهم است که اکنون باید بررسی شود؟

جالب اینجاست که این فیلم آخرین پروژه فعالیت اجتماعی است. این چیزی است که احساس می کنید یک فیلم جان هیوز است. برای همه اهداف ، این است باشگاه صبحانه ، اما نه در دبیرستانی که در آن بازداشت هستید. این در یک مرکز تبدیل درمانی است ، جایی که همه شما گیر کرده اید. اما این فیلم در آن فیلم های محبوب که همه ما با آنها بزرگ شده ایم بازی می کند ، بدون اینکه به شما احساس کند داروی خود را مصرف می کنید و چیزی یاد گرفته اید. اینکه بتوانم این داستان را در این روزگار تعریف کنم ، واقعاً تکان دهنده بود که فهمیدم چه مقدار از این موارد هنوز در آمریکا بسیار شیوع دارد. وقتی تحقیق می کردم و با بازماندگان ملاقات می کردم واقعاً به من ضربه زد. تمام بازماندگانی که با آنها ملاقات کردم 24 ، 25 ساله بودند. آنها حدود 15 سال به زندان سپرده شده بودند و پنج یا شش سال در آنجا اقامت داشتند ، بنابراین آنها اخیراً بیرون بودند. این واقعاً مرا مورد توجه قرار داد و این همان زمانی بود که من دوست داشتم ، این فیلمی است که بیش از چیزی که به آن علاقه دارم ، باید دیده شود. از آنجا که من از همان زمان فعال یک جامعه LGBT بوده ام یک دختر کوچک ، داشتن دو برادر همجنسگرا در خانواده من.

برای من همیشه ذاتی بود که این داستان یک اتاق پژواک نیست. این چیزی است که 700000 نفر در آمریکا تجربه کرده اند ، تبدیل درمانی. این یک اپیدمی ساکت است که هیچ کس در مورد آن صحبت نمی کند. در پنج سال آینده 57000 نوجوان تحت درمان تبدیل قرار می گیرند و با شنیدن این حرف ها باعث می شود که بخواهم این موضوع را از پشت بامها فریاد بزنم و سعی کنم همه افراد را تماشا کنند و با گفتن اینکه خنده دار است آن را بفروشم. بنابراین ، بنشینید و بخندید ، و ببینید آیا این باعث تغییر دیدگاه شما نیز می شود.

نفس نفس زدن

استودیوی آمازون

در این فصل ، شما نیز در ظاهر می شوید نفس نفس زدن ، فیلمی از یک نویسنده بزرگ دیگر. آیا می توانید در مورد آن تجربه و معنای آن برای شما تأمل کنید؟

من واقعاً خوش شانس بودم که مستقیماً از آنجا رفتم کامرون پست به نفس نفس زدن . این دو فیلم بسیار متفاوت بود ، اما از لحاظ پیشرفت اجتماعی نیز بسیار خطی بود ، از این جهت که این داستان ها برای زنان در واقع مرزها را می شکنند. این ماراتن در نقش بود - 15 صفحه از همه گفتگوی آلمانی که ما با انگلیسی ادغام کردیم ، قادر به پرش به درون شخصیتی مانند پاتریشیا بود ، که باید قابل درک و روانشناختی بود ، اما غیرقابل دستیابی نبود. این واقعا یک چالش زیبا بود.

مسئله لوکا این است که او چنان بیننده و حامی هنرمندان است که واقعاً به شما اجازه می دهد بال های خود را باز کنید و به مناطقی بروید که برای شما ناشناخته است. این آزادی برای من معنای زیادی داشت ، اینکه فقط می توانستم در کنار هم قرار شویم با لوتز ابرسدورف یا تیلدا سوئینتون. لحظه ای بود که بعد از یک سال و نیم استراحت و پشت سر گذاشتن این دو فیلم ، باعث شد که بنشینم و بروم ، اینجا جایی است که باید باشم. من کنترل زندگی حرفه ای خود را به دست گرفتم و کاری را انجام می دهم که می خواهم انجام دهم - چیزی که واقعاً مرا الهام می کند.

بازی در برابر سوینتون ، که در این فیلم ، نقش یک شخصیت را بازی می کرد ، در نقش یک بازی چگونه بود؟ جداگانه، مجزا شخصیت؟ به طور مشهور ، گواداگنینو رازهای خاصی را در مورد عملکرد خود از طریق نمایش فیلم ونیز حفظ کرد.

خیلی شگفت انگیز بود این یک راز در صحنه نیز بود. اعضای خدمه نمی دانستند. اما من در راز بود. این تجربه بسیار زیبا و وحشی بود. من فکر می کنم با وجود بازیگران توانا ، تیلدا احتمالاً تنها کسی است که شما قادر خواهید بود این کار را انجام دهید ، علاوه بر این ممکن است یک Daniel Day-Lewis باشد. احساس می کنم این احتمالاً تنها فردی است که به این طول می رسد و دیدن او که این شخصیت را مجسم می کند واقعاً دیدنی بود. شما تکه ای از تیلدا سوینتون را در آن ندیدید ، و واقعاً بسیار زیبا بود. هنر واقعی

در این لحظه از زندگی خود چه برنامه ای دارید؟ آیا به غیر از پذیرفتن پروژه های با کیفیت ، مورد خاصی وجود دارد؟

در حال حاضر ، من از پیدا کردن جنبه های مختلف این حرفه که واقعاً من را هیجان زده می کند ، لذت می برم و مهمترین چیز در حال حاضر این است که من چندین پروژه تولید می کنم. من در حال حاضر دو پروژه را تهیه می کنم که در آنها بازی خواهم کرد و همچنین دو واقعیت نمایشی فوق العاده را نیز تولید می کنم. یکی از آنها دیدگاهی عمیق در مورد درمان تبدیل در آمریکا و حقیقت آن است و دیگری نمایشی به نام بیرون آمدن ، در مورد اینکه بچه های جوان نزد بهترین دوست و بزرگترین دشمن خود بیرون می آیند. من فقط سعی می کنم عدالت اجتماعی خود را با شکل هنری خود شریک کنم ، بتوانم از این رسانه به عنوان یک تغییر مترقی برای جهان استفاده کنم و هنوز هم سرگرم کننده است.

با رفتن به این سال جدید ، کارگردانی را شروع می کنم. به خصوص 21 ساله بودن ، واقعاً هیجان انگیز است که می بینید فرصت ها به وجود می آیند ، و فکر نمی کنم اکنون به عنوان یک کارگردان فکر کنم ، که فکر می کنم مکان جالبی برای حضور در این صنعت باشد ، از میز خارج نیست. برای داشتن این فرصت و نشستن روی میز ، احساس می کنم واقعاً خوش شانس هستم.