جسیکا لانگ در انتقاد از شخصیت 'آخرالزمان' شخصیت خود ، پشیمانی ها و پروژه جدید رایان مورفی 'سیاستمدار'

Jessica Lange Reprising Her Apocalypse Character

جسیکا لنگ



مارک مان

جسیکا لانگ به طور منظم در کار نبوده است داستان ترسناک آمریکایی در عرض چهار سال ، اما تمام آنچه که برای او طول کشید تا نهمین نامزدی امی خود را به دست بیاورد ، فقط چند دقیقه روی صفحه نمایش در طول دو قسمت در فصل 8 بود ، آخر الزمان . برای این چرخش کوتاه اما درخشان که در نقش 1 فصل خود به عنوان کنستانس لانگدون تکرار می شود ، لانگ می تواند چهارمین تندیس Emmy خود را بدست آورد و به دو جایزه اسکار در قطعه قطعه خود اضافه کند. داستان ترسناک آمریکایی Lange را به عنوان یک برنده مجدد بر روی نقشه Emmy قرار داده است - او قبلاً برای نقش همسایه دخانیات ، سیگار کشیده ، کنستانس در سال 2012 برنده شد و در سال 2014 ، طلا را برای بازی فیونا گود در خانه برد داستان ترسناک آمریکایی: پخته .

که در آخر الزمان ، شما شخصیتی را بازی می کنید که چندین فصل پیش پشت سر گذاشته اید. آیا فکر می کردید که هرگز به کنستانس برگردید؟



هرگز. نه ، چون پیش فرض این بود که شما یک فصل را انجام می دهید ، آن شخصیت را بازی می کنید و بعد تمام می شود. که تمام شد شما به سمت دیگری حرکت می کنید. به روشی که رایان این موضوع را مطرح کرد ، می دانم که او با ایده بازیابی شخصیت های مختلف برای یک فصل انتقام جویی بازی کرده بود. اما این یکی برای من کاملاً غیرمعمول بود و وقتی تلفن تلفنی را از او گرفتم که پیش فرض این فصل را به من گفت و اینکه ما شخصیت های فصل 1 ، فصل 3 را برمی گردانیم کاملاً تعجب آور بود.

چگونه دوباره وارد ذهنیت او شدید؟

از آنجا که من هرگز کاری را که انجام می دهم تماشا نمی کنم و هیچ یک از این فصول را ندیده ام ، مجبور شدم برای اولین بار به کاری که انجام داده بودم نگاه کنم. یادم نمی آمد - البته هشت سال است - لهجه خاص ، رفتارها ، رفتارها و نوع نگاه او. من مجبور شدم با کمک مو و آرایش و لباس و هر چیز دیگری آن را دوباره بسازم. اما وقتی برگشتم و نگاهش کردم نوعی تکان دهنده بود. فکر کردم ، وای ، پس این شخصیت بود. اما بسیار جالب بود ، واقعاً بسیار جالب بود ، خصوصاً به این دلیل که نویسندگان من را می شناسند. ما همدیگر را دوست داریم. من از همه آنچه آنها انجام می دهند قدردانی می کنم و آنها برای شما می نویسند که بسیار منحصر به فرد است. آنها خود را با صحنه مرگ افتخار کردند. عالی بود. من باید اعتبار کاملی در این باره به آنها بدهم.



نویسندگان در طی این سالها بهترین خطوط توهین آمیز را برای شما بیان کرده اند. آیا هنوز هم یکی از آنها را به یاد دارید؟

من فکر می کنم شاید مورد علاقه من ، مطمئناً از کنستانس ، در فصل 1 با Franny بود ، جایی که من به او گفتم ، اجازه نده دوباره تو را بکشم. خیلی اردو است ، اما کار می کند.

جسیکا لانگ در

FX

چه اتفاقی برای نمایش وندی ویلیامز افتاد



شما چهار باورنکردنی بازی کرده اید داستان ترسناک آمریکایی زنان. آیا می خواهید از بقیه بازدید کنید؟

خوب ، احتمالاً شخصیت مورد علاقه من در این چهار فصل السا بود Freak Show . من فقط دوستش داشتم باز هم ، من آن را تماشا نکردم ، بنابراین نمی توانم محصول نهایی را با فصول دیگر مقایسه کنم. اما انجام آن - چیزی جادویی در آن فصل برای من وجود داشت. ما در نیواورلئان بودیم. مجموعه ای که آنها ساخته اند ، آن نمایش عجیب و غریب کارناوال با همه دوربرگردان ها و بازیگران واقعی ، افرادی که برای بازی در آن قسمت ها وارد شده اند -برای من،مثل یک شعر طولانی بود. گرفتن آواز بووی & hellip؛ مثل این بود که هدایا فقط مرتباً روی هم جمع و انباشته می شدند.

از زمانی که این کار را شروع کرده اید ، قدردانی شما از ژانر ترسناک تغییر کرده است؟

خوب ، می دانید ، من فکر می کنم رایان این را فهمید و نویسندگان هم زود فهمیدند ، من فکر می کنم من خودم را روشن کردم که قرار نیست وارد هیچ نوع چیز بدی شوم ، من چنین کاری نمی کنم. و من گفتم ، من نمی خواهم کسی را بکشم. من نمی خواهم ، هیچ یک از این موارد بنابراین ، به نظر می رسد که شخصیت های من همیشه از آن منطقه ، از آن ژانر وحشت فرار می کنند ، که من از آن بسیار سپاسگزارم. و به نظر من این هرگز ترسناک ترین قسمت نیست. این روان انسان است ، نه؟ این وحشتناک ترین است

در طول فصول ، شما این فرصت را داشتید که به طور همزمان 12 ساعت در شخصیت ها فرو بروید. چه چیزی را بیشتر و کمترین آن روند را دوست داشتید؟

ایده خلق شخصیت بیش از 10 ، 12 ساعت ، معادل انجام سه یا چهار فیلم است. مثل ما با جوآن کرافورد بود دشمنی . که در اصل به عنوان یک فیلم نوشته شده بود ، بنابراین ما مجبور بودیم آن داستان را در دو ساعت متراکم کنیم و موارد زیادی وجود داشت که فقط به دلیل نداشتن وقت نمی توانستیم کاوش کنیم. بنابراین آن قسمت از انجام سریال ها را دوست دارم. من همچنین عاشق این هستم که این یک سریال محدود است و مجبور نیستم هرگز دوباره به آن شخصیت ها برگردم ، مگر با این سفر کوچکی که امسال انجام دادیم. زیرا ، من صادقانه نمی دانم که چگونه بازیگران می توانند همان شخصیت را در طول 10 فصل یا 12 فصل یا حتی هشت فصل حفظ کنند و یک شخصیت را بارها و بارها بازی کنند.

آیا علاقه خاصی به بازی شخصیت های تخیلی نسبت به دیگران که مانند جوآن کرافورد یا فرانسیس فارمر بازی کرده اید ، دارید؟

شما می دانید ، هر دو. من عاشق بازی در شخصیت های واقعی هستم زیرا شما این تعداد تحقیق و اطلاعات را دارید که می توانید از آنها استفاده کنید. به عنوان مثال ، زمانی که من در فیلم Edith Beale بازی کردم باغهای خاکستری ، من آن مستندی را که برادران میلس ساختند مطالعه کردم. من هر روز صبح وارد تریلر خود می شدم و این اولین کاری بود که انجام می دادم. من به آن صدا گوش می دادم منظور من این نیست که به نوعی ووو به نظر برسم ، اما صدا سپس درون من فرو می نشیند ، و سپس می دانستم که شخصیت آنجاست ، و همه اینها از طریق صدای ادی بود. کرافورد ، یا پاتیسی کلاین یا Frances Farmer نیز همینطور.

جسیکا لانگ در

انجام یک عملکرد بیوگرافی فوق العاده است ، من این را دوست دارم. اما در عین حال ، همه چیز به نوشتن بستگی دارد. اگر نوشتن وجود داشته باشد و تخیل بتواند واقعاً پرواز کند ، بسیار هیجان انگیز است. ایجاد این نوع شخصیت ها بسیار جالب است. همه چیز در مورد نوشتن است. من به بازی در نقش بلانچ دوبواز یا ماری تایرون فکر می کنم. فقط آنجاست. شما مجبور نیستید آن را جبران کنید. در حال حاضر بسیار پر است ، و چاه حفر شده است. تنها کاری که شما باید انجام دهید این است که بپرید. یک چیز هیجان انگیز درباره بازیگری وجود دارد ، و با این حال من همیشه در آستانه گفتن هستم ، کار من تمام شد. و سپس چیزی پیش می آید و شما فکر می کنید ، بله ، من می توانم این کار را انجام دهم. Michele K. Short / FX

شما قبل از بازنشستگی گفته اید ؛ فکر می کنید قلاب شده اید؟

خوب ، کاری که من نمی خواهم هرگز انجام دهم ، و که من خیلی کار کردم ، اتلاف وقتم برای کارهایی است که باید فقط به آنها نه گفتم. و من مطمئن هستم که بسیاری از بازیگران چنین احساسی دارند ، زمانی که شما حرفه ای تقریبا 40 ساله دارید. چرا این کار را کردم؟ چرا من هرگز وقت خود را تلف کردم؟ اما همیشه بخشی از شما وجود دارد که می گوید ، من باید کار کنم. من واقعاً باید کار کنم من راهی برای ارزشمند کردن آن پیدا خواهم کرد. من راهی برای ساختن این کار پیدا خواهم کرد. و این ، من می دانم که دیگر هرگز تکرار نخواهم کرد زیرا زمان بسیار گرانبها می شود. ای کاش یک سوم فیلم هایی که وقتم را برای آنها تلف کردم ، کار نکرده ام ، اما این خبر قدیمی است.

اما آیا فکر نمی کنید همه چیز شما را به جایی که باید باشید می رساند؟

نه ، من فکر می کنم در مورد نحوه تصمیم گیری اجتناب ناپذیر است. اما واقعاً پشیمانم عمیق است. این مربوط به کاری نیست که من انجام داده ام ، بلکه کاری است که من انجام داده ام. کاری که وقتم را صرف آن کردم

یکی از دو تا آخر الزمان اپیزودهایی که در آن هستید توسط همبازی شما ، سارا پالسون کارگردانی می شود. آیا شما کارگردانی می کنید؟

آه ، بله در واقع فکر می کنم دوست دارم این کار را انجام دهم ، اما هیچ چیز واقعاً سر راه من قرار نگرفته است ، بنابراین & hellip؛

آیا نگان در راه رفتن مرده می میرد؟

ممکن است مورد بعدی باشد. من نمی دانم. [سارا] فقط یک کارگردان طبیعی است. او البته به عنوان یک بازیگر از آن ناشی می شود ، بنابراین می فهمد که یک بازیگر چگونه کار می کند و چگونه آماده می شود و چه چیزهایی برای رسیدن به بهترین عملکرد لازم است. او کاملاً آماده و مبتکر بود و از دوربین خوبی برخوردار بود. من دوست داشتم با او کار کنم.

جسیکا لانگ در

شما پروژه جدید رایان مورفی را دریافت کرده اید سیاستمدار بعد… بایرن کوهن / FX

نقش من به نوعی یک داستان مماس با داستان اصلی است. اما من هیچ یک از آن را ندیده ام.

چه چیزی مانع بازگشت شما به مورفی می شود؟ این سومین بار است که با او کار می کنید.

چون خیال او را دوست دارم. من فکر می کنم او یک استعداد نادر است و من عاشق طرز فکر و آنچه او خلق می کند. من کاملاً قدردان آن هستم. و او برای من چهار شخصیت را ایجاد کرده است داستان ترسناک آمریکایی ، و همچنین به من این فرصت را داد که نقش جوآن کرافورد را بازی کنم ، که یکی از مورد علاقه های من شده است. و سپس این [ سیاستمدار ] ، که خیلی آنجاست. من قرار نیست در مورد آن صحبت کنم ، اما این آجیل است. این واقعا دیوانه است بین خیال و خلق شخصیت یا داستان توسط رایان و نویسندگانی که در واقع این کلمات را به دهان شما می گذارند ، خوشحال کننده بوده است.

آیا قرار است یک فصل 7 بی شرمانه برگزار شود

شما به ما شخصیت های به یاد ماندنی زیادی داده اید. آیا هنوز چیزی هست که بخواهید با آن کنار بیایید؟

من نمی دانم. دوست دارم دوباره به صحنه برگردم ، اما نمی دانم چه بازی می کند. سخت است. من نقش هایی را بازی کردم که واقعاً همیشه ناامیدانه آرزوی آنها را داشتم: ماری تایرون و بلانش دوبواز. و در حال حاضر ، مشکل سن نیز وجود دارد. من خیلی پیر هستم که می توانم بعضی از قطعاتی را که می خواهم بازی کنم مانند مارتا در بازی کنم ویرجینیا وولف ، یا هانا در شب ایگوانا . دوست داشتم آن قسمت ها را بازی کنم ، اما دیگر نمی توانم. آن زمان گذشت. من نمی توانم پدربزرگ داشته باشم او باید یک صد و یک * cking-20 ساله باشد!

دو هفته پیش ، من در کابین خودم در شمال مینه سوتا بودم و دیدم کاغذ کوچکی که می آید و آنها در صندوق پستی شما می گذارند ، و اطلاعیه ها و منوی مدرسه و مواردی از این دست وجود دارد. و اعلام شد که این زن در یک شهر کوچک نه چندان دور از جایی که کابین من بود ، در حال تبدیل شدن به 107 سال است. بنابراین ، من تعدادی گل از باغ برداشتم ، و من و برادرم برای رسیدن به او تبریک گفتیم زیرا در شهری که او در آن بود ، جایی بود که پدربزرگ و مادربزرگ من در آن زندگی می کردند و پدر من در آنجا متولد و بزرگ شد. بنابراین ، من فهمیدم که شاید & hellip ؛ او خانواده را نمی شناخت زیرا او فقط یک سال آنجا بود ، اما صحبت کردن با او بسیار جالب بود. او بسیار حاضر و زنده و خنده دار بود. من به او توضیح دادم که چرا آمدیم ، زیرا فکر کردم این اتفاق خارق العاده ای است و می خواهم تولد 107 سالگی او را تبریک بگویم. او به من گفت ، من احساس نمی کنم 107. من حتی نمی دانستم چه بگویم. فکر کردم ، بله ، عالی است.

جسیکا لانگ در

آیا احساس 70 می کنید؟ نت فلیکس

نه ، نمی کنم ، که احتمالاً خیالی است. اما بله ، من در واقع نمی دانم ، زیرا ، نمی دانم ، احساس سبکی می کنم. احساس می کنم بار و غصه زیادی دارم و همه این مسائل شروع به بلند شدن می کنند. بنابراین این تفاوت بزرگی ایجاد می کند. اما تا جایی که هنوز می خواهم انجام دهم ، فقط نمی دانم. من وقتی بخشی را می بینم ، می دانم که بله. اما تصور آن اکنون به صورت انتزاعی؟ من نمی دانم.

و شما کتاب عکاسی خود را در ماه آینده منتشر خواهید کرد - شما به طور رسمی عکاسی را مطالعه کردید. آن اثر چه تاثیری بر بازیگری شما داشته است؟

برای اینکه حقیقت را به شما بگویم من خیلی مختصر آن را مطالعه کردم ، زیرا عاشق شدم و دانشگاه را ترک کردم و به اروپا فرار کردم. اما آنها به هم اطلاع می دهند ، که به نظر من عالی است. و می دانید ، دوباره ، مثل این است که مردم می گویند ، خوب او واقعاً یک عکاس نیست ، او یک بازیگر است ، یا این همه عوضی است. اما آنها به عنوان یک فرم هنری یکدیگر را آگاه می کنند. با دوربین ، وقتی از شما عکاسی می کند ، برای من تقریباً شبیه یک مراقبه است. شما در حال دیدن این چیز هستید ، و یک سکوت نسبت به آن وجود دارد ، و شما واقعاً به دنبال آن هستید ، بنابراین یک حضور است. رولان بارت این حرف عالی را می زند. او می گوید هر عکسی گواهی حضور است. و این همان چیزی است که هنگام عکاسی احساس می کنید - حضور شما - و این نوع تمرکز فوق العاده ای است. این یک مانع از بازیگری است ، زیرا وقتی شما در یک مجموعه شرکت می کنید و 50 نفر در حال دویدن هستند ، چراغ ها تغییر می کنند ، و همه فریاد می کشند و شما در واقع در جای دیگری از ذهن خود هستید ، برای بازی یک صحنه آماده می شوید ، اما شما کاملاً حاضر هستم بنابراین ، این دوگانگی عجیب وجود دارد. و بعد متوجه می شوم که عکس ها ، لحظاتی که دوربین را برای عکاسی از چیزی بالا می آورم ، اغلب با نور ، با احساسات آگاه می شود. بنابراین ، آن عنصر فیلم را در خود جای داده است. این همان چیزی است که من به عنوان بازیگر می شناسم - اینکه چگونه نور روحیه و احساسات ایجاد می کند. آن نقل قول فوق العاده بودلر چیست؟ حقیقت مhatکد ژست در شرایط بزرگ زندگی. بنابراین ، آنها با یکدیگر بازی می کنند. یکی به دیگری اطلاع می دهد و من خوش شانس بوده ام که توانسته ام هر دو را انجام دهم.

شما شاهد تغییرات زیادی در صنعت بوده اید. آیا هنوز مسیری طولانی در پیش است؟

اوه ، من فکر می کنم یک راه طولانی برای رفتن وجود دارد اما مطمئناً ، حداقل در این مرحله از سفر ، آگاهی از اختلافات وجود دارد و این چیزی بود که حتی از چند دهه قبل یا حتی یک دهه پیش در مورد آن بحث نشده بود. بنابراین ، حدس می زنم ، بله. من از وضعیت این اطمینان ندارم تا حقیقت را به شما بگویم ، زیرا فکر می کنم اکنون محصولات زیادی وجود دارد - به ویژه در تلویزیون. می شنوید که مردم در مورد آن صحبت می کنند. بیش از آنچه که می توانید تماشا کنید وجود دارد ، مگر اینکه فقط هر ساعت از روز خود را به نشستن جلوی صفحه اختصاص دهید. و با این حال ، در همان زمان ، فکر می کنم فیلم ها آن چیزی نیستند که بودند. شما به اوج دهه 70 ، دهه 60 فکر می کنید ، جایی که آن انفجار خارق العاده از استعداد و انرژی و تخیل وجود داشت. و این برای من مانند هیجان انگیزترین قسمت فیلم است. آن سال ها آنجا و همه آن کارگردانان درخشان حاضر شده و اولین کار خود را انجام می دهند. و بازیگران. نمی دانم این وجود دارد یا اینکه می تواند دوباره برگردد. مطمئن نیستم. اما بزرگترین خطر البته این است که ، دقیقاً مانند هر چیز دیگری ، سازمانی می شود و به خط پایینی تبدیل می شود ، به پول تبدیل می شود. این در مورد سود می شود. و سپس کار پیشه می رود.