‘Grey’s Anatomy’: T.R. Knight & EP Krista Vernoff On George & Meredith’s Touchun Reunion و موارد دیگر

Grey S Anatomy T R



ABC

زنگ خطر: داستان شامل جزئیاتی درباره قسمت 3 دسامبر است آناتومی گری.

یک بار دیگر در این فصل ، آناتومی گری فاجعه و شادی آمیخته ای در قسمت امشب در حالی است که کارکنان Gray Sloan Memorial همچنان در روزهای ابتدایی خود با واقعیت وحشتناک ویروس کرونا دست و پنجه نرم می کنند. این باعث کشته شدن بیش از حد بسیاری از بیماران شده و اکنون تهدید به از بین بردن یکی از بیماران خود شده است ، مردیت گری (الن پمپئو). با این وجود ، رویاهای Meredith's Covid به دلیل بیماری خود ، نوری را فراهم کرده اند ، زیرا هنگام راه رفتن در ساحل ، او با برخی از افراد مورد علاقه خود ملاقات می کند.



نقاشی ساحلی در اولین فصل شروع شد با برگشتن فک گری سرب اصلی مرد پاتریک دمپسی به عنوان همسر فقید مردیت ، درک شپرد ، که از آن زمان در رویاهای خود ظاهر شده است. امشب ، شخص دیگری در اقیانوس منتظر او بود ، جورج اومالی (T.R. نایت) ، که پس از پرتاب خود مقابل اتومبیل برای نجات جان یک زن در فصل 5 ، درگذشت.

با اوج گرفتن اوضاع مردیت در نبرد Covid ، او بیشتر وقت خود را در این قسمت صرف خواب می کرد ، که منجر به پرسه زدن های رویایی و گفتگوهای متعدد با جورج شد ، در آنها در مورد مرگ و تشییع جنازه او صحبت کردند. جورج از آنچه از زنده بودن تنگ شده است صحبت كرد و مرديت به او گفت كه چقدر براي او معني دارد.

او گفت ، تو زندگی من را تغییر دادی جورج.



ABC

در همین حال ، در بیمارستان ، تام کوراچیک (گرگ ژرمن) ​​پس از مثبت بودن آزمایش Covid-19 ، در خانه منزوی شد. در پایان این قسمت ، او علائمی را نشان می داد و بسیار بیمار به نظر می رسید. ریچارد (جیمز پیکنز جونیور) در تلاش بود تا تصمیم بگیرد که آیا مردیت را در یک آزمایش بالینی برای داروی تجربی کووید ثبت نام کند. با راهنمایی های بیلی (چاندرا ویلسون) ، سرانجام مردیت را وارد محاکمه کرد. هنگامی که ریچارد و بیلی در اتاق بیمارستان به دنبال مردیت بودند ، آنها را به ساحل منتقل کردند و در آنجا با مردیت و جورج در یک دیدار چهار نفره اصلی نشستند. گری اعضای بازیگران خارج از کار ، جو و جکسون با قاطعیت در دوستی با قلمرو مزایا مستقر شدند.

در مصاحبه با Deadline ، نایت و خاکستری تهیه کننده / مجری برنامه اجرایی Krista Vernoff درباره بازگشت جورج ، آن صحنه آخر ، پیش آگهی Meredith's Covid ، سرنوشت تام و موارد دیگر صحبت می کند.



ضرب الاجل : بیایید با صحنه نهایی T.R شروع کنیم. سه نفر باقیمانده پیوستند گری اعضای اصلی بازیگران در ساحل. آیا این یک تصادف بود یا یک اشاره به طرفداران ، بازگشت به سالهای اولیه نمایش بود؟

ورنوف : خوب ، مطمئناً این فقط یک تصادف نبوده است. این یک زمین زیبا از مگ مارینیس و اندی ریاسر بود که شماره دو من هستند آناتومی گری. من صحنه جورج در ساحل را نوشته بودم. بعضی از نویسندگان در این فصل حتی نمی دانستند که ستاره های مهمان ویژه چه کسانی هستند ، بنابراین من تمام صحنه های ساحل را نوشتم و وقتی مگ و اندی آنها را خواندند به سراغ من آمدند و این مگ بود که گفت ، فرصتی در اینجا وجود دارد چون بیلی و ریچارد بالای تخت مردیت صحبت می کنند ، تا آنها را در ساحل نشان دهند و به نظر من لحظه ای نمادین از چهار نفر دوباره با هم دارند ، و من مثل بله خواهش می کنم. به همین دلیل افراد باهوشی را استخدام می کنید. بسیار خوب است.

ABC

ضرب الاجل : T.R ، آیا آن صحنه برای شما احساس نمادین است؟

شوالیه : حتی اگر اواسط ماه اکتبر از این فیلم فیلمبرداری کردیم ، من هنوز هم سعی می کنم چقدر تجربه برای من عمیق است را بیان کنم ، بنابراین فقط شنیدن این باعث می شود که چشمانم کمی از آب شور خارج شود. وقتی کریستا برای اولین بار این صفحات را به من داد ، بیلی هنوز در آن نبود ، فکر می کنم ریچارد هم بود. و سپس به دور دوم رسیدم. فقط برای من دشوار است که کلمات را بیان کنم ، چقدر معنی دار بود.

ورنوف : خفه شدم و گفتم ، T.R. برای من هم احساسی است.

شوالیه : این باورنکردنی بود ، فقط یک احساس قریب به اتفاق عشق در آن لحظه بود. ما کاملاً از همه جدا بودیم زیرا این یک شلیک هواپیمای بدون سرنشین بود ، و فقط ما چهار نفر بودیم ، و خورشید در حال غروب بود و این مگس بزرگ در اطراف سرمان می وزید ، و من فقط با خوشحالی زیادی پر شد .

ورنوف : میخوام اینو بهت بگم نلی. نکته شگفت انگیز درباره نویسندگان که نمی دانستند ، تکامل و آشکار شدن آن بود. جولی وونگ ، که این ساعت فوق العاده قدرتمند تلویزیونی را که شما تماشا کردید ، نوشت ، پس از نوشتن پیش نویس نویسنده اول یا دوم خود ، یادم نمی آید. در واقع فکر می کنم این فقط این نیست که او یاد گرفت ، بلکه من تصمیم گرفتم که او جورج را می گیرد ، صحنه های جورج در آن قسمت اتفاق می افتد. بنابراین ما مجبور شدیم فضای کمی را پاک کنیم و من به او گفتم ، من می خواهم یک مکان دیگر انجام دهم. وقت روز داریم. من هر چیزی که بتوانم با T.R می خواهم ، یک صحنه دیگر می خواهم. جولی یکی از طرفداران این نمایش بوده است و این مانند کلاهبرداری های دیوانه وار OH MY GOD بود. جورج گرفتم؟ و سپس او رفت و پنج فصل اول را دوباره تماشا کرد ، زیرا فشار را برای نوشتن یک صحنه دیگر از جورج احساس کرد و آن صحنه نفیس را در پایان نوشت که مردیت گفت ، 'تو زندگی من را تغییر دادی ، جورج'. صحنه ای که فقط باعث می شود گریه کنی جولی بود و فکر می کنم بزرگترین لحظه بود.

وقتی مردم طرفدار هستند و سپس آنها مشغول کار در نمایش می شوند و همه چیز در این نوع جادوها جمع می شود ، جایی که شما می توانید برای George O’Malley در فصل 17 بنویسید ، بسیار شگفت انگیز بود.

ضرب الاجل : T.R. ، وقتی شما با هم نشسته بودید ، شما چهار نفر ، شما چهار نفر در مورد چه چیزی صحبت کردید؟

شوالیه : من قبلاً نسبت به این موضوع خیلی احساساتی بودم ، بنابراین چیز خنده داری در مورد آن خواهم گفت زیرا هواپیمای بدون سرنشین و سر و صدای زیادی در اقیانوس وجود داشت ، و شما می شنوید که یک شاخ گاو ضعیف دارد جهت می دهد اما شما واقعاً نمی توانید آن را بشنوید زیرا آنجا وجود دارد امواج ، و بنابراین در یک لحظه ، فکر کردم که شنیدم ، 'خوب به چاندرا نگاه کن ،' که کنار من نشسته است ، و بنابراین من به او نگاه می کنم. او دارد به آب نگاه می کند ، و ناگهان ، او آرام به من نگاه می کند. دهانش را تکان نمی دهد و چشمانش فقط می گویند ، آیا باید به من نگاه کنی؟ چرا به من نگاه می کنی؟ این باعث شد من از خنده بترکم ، زیرا این چیزی است که فکر می کردم شنیده ام ، و کی می داند که این درست است.

ورنوف : ما از یک میکروفن کارگردانی می کردیم ، نلی. ما با یک اقیانوس 100 متری فاصله داشتیم ، و جزر و مد وارد می شود ، و خورشید غروب می کند. منظورم این است که این عکس در ساعت جادویی است ، به این معنی که شما سه دقیقه وقت دارید و ما می رویم [صدای گنگ به نظر می رسد مثل اینکه با میکروفون صحبت می کنیم].

شوالیه : کمی اینطور به نظر می رسد. امیدوارم لحظه ای خراب نشوم همه آنها به دنبال این هستند که چرا او به چاندرا نگاه می کند؟

ورنوف : نه ، در واقع داشتیم به شما می گفتیم که به چاندرا نگاه کنید. اولین نسخه ای که ما شلیک کردیم ، همه آنها فقط به اقیانوس خیره شده بودند و بسیار عالی بود. خیلی عالی بود احساس نمی شد ، سلام ، دوستان قدیمی ، و بنابراین ما با میکروفون داد می زدیم ، مثل اینکه کار دیگری انجام دهیم. T.R. ، به چاندرا نگاه کن ، و فقط به روشی که شما این کار را انجام داد زنده شد.

شوالیه : اوه خوبه. اوه خوبه.

ضرب الاجل : جورج محبوب دوم است گری شخصیت پس از درک را به نقاشی ساحل برگرداند. بازگشت T.R چگونه اتفاق افتاد؟

ABC

فینال فصل بازی تاج و تخت لو رفت

ورنوف : خوب ، جورج اولین ایده من بود. وقتی این تصور به ذهن من رسید ، همانطور که به شما نلی گفته ام ، در ساحل قدم می زدم. من راهی پیدا کرده بودم که کسی آنجا نیست و احساس می کردم می توانم ماسکم را بردارم و فقط با پاهایم در آب راه بروم ، و تصور تصور این که مردیث با جورج پاهایش را در آب می گذارد به من رسید. این اولین تصویری بود که به من آمد و شادی که هنگام آمدن من را پر کرد ، به اعتقاد من روی صفحه نمایش ترجمه می شود و معتقدم که آن لحظه لذت ناب را به میلیون ها هوادار داده ایم. در حال حاضر در زندگی ما ، در این بیماری همه گیر شادی نادر است ، و بنابراین من بسیار ممنون از T.R. برای آمدن و بازی کردن ، و ارائه آن به همه ، زیرا من فکر می کنم این معنی دار است.

وقتی به الن زنگ زدم و گفتم ، من این ایده را دارم که شما این رویاها را در ساحل ببینید و می خواهم شخصی شگفت انگیز مانند T.R را بدست آورم. الن مانند بله ، T.R را دریافت کرد ، و همچنین پاتریک. این تکامل آن بود. الن و T.R. نزدیک هستند ، و جورج و T.R. هر دو همیشه مورد علاقه من بودند ، و بنابراین او اولین ایده من بود ، به عنوان یک طرفدار ، می خواهم دوباره چه کسی را ببینم؟ من می خواستم جورج را ببینم ، بنابراین از آنجا شروع شد. و بعد به کدام قسمت رفت ، من نمی دانم چگونه تکامل فیلمنامه ها را زیر نظر من توضیح دهم ، اما گاهی اوقات شما تکامل ساعت یازدهم را می گیرید. من صحنه ها را نوشتم و نمی دانستم که آنها کجا می روند. فکر می کنم ما هنوز به آنها شلیک نکرده بودیم و تصمیم گرفتیم.

ضرب الاجل : T.R ، چه کسی با شما تماس گرفت و اولین واکنش شما چه بود؟

شوالیه : الن ابتدا به آن اشاره كرد ، اما بعد كریستا تماس گرفت و ما یك ساعت صحبت كردیم. احتمالاً بعد از آن گوشهایش کمی خونریزی کرده بود ، امیدوارم که خیلی هم بد نباشد ، اما باورنکردنی بود. چیزی که جالب بود کریستا است ، امیدوارم از اینکه من این را به اشتراک بگذارم بد نباشید. کریستا در یک لحظه در طول مکالمه طولانی ما گفت که او فکر می کند این ممکن است ، اگر این ممکن است بسته شود ، و من مثل اوه بودم ، فکر می کنم این اتفاق افتاده است. آنچه جالب بود چیزی است که شوهرم ، که بسیار باهوش تر از من است و بسیار خوب ، با توجه به این که یک حد کم است ، گفت. ما در مورد این ایده بسته شدن صحبت می کردیم و او می گفت که گاهی بسته شدن در باعث بسته شدن در می شود ، و گاهی اوقات بازنگری در یک اتاق آشنا است ، و پیدا کردن آنچه شما را خوشحال می کند. و این فقط مرا ضربه زد.

آن روز رفتن به صحنه ، زیرا ما در ساحل تیراندازی کردیم و این یک تماس زودهنگام بود ، بنابراین من در تاریکی رانندگی می کنم زیرا شما می خواهید زود باشید. نمی خواهید برگردید و دیر کنید. با رانندگی در آن جاده بادگیر در تاریکی ، مردم تازه شروع به ورود می کنند و برای دیدن لورا پتیکورد ، دومین دستیار کارگردان ما هستند. او اردوگاه پایه را اداره می کند و از همه ما استفاده می کند و این کار مهم را انجام می دهد ، و او کسی است که فکر می کنم از همان ابتدا یا حداقل از همان فصل اول با نمایش همراه بوده است. او از نظر انسانی مانند مهربانی است ، بنابراین با دیدن او ، و سپس ناگهان دیدن شاون هانلی ، که اکنون اولین دستیار کارگردان است ، و سپس نورمن لیویت ، که از دوران نیمه عمر بازنشسته شد و سعی کرد این کار را انجام دهد (اشاره به او صورت) به نظر می رسد چیزی شنیع نیست. فقط موج موج شادی ، شادی بود. کریستا تمام روز آنجا بود. لیندا کلاین ، او نیز تمام روز آنجا بود.

VERNOFF: او یک تهیه کننده پزشکی است و هیچ دارویی [در صحنه های ساحل] نبود.

شوالیه : و سپس داشتن الن ، چاندرا ، و جیم ، البته ، و همه چهره های آشنا دیگری که آنجا بودند ، زیرا تعداد زیادی خدمه هنوز در آنجا بودند. برای داشتن همه اینها ، این کاملاً شبیه هیچ تجربه دیگری بود که من در کل زندگی ام ، در طول 47 سال تجربه کرده ام.

برای بازی با الن ، این یکی از مواردی است که شما آرزو می کنید همیشه اتفاق بیفتد اما پس از آن اتفاق خاصی نخواهد افتاد ، اینکه با شخصی بازی کنید که فقط می دانید مثل آن است ، خوب ، قرار است آنجا به من چه چیزهایی بدهید. خوب ، حالا من سعی می کنم آن را مطابقت دهم ، و سپس این بازی است. این ماشین غلتکی است که با هم هستید برای اینکه دوباره بتوانید آن را با الن تجربه کنید و بدانید که هر برداشتی متفاوت خواهد بود ، یک حس بازی ، یک احساس چالش وجود دارد. اگر منطقی باشد ، بهترین نوع بازیگری است.

ضرب الاجل : برخی احساسات در جدایی شما از نمایش دخیل بودند. آیا به علاوه دهه دور از گری به شما برخی از چشم انداز؟ نمایش رو از دست دادی؟

ABC

شوالیه : منظورم مردم است ، بله ؛ این مردم هستند و جورج است. احساس می کنم بازیگری تفسیری است ، شما آنچه به شما داده شده را می گیرید. برای مغز من سخت بود که بفهمم جورج اکنون چه کسی خواهد بود یا چه شخصی خواهد بود و سپس صفحات کریستا ، حتی دور اول را بدست آورد. من فقط دو تا گرفتم ، اما منظورم اینه که & amp؛ hellip؛ اوه آره. من نمی دانم چگونه توصیف کنم غیر از این که بله ، آنجاست. این شانس داشتن نویسندگان عالی به شما خیلی چیزهای زیادی می دهد. به نوعی شبیه است ، این یک استعاره بد است ، اگر بازیگری در حال بالا رفتن از کوه است و پس از آن وقتی که نوشتن عالی دارید که شما را پشتیبانی می کند ، مانند یک تله کابین است که شما را از همه بالا می برد. این شما را از بالا پایین نمی اندازد ، زیرا شما هنوز هم مجبور هستید که کارهای زیادی را خودتان انجام دهید ، اما نزدیک به اوج و صعود را بسیار آسان تر می کند ، و من در حال حاضر جلوی این استعاره وحشتناک را می گیرم.

چیزی که من دوست داشتم در مورد آنچه کریستا با جورج انجام داد این بود ، زیرا مردیت این دید را دارد ، به دلیل نداشتن کلمه بهتر ، در مورد اینکه جورج چه کسی خواهد بود. جورج شخص بسیار پیچیده ای است و همین باعث شده او از بازی بسیار شگفت انگیز لذت ببرد ، اما مردیت بهترین چیزهای جورج را می بیند: او شوخ طبعی ، مهربانی ، سخاوت او و در این لحظه کوتاه را که می بینید ، می بیند ، این یک راه عالی برای یادآوری او است.

همه ما می دانیم که جورج نیز خطاهایی داشت. خیلی زمین خورد. از نظر لفظی و استعاره ، او کمی منفعل- پرخاشگر بود ، مقداری عصبانیت داشت ، کمی هم کینه داشت ، اما این چیزی است که او را به چنین شخصیتی درخشان برای بازی تبدیل کرده است ، بنابراین برای اینکه بتواند دوباره به آن دنیا برگردد was مثل من گفت ، یک کلمه بهتر از عمیق وجود دارد ، و من روزی به آنجا خواهم رسید.

ضرب الاجل : آیا شما همان مراحل امنیتی پیچیده را برای محرمانه نگه داشتن بازگشت T.R مانند آنچه که با پاتریک انجام داده بودید انجام دادید ، یا او این بار در جدول مجازی شرکت کرد که خوانده شده است؟

ورنوف : نه. به جورج در فیلمنامه ای که می خوانیم ، تاچر گفته می شد. همه چیز یکسان بود. هیچ کس روزنامه ای ندید. من فکر می کنم اعضای بازیگران هستند که هنوز نمی دانند این اتفاق می افتد. در واقع فکر می کنم ، صادقانه بگویم ، بیشتر بازیگران نمی دانند این اتفاق می افتد. ما ، واقعاً ، الن و من ، با خوشحالی عقرب پنهانی بوده ایم.

شوالیه : و فقط شوهرم میدونه. فقط پاتریک می داند. من قصد دارم بسیاری از دوستان عصبانی داشته باشم ، اما این درک می کنند

ورنوف : بله ، بچه های من نمی دانند.

شوالیه : بچه های شما نمی دانند؟ اوه خدای من.

ورنوف : نمی توانید به نوجوانان بگویید. در واقع ، آنها عصبانی می شوند. آنها در حفظ اسرار بسیار خوب هستند ، اما بله. من واقعاً می خواهم این را بگویم ، نلی ، در مورد T.R. به عنوان یک هنرمند شما هنرمندی او را در هر پاسخ او می شنوید و لذت برای من ، از تماشای او در محل کار و بازی دوباره ، شگفت انگیز بود. همانطور که با سردبیران کار می کردم ، حتی در روز آن را تماشا می کردم و سپس برش ها را می دیدم. مثل چیزی که آخرین بار که آن را تماشا کردم متوجه شدم این است که او در مورد رقص و شادی های زندگی صحبت می کند و پاهایش می رقصند. او در ساحل نشسته است اما این بی قراری وجود دارد. فقط یک سطح بعدی وجود دارد ، با T.R. ، کار و فکر ، و بسیار شادی و هنر وجود دارد. او هرگز با چیزی تلفنی تماس نمی گیرد. او هرگز تماس نگرفت و این واقعاً عمیق بود. فکر نمی کنم کلمه بهتری باشد

ضرب الاجل : شوخی با تغییر ظاهر جورج چگونه بوجود آمد؟ آیا بداهه بود؟

شوالیه: این همه کریستا است.

که وقتی او رفته هیچ آفتابی نمی خواند

ورنوف : در فیلمنامه بود. و چه خنده دار است من این را نوشتم با این فرض که T.R. در واقع پیرتر به نظر می رسد ، و همانطور که می بینید ، او اینطور نیست.

شوالیه : آه ، این بالونی است. این بالونی است. من آینه دارم ، می دانم.

ورنوف : من می گویم که یکی از دلایلی که احساس خط بدی می کند این است که چقدر الن از کار با T.R خوشحال شده است. از نو. این خیلی زنده احساس می شود ، و بله. هنرمندی که آنها برای یکدیگر به ارمغان آوردند ، این جادو بود.

ABC

ضرب الاجل : به دلیل وضعیت جسمی مردیت ، او در این قسمت زمان بیشتری را در ساحل گذراند و چندین مکالمه معنادار با جورج در مورد زندگی ، مرگ داشت و هر دو باید به دیگری گفتند که به دلیل مرگ ناگهانی جورج نمی توانند. آیا این یک خداحافظی نهایی و مناسب برای شخصیت بود یا او می تواند برای کارهای بیشتری برگردد؟ تعظیم خوبی در داستان او ایجاد کرد.

ورنوف : اینو میگم فکر کردم این کمان زیبایی است و هرگز نگو هرگز. منظورم این است که چه کسی می داند اکنون سحر وجود دارد.

ضرب الاجل : T.R ، آیا شما برای بازبینی مجدد شخصیت باز هستید ، یا این برای شما بود ، پایانی که امیدوار بودید؟

شوالیه : این پایانی بود که من هرگز انتظار نداشتم و احتمالاً نمی توانستم انتظار داشته باشم ، از بسیاری جهات. چنان موقعیت نامناسبی وجود دارد که باید از من خواسته شود ، صادقانه بگویم ، با کمال احترام ، بنابراین فقط می گویم که در دستان کریستا احساس امنیت می کنم ، احساس انرژی می کنم. این مانند وقتی است که شما در مورد آن خط اشاره کردید که به نظر بداهت می رسید. من قصد ندارم اعتبار آن را بدست آورم. من به الن اعتبار می دهم و به کریستا اعتبار می دهم زیرا نوشتن مطلبی که به نظر بداهه می رسد ، آن هم در نوشتن. و این فقط یک لذت برای تفسیر است.

ضرب الاجل : کریستا ، می توانی بگویی بعدی کی به ساحل می آید؟

ورنوف : خوب ، نلی ، حالا شما دیده اید که بعضی اوقات وقتی مردم در اتاق مردیت می نشینند و صحبت می کنند ، در ساحل برای او ظاهر می شوند ، بنابراین ساحل در طول فصل نه تنها با ستاره های مهمان بسیار خاص وجود دارد.

ضرب الاجل: آیا با مردیت در یک کارآزمایی بالینی ، او گوشه ای از کووید است؟

VERNOFF: چه اتفاقی می افتد؟ چه اتفاقی می افتد؟ من نمی دانم. باید هماهنگ شوید.

ضرب الاجل : پاتریک دمپسی در مصاحبه ای اشاره کرد که در تمام طول فصل حضور خواهد داشت. آیا درک و مردیت مانند مردیت و جورج به هم نزدیک می شوند و مکالمه های طولانی تری دارند؟

ABC

ورنوف : بله ، سرانجام. در نهایت ، آنها مکالمه های عمیق تر و غنی تری مانند صحبت های مردیت و جورج پیدا می کنند. ما دو روز با پاتریک کار کردیم. ما دو روز فرصت داشتیم تا چهار اپیزود را ثبت کنیم و به همین دلیل است که در یک قسمت غذای کامل را دریافت نمی کنید ، که با T.R. جایی که ما یک روز کامل داشتیم تا صحنه های او را در یک قسمت انجام دهیم ، و این فقط واقعیت های تولید است و اینکه چند روز بودجه برای حضور در آن ساحل در نظر گرفته شده است ، و حالا که روزها کوتاه تر شده است ، رفتن به ساحل ، ما پنج ساعت از نور روز را دریافت کنید. بسیاری از قطعات متحرک وجود دارد. بیشتر می خواهید ، هماهنگ شوید. مثل اینکه قبل از شام کمی ذوق کرده اید و برای دسر برگشته اید.

شوالیه : فکر می کنم این باعث جورج سوپ شود.

ورنوف : من فکر می کردم که جورج را تا اواخر فصل نجات خواهم داد ، اما یک بار & hellip؛

شوالیه : آخه من عاشق دوره سوپ هستم.

ورنوف :… یکبار با T.R تلفنی بودم و صحنه ها نوشته شده بودند ، مثل این بود که ما الان به جورج احتیاج داریم.

ضرب الاجل : س Aالی درباره تحول دیگر در این قسمت. آیا تام در خطر است؟ او در صحنه آخر در خانه خوب به نظر نمی رسید.

ورنوف : او در آن صحنه آخر ظاهر خوبی نداشت. تام مبتلا به کووید است و اکنون او علامت دار است و کووید یک بیماری خطرناک است و امیدوارم که حال او خوب باشد.

ضرب الاجل : جنبه پشت صحنه نمایش چطور؟ چگونه در این موج خارق العاده عفونت در L.A فیلمبرداری می شود؟

ورنوف : پروتکل های ما بسیار سختگیرانه و سختگیرانه هستند. به دلیل بودجه کافی صنعت سرگرمی ، توسط متخصص اپیدمیولوژی به من گفته است که در حال حاضر امن ترین مکان در یک مجموعه در لس آنجلس است. ما هفته ای چندین بار در حال آزمایش هستیم و فاصله را حفظ می کنیم ، ماسک می پوشیم و روکش می پوشیم و فکر می کنم افزایش فشار در L.A باعث می شود همه شخصاً مراقب بیشتری باشند. ما بعد از شکرگذاری مدت زمان بیشتری را تعطیل کردیم. بارها آزمایش کردیم. ما این مسئله را بسیار جدی می گیریم ، بنابراین اگر فکر می کنم بیرون رفتن در محل کار سخت تر می شود. در واقع مشکلی نیست گری زیرا ما روزهای زیادی را بیرون از خانه انجام نمی دهیم بیشتر مجموعه های ما داخلی یا در قسمت های مختلف ما هستند. (اسپینوف) ایستگاه 19 کمی سخت تر است ، زیرا موارد اضافی و جمعیت بیشتری برای کنترل داریم.

به روز رسانی : پس از پایان این قسمت ، نایت عکسی از او و پمپئو در ساحل را با یادداشتی در ستایش از اینستاگرام منتشر کرد که از او به خاطر نوع بازیگری که من بی وقفه از بازی با او سپاسگزارم ، تعریف کرد.

او نوشت ، جورج و مردیت مطمئناً یکدیگر را دوست دارند ، اما من فکر نمی کنم او بتواند شمعی را نگه دارد تا عاشق من برای الن باشد.

مشاهده این پست در اینستاگرام

پستی که توسط T.R به اشتراک گذاشته شده است شوالیه (@ t.r.knight)