گری اولدمن در نقش 'Mank' ، کار با دیوید فینچر و نظر او در مورد سوال جنجالی اینکه چه کسی واقعا 'Citizen Kane' را نوشت

Gary Oldman Playing Mank

آماندا سیفرید و گری اولدمن در



نت فلیکس

برنده شدن در اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای تاریکترین ساعت ، گری اولدمن انتخاب های زیادی داشت. اما پیگیری آن پرتره چشمگیر از وینستون چرچیل در طول سالهای جنگ با یک شخصیت واقعی دیگر که یک فیلمنامه نویس الکلی از دوران طلایی هالیوود است ، نمی تواند یک قطب مخالف باشد. نتیجه یکسان است ، و آن استقبال گسترده و سر و صدای سریع اسکار برای بازی در فیلم دیوید فینچر است مانک ، درمورد همشهری کین هرمان مانکیویچ ، نویسنده فیلمنامه که قرار نبود حتی به خاطر شغلی که اورسون ولز ، آن زمان ستاره 25 ساله کارگردان فیلم wunderkind ، برایش کاری کرد اعتبار دریافت کند.



تصاویر RKO



Welles و Mankiewicz در نهایت از بین 9 نامزدی بهترین فیلمنامه ، اسکار بهترین فیلمنامه را به اشتراک گذاشتند. هیچ یک از آنها در سال 1942 در این مراسم شرکت نکردند ، اما مانکیویچ بعداً با مطبوعات دیدار کرد و گفت ، من بسیار خوشحالم که این جایزه را در غیاب آقای ولز پذیرفتم زیرا فیلم نامه در غیاب آقای ولز نوشته شده است. آخ. چه کسی شایسته اعتبار فیلمنامه است ، دهه ها محل بحث و مجادله بوده است ، یکی از این موارد همکار من تاد مک کارتی با جزئیات بررسی کرد برای Deadline در تاریخ 30 اکتبر. همانطور که پائولین کائل ، منتقد مشهور ، قطعاً در مقاله 5000 کلمه ای خود با عنوان Raising Kane ، برای تیم Mankiewicz حاضر شد ، دیگران از سهم شیرین ستایش از Welles با کمک های بعدی او در ساخت پیش نویس های آینده فیلمنامه ، واقعاً معتبر هستند. و البته او بود کارگردان این قطعه بسیار تأثیرگذار و برجسته سینما.

هفته گذشته این فرصت را پیدا کردم که با اولدمن (او در لندن مشغول شروع یک مجموعه تلویزیونی جدید برای اپل است) در مورد به عهده گرفتن نقش مانکیویچ ، و نظر او در مورد رمز و راز مداوم کسی صحبت کنم واقعاً نوشت همشهری کین. فیلم نفیس جدید فینچر مانک امروز در Netflix برای اولین بار پخش می شود ، و به نظر می رسد که این مورد قوی برای شخصیت عنوان آن است. من دیدم که Oldman’s به ویژه روشنگری دارد ، پاسخی که شاید منطقی ترین باشد.

ضرب الاجل: در بررسی خود از فیلم گفتم كه انجمن نویسندگان دوست دارد آن را دوست داشته باشد زیرا این فیلم درباره نویسنده است و به اهمیت نویسنده اشاره دارد. اما بدیهی است که در طول سال ها بحث های زیادی در مورد این که چه کسی لیاقت اعتبار را دارد وجود داشته است همشهری کین ، و آن مسابقه بزرگ بر سر اعتبار بین ولز و مانکیویچ در فیلم وجود دارد. حالا که نقش مانک را بازی کرده اید و تحقیقات زیادی انجام داده اید ، نظر شما چیست؟ بحث را برای ما حل کنید.



نت فلیکس

چه زمانی پروژه ذهنی دوباره شروع می شود

گری اولدمن: خوب ، من خوش شانس بودم زیرا به اسکریپت اصلی که نامیده می شد دسترسی داشتم آمریکایی . من فکر می کنم این یک رئیس استودیو در RKO بود که آمد همشهری کین . این هرمان نبود ، و من فکر نمی کنم ولز باشد که بالاخره با این عنوان روبرو شد ، اما من محرمانه بودم ، می دانید ، این ماده دارای امتیاز کار در تولید است و شما می توانید اینها را بخوانید مواردی که عموم مردم به آنها دسترسی ندارند. بنابراین ، من پیش نویس اولیه 325 صفحه ای را خواندم.

حالا مانکیویچ کمی او را متلک می داند زیرا او در این کار دستی پیر بود. او متن های زیادی را نوشته بود. او در اصل یک پزشک فیلم نامه بود. او شخصی بود ، اگر فیلمنامه ای کار نمی کرد ، شخصی در استودیو می گفت ، اینجا این را به دست مانکیویچ بیندازید و از او بخواهید آن را از طریق ماشین تحریر خود قرار دهد ، ببینید چه چیزی را می تواند بیاورد. ببینید آیا او می تواند برخی از خطوط سریع را به ما بدهد ، ما به چند خط خنده دار نیاز داریم ، می دانید ، آن را به هرمان بدهید. مدت هاست که این کار را انجام داده است و می دانسته است که فیلم ها در 73 دقیقه ، 86 دقیقه در این دوره اجرا می شوند ، بنابراین برای تحویل پیش نویس 325 صفحه ای ، منظورم این است که نوعی F-you است سپس ، و او آن را تحویل داد.



ولی آره. همه چیز آنجا بود. بود همه در آنجا ، و من مطمئن هستم ، من می دانم كه ولز به مزرعه رفت و چند دیدار با او داشت ، آنها از طریق [تهیه كننده] جان هوسمن ارتباط برقرار كردند. اما بگذارید این را بگوییم ، شما می دانید چیز قدیمی میکل آنژ دیوید را در سنگ دید؟ کمی شبیه آن است آنجا بود و مانک این قطعه سنگ را تحویل داد که ولز آنجا را از بین برد. بله ، او در ابتدا اعتبار نوشتن نداشت زیرا ولز به یک شبکه ایمنی احتیاج داشت. او می دانست که مانک مردی برای این کار است ، اما او از شهرت مانک نیز آگاهی داشت و آیا او مردی خواهد بود که با این چالش مطابقت داشته باشد و از آن عبور کند یا اینکه او می خواهد همان انسان مست باشد که نمی تواند تحویل دهد یا فقط ماشین تحریر خود را جمع کرده و اساساً از پروژه طلب کرده است؟ بنابراین ، او نیاز داشت و من فکر می کنم در ابتدا در قرارداد ، او به آن شبکه ایمنی احتیاج داشت. مانک آن را گرفت ، یا او آن را به داوری ارائه داد و سپس آن را پس گرفت ، این کل عنوان / اعتبار اعتبار ، و همانطور که می دانید ، در پایان ولز نام خود را حلقه کرد و یک پیکان کشید. این اورسن ولز ، هرمان مانکیویچ بود ، و او فقط نام مانکیویچ را حلقه زد و یک پیکان کشید ، اساساً صورتحساب بالا را به او داد ، اما فکر می کنم ، بله ، همه چیز آنجا بود.

ضرب الاجل: و چه کنایه آمیز است که معلوم شد تنها اسکار است کین برنده شد ، حتی اگر ولز نیز نامزد بهترین بازیگر ، کارگردان و تصویر شده بود.

چرا دیسنی نمایش جسی به پایان رسید

پیرمرد: بله ، این شب سختی برای ولز بوده است. منظورم این است که می دانید ، این برای هر دو نفر بسیار عالی است ، اما نمی دانم ، شاید این نوع صنعت آن را به مانک برای گذشته داده بود & hellip ؛ فقط برای استقامت محض و آنها واقعاً آن را به ولز داد ، فکر می کنم در سایر مقوله ها محبوبیتی نداشت. او بیش از حد جوان و بیش از حد باهوش به نفع خود بود.

ضرب الاجل: پس از برنده شدن در اسکار خود برای چرچیل ، مسئولیت پذیرفتن نقش دیگری از شخص دیگری که زمانی زندگی می کرد چقدر دلهره آور بود؟

لگن

پیرمرد: راستش را بخواهید ، من واقعاً از این طریق به آن فکر نمی کردم. بدیهی است چرچیل چنین شخصیتی شاخص بود. آنچه من شخصاً در مورد هرمان مانکیویچ می دانستم ، منظورم این است که شما می توانید یک تمبر پستی بگذارید. من می دانستم که او برادر جو است و می دانستم که نام او بر روی او است همشهری کین ، و فکر می کنم یکی از دو فیلم برادران مارکس یکی از آنها را نوشته بود ، اما واقعاً جدا از این ، من اطلاعات کمی در مورد هرمان داشتم ، و از بعضی جهات به نظر می رسید که این یک شخصیت خیالی است و هرچه بیشتر در مورد آن مرد فهمیدم و بیشتر آنچه را که او به دست آورده و آنچه انجام داده است بخوانم سفر کشف بسیار شگفت انگیز بود.

ضرب الاجل: این یک شخصیت پیچیده و یک پسر پیچیده است. می دانید ، منظور من همان چیزی است که او در مورد هالیوود فکر می کرد ، شغلی که در آن مشغول بود ، توانایی های خودش ، منفور بودن خودش. من فکر می کنم برای بازی در آن جنبه های مختلف شخصیتی باید واقعاً جالب باشد.

پیرمرد: آره او فردی بسیار پیچیده بود. منظور من این است که او الکلی عملکردی بود ، و البته این با چمدان های خودش همراه است ، یک خودبزرگ با عزت نفس پایین ، همه اینها ، عظمت اعتیاد به الکل ، اما این نیز با شرم زیادی همراه است ، همانطور که می گویید ، بسیاری از نفرت از خود. او آرزو داشت زود باشد که اساساً یا یک نمایشنامه نویس مشهور شود یا آن رمان بزرگ آمریکایی را بنویسد ، و این هرگز برای او اتفاق نیفتاده است ، و در نهایت در ابتدا در هالیوود کارتهای فیلمهای صامت را نوشت و به نوشتن فیلم نگاه کرد ، واقعاً نسبت به آن تحقیر داشت. او احساس کرد این ادبیات نیست ، در مقایسه با رمان ، در مقایسه با صحنه ، رسانه ای است که شما واقعاً می توانید آن را رد کنید ، و این نیز در زمانی است که ، می دانید ، تصاویر گفتگو آنقدر قدیمی نیستند ، واقعاً منظورم این است که زمانی که همشهری کین همراه است ، آنها مثل نه یا 10 سال سن دارند ، بنابراین همه چیز وجود دارد ، بله ، همه اینها برای بازی است. اورسون ولز ، فکر می کنم او را به طرز شگفت انگیزی توصیف کرد. وی گفت که مانکیویچ بنای یادبودی برای نابودی خود است. او از آن دسته افرادی است که همیشه باید دشمن داشته باشد و همیشه باید انگشت خود را به سمت دیگری بکشد.

ضرب الاجل: شما در حرفه خود بسیار نقش های بزرگ و غنی داشته اید. این یکی چگونه مقایسه شده است؟

نت فلیکس

پیرمرد: خب من بیش از سهم خودم را داشته ام. من واقعاً در طول این سالها تلاش خود را انجام داده ام و واقعاً نمی توانم شکایت کنم. بعضی از نقش هایی که بازی کرده ام ، به گذشته نگاه می کنم و فکر می کنم ، می دانید ، من خیلی خوش شانس بودم ، من خیلی خوب کار کرده ام. چند مورد خاص وارد شده و روی میز فرود آمده ام. این ماننا از بهشت ​​بود.

منظورم این است که من دیوید فینچر را مدت هاست که می شناسم و فکر می کنم او یکی از همین کارگردان ها باشد ، دو نوع کارگردان وجود دارد. آنهایی هستند که با شما ملاقات می کنند و می گویند ، خدای من ، من خیلی طرفدارم و ما باید یک فیلم را با هم بسازیم ، و دیگر هرگز از آنها خبری نخواهید گرفت ، یا کارگردانی دارید که می گوید ، اوه ، ما برای انجام کاری ، و سپس آنها سعی می کنند مهندسی کنند ، آنها سعی می کنند یک پروژه را تولید کنند. به نوعی ، آنها سعی می کنند یک گیره مربع را در یک سوراخ گرد قرار دهند. من به نوعی فکر کردم ، خوب ، شاید شانس من برای کار با دیوید باشد ، من هرگز نمی توانم آن جعبه را علامت بزنم ، زیرا او نوع مدیر است ، من فکر می کنم ، او فقط به خاطر کار با شما کار نخواهد کرد با تو. و تا الان فکر نمی کنم چیزی برای من بوده باشد.

بنابراین ، وقتی این نقش به وجود آمد ، یک نقش شگفت انگیز ، فرصت همکاری با دیوید ، شما از قبل می دانستید که او قصد دارد آن را در سیاه و سفید مجلل فیلمبرداری کند ، به نوعی افتخاری برای هالیوود قدیمی است. به یک معنا هالیوود را ستایش می کند ، و همچنین تندروی و بدبینی و زشتی هالیوود را آشکار می کند. من فکر می کنم این یک قطعه شخصیت است. من فکر می کنم این تقریباً یک قطعه مجلسی درباره این دوره و به ویژه در مورد این الکلی بسیار بسیار با استعداد و عذاب آور است. بنابراین ، ورود شما دنیایی را که قدم در آن قدم گذاشته اید می دانید و می دانستید که با هدایت دیوید ، تجربه ای که امیدوار بودیم یا احساس می کردیم ، فقط دگرگون کننده خواهد بود. او با جزئیات وسواس ورزیده ، دقیق است و شما فقط می توانستید از صحنه ها ، از لباس ها و از کل نگرشی که در این زمینه وجود دارد ، دیدن کند ، این امکان را دارد که یک فیلم بسیار خاص باشد ، و من فکر می کنم همه ما هستیم بسیار افتخار از آن و این یک بازی فوق العاده از بازیگرانی بود که در بالای بازی خود کار می کردند.

ضرب الاجل: فینچر به دلیل نیاز به تعداد زیاد مصرف مشهور است. آیا اینجا اتفاق افتاده است؟

نت فلیکس

پیرمرد: آره چند تا گرفت. ما چند صد کار کردیم. می دانید ، این چیزی است ، من می دانم که مردم گاهی به آن نگاه می کنند و چشمهایشان را می چرخانند و می گویند ، خدای من ، او این همه تلاش را انجام می دهد ، اما به نظر من ، اول از همه ، داشتن یک نیش واقعا بزرگ در سیب. ما اکنون در عصری هستیم که بودجه ها بیشتر و بیشتر محدود می شوند و شما فیلم می سازید ، شما دو زمان می گیرید ، سه بار انجام می دهید ، و شما در حال حرکت هستید و اگر می خواهید واقعاً باید نوعی فشار وارد کنید برداشت سوم یا چهارم.

با دیوید ، همانطور که می گویم ، شما نه تنها یک لقمه بزرگ از سیب می گیرید ، بلکه در پایان روز هنگام دور شدن احساس می کنید صحنه را پوشانده اید. احساس نمی کنید با شخصی کار می کنید که تسویه حساب کند. دیوید قرار نیست حل و فصل شود. تا وقتی چیزی را بدست نیاورد دور نخواهد شد و این به شما امنیت زیادی می بخشد. آن کمک می کند. در پایان روز فکر ، خوب ، ما واقعاً آن صحنه را کار کردیم ، و بنابراین من فکر نمی کنم که این چیز بدی باشد ، و همچنین ، می دانید ، به عنوان بازیگری که برای استخدام کار می کنید. منظورم این است که شما وارد می شوید و می خواهید به شخصیت و داستان خدمت کنید و می خواهید به کارگردان خدمت کنید. من قرارداد دارم ، قراردادی دارم که می گوید من باید 12 ساعت در روز کار کنم و گاهی بیشتر ، گاهی اوقات 13 یا 14 ساعت است ، اما من قرارداد دارم که 12 کار کنم. اگر کارگردان بخواهد 60 کار انجام دهد یا 100 ، من آنجا هستم تا ساعت خاموش شوم. واقعاً مهم نیست. شما برای انجام کار آنجا هستید و او وسواس دارد ، دقیق است ، بله ، او همه آن چیزهاست و بله ، او کارهای زیادی را انجام می دهد. فکر می کنم او از این شهرت نیز خوشش می آید. من فکر می کنم او در مورد آن دو برابر است.

ضرب الاجل: بنابراین بسیاری از فیلم هایی که شما ساخته اید نقش شخصیت هایی بوده اند که به گریم زیاد و ظاهری متفاوت نیاز داشته اند. من شنیدم که فینچر می خواست تو در این نقش بیش از هر زمان دیگری برهنه باشی.

چه اتفاقی برای پیرمرد از ستاره های پیاده افتاد

پیرمرد: چگونه آن را قرار می دهم؟ من عاشق مبدل شدن هستم. می دانید ، من دوست دارم پنهان شوم ، اما پنهان می شوم زیرا این همه چمدان من و همه وسایل من است و همینطور هم شد من مشکل ، این مشکل فینچر نبود ، و وقتی او گفت ، نه ، من فقط می خواهم هیچ حجابی بین شما و مخاطبان وجود داشته باشد ، این نبود که من در برابر آن مقاومت کنم ، کمی مرا مضطرب کرد زیرا هی ، حتی جورج اسماعیلی هم چنین مواردی را دارد عینک ، می دانید ، حداقل من می توانستم کمی در پشت آن عینک پنهان شوم.

بنابراین ، من کمی در این مورد مضطرب شدم و وقتی شروع کردیم ، احساس کردم که دیوید تماس درستی برقرار کرده است. به نظرم خیلی رهایی بخش است. این چیزی است که من باید در روند کار خود کار کنم. من چیزی شبیه هرمان مانکیویچ ندارم و این هیچوقت دیوید را نگران نکرده است. او نگران این موضوع نبود. گری در ابتدا کمی به آن توجه داشت ، در ابتدا بود من نگران باشید ، این نبود خود ، اما هنگامی که ما شروع به کار کردیم ، بسیار بسیار آزاد بود.