پرسش و پاسخ 'نور زندگی من' کیسی افلک: فیلمی با الیزابت ماس ​​درباره عشق والدین در دنیای خطرناک دیستوپی

Casey Affleck Light My Life Q



انحصاری: این اولین کلیپ از پروژه اشتیاق برنده اسکار کیسی افلک است - نور زندگی من - که امروز در جشنواره بین المللی فیلم برلین به نمایش درآمد. افلک در این فیلم نویسندگی ، تهیه کنندگی ، کارگردانی و بازیگری کرده است. این یک موفقیت خارق العاده برای هر فیلمساز است و تحقق آن سخت است ، اما درام پدر / دختری افلک که در برابر دنیایی تاریک و تاریک قرار گرفته از هر لحاظ به زیبایی ساخته شده است.

از صحنه آغازین داستان خیالی پدری قبل از خواب گرفته تا دخترش - که بلافاصله قلب هر دو شخصیت را به خود جلب می کند (به کلیپ اختصاصی فوق مراجعه کنید) - تا تعلیق مداوم ناشی از نظارت بیش از حد هنگام فرار این دو نفر از یک منظره کاملاً سرد ، داستان طول می کشد مخاطبان آن در سفری نامطمئن و در عین حال متفکرانه.



BBP LOML ، LLC



از طریق کار پر زحمت دوربین افلک و آدام آرکاپاو ، فیلمبردار ، نور زندگی من داستانی صمیمی و معمایی را آشکار می کند که به آرامی آشکار می شود و به نیاز ذاتی والدین برای محافظت - شاید حتی بیش از حد محافظت - از فرزندشان در جهانی که دیگر هیچ کس آن را تشخیص نمی دهد ، می تاباند. داستان به همان اندازه مربوط به پدر است که دختربچه ، که ماهرانه توسط آنا پنیوفسکی ، تازه وارد ، بازی می کند و می خواهد به قدرت انتخاب های خودش پی ببرد. نتیجه یک فیلم با بار احساسی است که در روح واقعی عشق بی قید و شرط فرو می رود.

این فیلم همچنین برنده جایزه امی الیزابت ماس ​​است که مادری است که در این جهان پس از همه گیری که حضور زنان در آن نادر است از دست رفته است. اگرچه صحنه های با ماس به عنوان فلاش بک ارائه می شود ، اما شخصیت او همیشه حضور دارد زیرا پدر همچنان روح خود را با داستان ها و یادآوری ها برای دخترش ادامه می دهد. Pic توسط Sea Change Media's Affleck ، Black Bear Pictures 'Teddy Schwarzman و Middleton Media Group's John Powers Middleton تولید شده است.

در زیر دریا یک داستان از اعقاب

در حالی که نور زندگی من در حال نمایش است ، دو فیلم دیگر وجود دارد که افلک نیز در آنها بازی می کند و در برلین فروخته می شوند - دوست با جیسون سگل و داکوتا جانسون و کارگردان مونا فست ولد دنیای آینده که افلک با Killer Films و Sailor Bear در حال تولید است و با کاترین واترستون همبازی است. توسط رون هانسن (نویسنده کتاب ترور جسی جیمز توسط ترسو رابرت فورد )



مقدم بر نور زندگی من اکران فیلم در برلین ، ددلاین با افلک صحبت کرد تا درباره این قطعه قدرتمند فیلم سازی صحبت کند. ما همچنین از ماس چند س askedال پرسیدیم که وی به طور جداگانه پاسخ داد:

بازیگر نقش اول - منچستر کنار دریا

کیسی ، نوشتن این فیلم را از چه سالی شروع کردی؟
AFFLECK: من داستان قبل از خواب را نوشتم که فیلم را هنگامی که بزرگترین بچه من پنج ساله بود نوشت - او اکنون 14 ساله است - بنابراین حدس می زنم که من نوشتن را نه سال پیش شروع کردم. شاید حدود سال 2014 آن را تمام کرده بودم. سپس در حین تبلیغاتی که باید انجام می دادم از آن عکس می گرفتم منچستر کنار دریا . من انتظار نداشتم که در تمام نمایش های جوایز با آن فیلم حضور داشته باشیم - اگرچه همه کارهایی که کنی (لونرگان) انجام می دهد آنجا وجود دارد - بنابراین فیلمبرداری برای آن زمستان برنامه ریزی شده بود. چند هفته آنجا بود که من می توانستم از جنگلهای سرد و مرطوب کانادا با ریشی ناپاک و موهای درهم فرار کنم و من به لس آنجلس پرواز می کردم و کت و شلوار می پوشیدم و برای نمایش جایزه فرش قرمز می کردم ، سپس برای صبح دوشنبه به عقب پرواز کنید. زمان بندی خیلی بدی بود من کاملاً آماده انجام مصاحبه با فرشهای قرمز نبودم. من احتمالاً خیلی احمقانه به نظر می رسیدم و به نظر می رسیدم.



خوشبختانه ، لیز تان اولین AD من بود. او در تجارت بهترین است و کارهای عظیم الجثه ای را انجام داده است ارباب حلقه ها و هابیت ، هزاران مورد اضافی orc و هابیت و اسب و هلی کوپتر و چیزهای دیگر درگیر هستند. بنابراین او قطار را به راحتی در مسیر نگه داشت - می توانست این کار را در خواب انجام دهد - با وجود تمام درگیری هایی که من با نمایش جوایز و تبلیغات و موارد دیگر داشتم. او شگفت انگیز بود

چگونه آن داستان قبل از خواب - که بلافاصله مخاطب را به خود جلب می کند - چگونه آن داستان بوجود آمد؟
AFFLECK: کل آن داستان برای خودش فیلمنامه بود. این یکی از پنج هزار داستان قبل از خواب بود که من تعریف کردم. من فقط یک شب آن را آرایش کردم و دوست داشتم. سپس ، من یک طرح کلی برای یک فیلم انیمیشن نوشتم و آن را در برادران وارنر تنظیم کردم. بعد از آن بود غول آهنین ، و آنها دیگر خیلی فیلم های انیمیشنی نمی ساختند. نامیده شد کشتی آردوارک . شخصیت aardvark بود. این در مورد همه این حیوانات بود که نوح آنها را لایق نجات نمی دانست ، بنابراین آنها برای نجات خود با هم کار کردند. یک مدیر در استودیو با من بسیار صبور بود ، اما ، در نهایت ، من نمی دانستم که چگونه فیلم نامه ای برای یک فیلم استودیویی انیمیشن بنویسم. به هر حال ، از آن زمان مدیر اجرایی شاهد نمایش اولیه آن بوده است نور زندگی من و (او می خندد) گفت ، 'خوب ، شما راهی برای بدست آوردن پیدا کردید Ark's Ark بالاخره روی صفحه. '

دن دوپرالسکی

چرا این داستان خاص؟
AFFLECK: من این متن را از قسمتهایی از خودم که در داخل آن موجود بود نوشتم. من به اندازه کافی نویسنده خوبی نیستم که بتوانم با آن نوع تعمدی که بعضی از نویسندگان می توانند انجام دهند ، چیزی تنظیم کنم و بنویسم. من معمولاً فقط با هر آنچه در کمد است شام درست می کنم. 14 سال آخر زندگی من در وهله اول در مورد پدر و مادر بودن بوده است. بنابراین وقتی شروع به نوشتن کردم ، دیدم که این تجربه را پایین آورده ام. من کار کمی انجام داده ام اما به نظر می رسد نوشتن و فیلم سازی راهی برای درک آنچه در درون شماست و پردازش آن است. من تنها پدر و مادر هستم من به بچه هایم فکر می کنم و اینکه چگونه آنها را مدام تربیت کنم. داستان های آخرالزمانی را دوست دارم. واقع گرایی را دوست دارم. من عاشق جنگل ها هستم. این فیلمنامه بیرون آمد. شما می دانید منظورم چیست؟ سپس بازنویسی شروع می شود.

جلسه استیضاح در روز چهارشنبه چه ساعتی است

من شروع به نوشتن درباره یک پدر و مادر و دو پسر کردم و بچه هایم به شدت مخالفت کردند. بنابراین من داستانی را ساختم که از لحاظ ظاهری متفاوت است اما اساساً داستان من است. من در مورد تجربه خودم به عنوان پدر و مادر می نوشتم ، به خصوص در مورد والدینی که یاد گرفته اند که آنها نمی توانند فرزندان خود را از همه چیز محافظت کنند اما شاید آنها بتوانند آنها را برای محافظت از خود آماده کنند. یادگیری رها کردن.

چرا آن را در برابر پس زمینه دیستوپی تنظیم کرده اند؟
AFFLECK: از زمینه دیستوپی برای بالا بردن میزان خطر به روش خاصی استفاده می شود تا دنیا نه تنها یک مکان خطرناک بلکه مکانی مخصوصاً برای کودک من خطرناک باشد. به عنوان یک والدین ، ​​گاهی اوقات آسان است که به جای زیبایی ، جهان را به عنوان یک مکان خطر ببینیم. و به عنوان پدر و مادر باید از کودک خود محافظت کنید. و گاهی به قیمت رشد عاطفی سالم آنها تمام می شود. داستان همچنین در مورد جوانی است که تمایل طبیعی و متناسب با سن خود را برای استقلال احساس می کند. والدین در تلاش است تا امنیت جسمی فرزند خود را با سلامت عاطفی و روانی خود متعادل کند. او دریافت که بچه اش کاملاً توانایی نجات دادن خود را دارد.

با نگاه به گذشته ، مشخص است که من در مورد تربیت فرزندی پس از طلاق می نوشتم. مامان خیلی به زبان فیلم رفته بود یعنی همه مادرها رفته اند ، اگر منظورم را می دانید.

برادران وارنر

من هم داستان علمی تخیلی را دوست دارم. همانطور که گفتم ، من عاشق فیلمهای آخرالزمانی هستم - مانند آنها Z جنگ جهانی ، اسکله ، دیوانه مکس ، شهر مردان . همه اینها داستان علمی بسیار بسیار بهتری از این است ، اما من می خواستم برخی از رئالیسم را در چگونگی نگاه این فیلم ها به جهان پس از ویرانی جهانی تقلید کنم. منظور من این فیلم چیزهای زیادی است: این یک داستان پدر و دختر ، یک داستان پس از همه گیری ، یک داستان انسان در برابر طبیعت ، یک داستان هجوم به خانه ، یک داستان روی سن و یک افسانه است. اما بیشتر از همه اینها داستان عشق والدین است.

با این حال ، اگر کمی از همه این نوع فیلم ها باشد ، بسیاری از مناطق مختلف وجود دارد که من مجبور شدم از آنها اجتناب کنم یا آنها را بپذیرم. فیلم ترسناک. خانه ای در جنگل. فرزند والد: عشق سخت در مقابل عشق لطیف. آخرالزمان: شخص در برابر طبیعت. بنابراین سعی کردم ایده ای در مورد آخرالزمان که مستقیماً به موضوع / رابطه مرکزی متصل بود ، ارائه کنم. این بیشتر شبیه این است که دنیا به گونه ای خاص به جهنم رفته است که اکنون کودک من تمام مدت در معرض خطر جدی قرار دارد. من از همه کلیک ها یا همپوشانی ده فیلم مختلف جلوگیری نکردم. اما همانطور که می گویند ، اصیل بودن گفتن چیزی نیست که هیچ کس دیگری گفته باشد ، دقیقاً گفتن همان چیزی است که شما می خواهید بگویید. من فکر می کنم.

می دانید ، من و دوست دخترم قرار بود به جایی سفر کنیم اما شیوع Zika رخ داد و عجیب بود زیرا برای او بسیار خطرناک تر از من بود. من هیچ بیماری مانند آن را نشنیده بودم ، بنابراین چیزی مشابه را در داستان گنجانیدم.

هولو

الیزابت ، چه چیزی شما را به سمت این نقش سوق داد؟
MOSS: ایده جهانی بدون زنان و اینکه چقدر ارزشمند ، محافظت شده و مورد توجه آنها باشد ، برای من ایده بسیار جذابی بود و همچنین بدیهی است موضوعی است که من با آن از نزدیک با بحران باروری کنار آمده ام. سرگذشت ندیمه. این برداشت متفاوتی بود که به نظر من واقعاً جالب بود. همچنین ایده چگونگی محافظت از دخترتان در چنین شرایطی موضوعی است که من به عنوان بازیگر در آن کاوش کرده ام و با آن آشنا شده ام و به عنوان یک چالش مورد توجه من قرار گرفته است. سپس من فیلم را دیدم - کیسی آن را برای من به نمایش درآورد زیرا من وارد شدم و در یک روز پس از پایان فیلم تمام وسایلم را شلیک کردم - بنابراین من نه تنها جهانی را که در آن قرار داشتم می توانم ببینم بلکه شخصیت من چه نقشی دارد به طور خاص خدمت در داستان بود و برای کمک به آن را به زندگی است.

آیا آن را با ایده کارگردانی و بازی در آن نیز نوشتید؟
AFFLECK: آره.

نوشتن ، تولید ، کارگردانی و بازی در یک فیلم یک وظیفه عظیم است & hellip؛
AFFLECK: میدانم. این است. من آنقدر ساده لوح بودم که فکر می کردم این کار آسان خواهد بود زیرا مقیاس کوچکتری بود. سخت بود اما من این کار را بارها و بارها انجام می دادم.

الیزابت ، چگونه با کیسی به عنوان کارگردان کار می کرد؟
MOSS:
من به عنوان یک بازیگر طرفدار فوق العاده او هستم ، بنابراین کارگردانی توسط چنین شخصی واقعا جالب است زیرا در واقع شما فقط می خواهید هر کاری را که به شما می گویند انجام دهید تا بتوانید به همان اندازه که هستید خوب باشید. او به من اجازه داد تا نقش را خلق کنم ، هرگونه یادداشت یا ایده از فیلمنامه ارائه دهم و واقعاً در بخش من از داستان سهیم باشد و بسیار بخشنده بود. به عنوان یک بازیگر ، بسیار سودمند است که بخشی از فرایندی از این قبیل باشید و بتوانید چیزی را از خود به عنوان کارگردان بسازید. اعتماد زیادی وجود داشت زیرا او مطالب را به خوبی می دانست و دقیقاً می دانست چه می خواهد. من فقط دنباله رو او را دنبال کردم و سعی کردم به داستان او کمک کنم.

آنا پنیوفسکی - اینستاگرام

چگونه آنا پنیوسکی را بازی کرد که در این فیلم نقش دخترت را بازی می کند؟
AFFLECK: از طریق مدیر انتخاب بازیگر عالی ما Avy Kaufman. ما مجبور شدیم یک شبکه کاملاً گسترده بسازیم تا بچه ای را پیدا کنیم که بتواند همه گفتگوها را انجام دهد - گفتگوهای زیادی وجود دارد - و در آن پنجره کوچک بین یک بزرگسال جوان که توانایی مراقبت از خود و دیگران را دارد ، اما همچنین قابل باور است به اندازه کافی جوان و نیاز به مراقبت احساسی در سطحی که در داستان اتفاق می افتد. نکته آخر: وقتی آنا را پیدا کردیم ، دیگر نگاه نکردیم. ما او را انتخاب کردیم و سپس الیزابت (ماس ، مادر) را که یک بخشش خدا بود ، انتخاب کردیم زیرا او راهی ، راهی ، راهی ممتاز برای این فیلم است. این یک قسمت کوچک است و او یک ستاره غول پیکر است ، اما من می خواستم کسی که می دانستم بدون توجه به هر چیزی عالی باشد و با لیزی مبارک باشد. او نزدیک به پایان تیراندازی وارد شد ، پا به دادگاه گذاشت و مانند همه او مانند Candace Parker و ما بچه مدرسه بود.

الیزابت ، این همانطور كه ​​كیسی اشاره كرد ، قسمت كوچكتری بود ، اما نقش بسیار مناسبی بود زیرا شخصیت در سراسر فیلم بزرگ جلوه می كرد ...
MOSS: خوب ، فقط به موجب وجود او ، من معتقدم ، تنها زن دیگر فیلم (به جز دختر) ، شما واقعاً تأثیر آنچه در دنیای فیلم ایجاد می کند را خواهید گرفت. از آنجا که رابطه او با همسرش و رابطه دختر با مادرش بسیار زیاد خواهد بود ، با توجه به افرادی که آنها شده اند و سفری که آنها انجام می دهند ، هرچند که زیاد نبود ، اما احساس غنی بودن بسیار زیاد بود و مانند آنجا کار و بازی زیادی بود. همچنین ، از آنجا که تعداد زیادی وجود نداشت ، هر صحنه باید واقعاً استخراج می شد برای تمام آنچه که آنها ارزش داشتند تا بتوانند هرچه بیشتر از آنها خارج شوند تا به بیان داستان بزرگتر کمک کنند. ما انعطاف پذیر بودیم اما همچنین در مورد هدف هر صحنه برای تصویر بزرگتر بسیار خاص بودیم.

و همه چیز را در یک روز شلیک کردی.
MOSS:
همه چیز در یک روز که بسیار باورنکردنی بود. از آنجا که صحنه ها بسیار چالش برانگیز است و باید موارد زیادی با هر یک از آنها روایت شود ، این احساس به وجود آمد که ما در یک روز یک فیلم کامل را می گرفتیم که تا آنجا که قوس شخصیت من پیش می رود ، ما واقعاً چنین بودیم. من فکر می کنم صحنه ها را بیشتر به ترتیب انجام می دادیم ، که واقعاً مفید بود. همچنین بسیار محدود بود و ما به سرعت حرکت کردیم و تا آنجا که می توانستیم دوربین را قرار دادیم. وقتی کارمان تمام شد دستپاچه شدم زیرا می خواستم کارهای بیشتری انجام دهم - احساس می کردم تازه شروع کرده ام. اما در چنین شرایطی شما فقط باید به نوعی همه چیز را در زمین رقص رها کنید زیرا تمام آنچه که شما بدست می آورید این است که یک روز باشد و شما وقت ندارید که راحت کار کنید. شما با سرعت 100 MPH شروع می کنید و فقط از آنجا سرعت می گیرید.

کیسی ، چطور شد که خدمه خود را جمع آوری کنی؟ آیا این افرادی هستند که در گذشته با آنها کار کرده اید؟
AFFLECK: بعضی هستند و بعضی نیستند. لیز تان ژنرال پنج ستاره من بود. ددی دورن ، سردبیر من ، من قبلاً با او کار کردم من هنوز اینجام . او همچنین مواردی را که من گاهی می نویسم می خواند و بازخورد مفیدی می دهد. او عالی است و همیشه متقاضی است و مجبور به این کار نبود اما خوشحال بود که به من آموخت و به من کمک کرد. طراح تولید من (سارا ک. وایت) زنی بود که من نمی شناختمش ، من فقط او را ملاقات کردم و به نظر می رسید که او فوراً آن را دریافت کرده است. او کار سختی داشت و در چند نگاه اجمالی که به آن دست یافتیم دنیا را فروخت و خانه ها را متروک اما قابل زندگی جلوه داد و همه احساس واقعی بودن کردند. او کار بزرگی انجام داد. در سمت تولید ، من مجبور شدم با جیل کریستنسن و نیکول اوگوچی ، یک زن و شوهر کانادایی ، که از جسی جیمز می دانستم () ترور جسی جیمز توسط ترسو رابرت فورد ) Malgosia Tarzanksa طراح لباس در بود Ain’t Them Bodies Saints . آدام آرکاپاو ( مکبث ، کارآگاه واقعی ) من برای این ملاقات کردم من کارهای او را دیده بودم و دوست داشتم با او صحبت کنم و به نوعی با او صحبت کردم تا این کار را برای من انجام دهد.

مدیر عکاسی فوق العاده بود.
AFFLECK: آره آدم کار بزرگی انجام داد.

دنی مسترسون هنوز در مزرعه است

تعلیق زیاد است. آیا وجود دارد هیچ فیلمی که روی شما تأثیر بگذارد؟
AFFLECK: فیلمی به نام جین دیلمان ، با دوربین ایستا و عکس های پایدار تنش زیادی ایجاد می کند. آیدا (فیلم ساخته پاول پاولیکوفسکی که برنده بهترین فیلم خارجی آکادمی در سال 2015 شد) الهام دیگری برای این کار ، نحوه فیلمبرداری آن بود. فیلم های زیادی وجود دارند که این کار را انجام داده اند. تقریباً کلاسیک است. اما به نظر می رسید این انتخاب مناسب این داستان است. هم سفت و سخت است و هم مخاطب را کمی متشنج می کند. من با بچه هایم زیاد اردو می زنم و وقتی بیرون از جنگل هستید احساس می کنید که در یک ضربه ثابت ایستاده اید. شما تسویه حساب می کنید. بنابراین احساس خوبی داشت.

چگونه به این عنوان رسیدید؟
AFFLECK: این اصطلاحی است که برای همیشه وجود داشته و در موارد مختلفی به کار رفته است. در نمایشنامه Euripede (آندروماچ) ، مادری فکر می کند که خودش را فدا می کند تا پسرش بتواند زندگی کند. در آن لحظه ، مادر پسرش را 'نور زندگی خود' صدا می کند. این فیلم درباره ارادت و غم و اندوه والدین و تسلیم و & hellip است. احساس خوبی داشت من می دانم که بسیار مورد استفاده قرار گرفته است ، اما تلاش برای انجام کاری که هیچ کس تاکنون انجام نداده به نظر خیلی احمقانه احمقانه است. همچنین می توانم از نقش من در تصویر بزرگتر استقبال کنم. من فقط تمام انجمن های دیگر و کلیشه های آن را نادیده گرفتم و آن را همان چیزی که احساس درست بود نامیدم.

آیا یک فیلم یا فیلمساز وجود دارد که شما را به فیلمساز شدن ترغیب کند؟
AFFLECK: چهار فیلم وجود دارد که فکر می کنم بیشترین تأثیر را در من داشته اند: مرد فیل ، یادم می آید که در تلویزیون کوچک پدرم در حالی که او پشت سر من خوابیده بود تماشا می کردم و من گریه می کردم و هق هق می کردم. من خیلی جوان بودم و تأثیر غیرقابل پاک کردن را ایجاد کردم. دیگری بود سخت تر می آیند . مادر دوستم ما دو نفر را برد. یادم می آید که تئاتر فقط پر از دود بود و همه روی صفحه صحبت می کردند و فریاد می زدند. این دقیقاً مانند صحنه فیلم بود که جیمی کلیف به سالن سینما می رود. این فیلم قبل از تولد من اکران شد اما آنها آن را در یک تئاتر کوچک در بوستون به نام Off The Wall نشان می دادند. فکر کنم 7 ساله بودم. این قطعاً یکی از موارد مورد علاقه من در همه زمان ها است و زمانی که جیمی کلیف در استودیوی ضبط صدا اجرا می کند باید یکی از بهترین اجرای موسیقی روی صفحه باشد.

خوب، بد و زشت فیلمی بود که در دوران نوجوانی بسیار تماشا می کردم. و 2001 . و همچنین بسوز! در اوایل بیست سالگی من از نظر عجیب خودش خیلی خوب است اینها اولین های بزرگ برای من بودند. البته من هم مثل این تماشا می کردم گرگ نوجوان و باشگاه صبحانه و فریس بولر مثل بقیه

آیا این مسیری است که می خواهید در مسیر حرفه خود پیش بروید - به عنوان یک نویسنده / کارگردان ، بازیگر ، تهیه کننده؟
AFFLECK: من دوست دارم که بتوانم داستان هایی را تعریف کنم که از من نشأت گرفته اند - که برای من مهم ، نزدیک به من احساس می کنند. اما بازیگری کاری است که مدتهاست انجام داده ام و احساس می کنم در آن خوب شده ام و به من کمک می کند تا سالم بمانم و این نحوه پرداخت صورتحساب ها و غذا دادن به بچه ها و ملاقات با مردم و دیدن مکان های جدید است و من آن را دوست دارم . و وقتی با دیگر کارگردان ها کار می کنم چیزهای زیادی از آنها یاد می گیرم. بنابراین من می خواهم بعضی ها را بازی کنم و سعی کنم چند داستان از خودم هم بگویم. گاهی اوقات شما داستانی را پیدا می کنید که شخص دیگری آن را تعریف می کند و می خواهید بخشی از آن باشید. یاس مک گلید داستانی نوشت ( قلم انداز ) که از جهات خاص بسیار زندگینامه ای است و احساس اصالت می کند و من آن را دوست دارم و در آن نقشی دارم. می خواهم دوباره با اندرو دومنیک کار کنم. کارگردانان زیادی وجود دارند که من آنها را تحسین می کنم و می خواهم برای آنها کار کنم و کارگردانانی که می توانم از آنها یاد بگیرم و می خواهم به کار با آنها ادامه دهم.

نور زندگی من توسط Teddy Schwarzman و Black Sea Media’s Casey Affleck تهیه شده است. تهیه کنندگان اجرایی Black Bear’s Michael Heimler و Ben Stillman و Sea Change’s Whitaker Lader بودند.