Dri BlacKkKlansman’s Adam Driver Stand By By Childhood Ku Klux Klan Recollection ؛ جنگ ستارگان چگونه کار تئاتر است

Blackkklansman S Adam Driver Stands Childhood Ku Klux Klan Recollection



Chris Pizzello / Invision / AP / Shutterstock

آدام درایور یادآوری می کند که تجمع Ku Klux Klan در کودکی 1990s در ایندیانا ، و این خاطرات با او در ساخت Spike Lee's به وجود آمد BlacKkKlansman - یک داستان نژادپرستانه واقعی و دهه 70 که امروزه بدون وقفه همچنان مطرح است. این فیلم ران استالوورث (جان دیوید واشنگتن) ، اولین افسر پلیس آفریقایی-آمریکایی را که به دفتر کلرادو اسپرینگز پیوست ، و مردی را که احتمالاً بعیدترین فرد برای نفوذ به کلان بوده است ، دنبال می کند. راننده افسر همکار Flip Zimmerman است - نقشی که تاکنون او را به نام های Globe ، SAG ، BAFTA و Independent Spirit تبدیل کرده است.



از زمان شکستن در HBO دخترا ، راننده با استیون اسپیلبرگ ، برادران کوئن ، جیم جارموش ، مارتین اسکورسیزی و استیون سودربرگ کار کرد و امسال ، او دوباره با جارموش در تیم مردگان نمی میرند ، یک سه گانه مگا را با استفاده از جنگ ستارگان: قسمت نهم و با سکونت Z. Burns به Sundance برخورد می کند گزارش . در اینجا او بحث می کند BlacKkKlansman ، چرا او نمی خواهد کارگردانی کند ، و تنها بخشی از اطلاعاتی که در مورد کجا داشته است جنگ ستارگان در حال رفتن.

کار لی چیست که باعث شده این فیلم و این نقش برای شما یک ضرورت باشد؟



من فقط فیلم های او را کاملا غیرقابل پیش بینی می دانم. گاهی اوقات احساس می کنم او یک هنرمند شگفت انگیز کلاژ است. آنها همیشه غیر منتظره و بسیار سرزنده هستند. جدا از این ، من این ایده را دوست داشتم که بازی کسی را که این ایدئولوژی کاری را که برای خودش تعیین کرده است بازی کند ، جایی که خودش را آموزش داده است تا نسبت به حرفه خود بی احساس باشد ، تا بتواند از خود محافظت کند. او نمی خواهد درگیر شود. کار کار است ، و شما آن را کنار می گذارید. که من به نوعی به عنوان یک بازیگر با آن ارتباط برقرار می کنم ، جایی که سه یا چهار ماه آنجا هستید و قرار است این کار را انجام دهید ، و سعی می کنید همه چیز را تعطیل کنید ، زیرا شما باید روی این کار تمرکز کنید چیز. به ناچار ، زندگی به کاری که شما انجام می دهید راه پیدا می کند و فکر می کنید که این امر شما را مختل می کند. اما اغلب ، به نظر من در واقع باعث می شود شما بهتر و غنی تر شوید.

چطور به بازی Flip - نسخه ای تا حدی تخیلی از یک شخصیت واقعی در یک داستان واقعی - نزدیک شدید؟



خوش می گذرد. من افرادی را بازی کرده ام که واقعی بوده اند ، آنجا که هستند و در این مورد ، من کسی را بازی کردم که نسخه ای از یک شخص واقعی بود. آنها در اطراف نبودند و نمی خواستند کاری با قسمت فیلم آن داشته باشند ، اما هر دو خوب هستند. من فکر می کنم شما فقط یاد گرفته اید که جزئیات آن شخص را که تصورات شما را باز می کند انتخاب کنید ، سپس چیزهایی را که باعث می شود احساس محدودیت کنید ، کنار بگذارید یا مثل اینکه از شخصی تعبیر می کنید

شما گفته اید که با بزرگ شدن در ایندیانا ، Klan را دیده اید؟

من در این مورد باید واضح باشم ، زیرا من این را قبلاً گفتم ، و سپس یک چیز کلی در اطراف آن وجود داشت. من درمورد نوع گفتگویی که آخرین بار اتفاق افتاد گیج شدم.



درست است ، بعد از صحبت در مورد دیدن آن ، این مسئله که ممکن است در دهه 90 در آنجا اتفاق بیفتد تکذیب شد ، اما از آن زمان حق با شما ثابت شده است.

درست. من روی آنچه گفتم ایستاده ام ، یعنی من افرادی را می شناختم که در KKK نقش داشتند. دوستی داشتم که در ایندیانا بزرگ شد ، جایی که پدرش بسیار درگیر آن بود و آنها در خیابان از ما زندگی می کردند. و این چیزی است که من واقعاً در مورد آن نمی دانستم تا این که [این پسر را بیشتر دیدم]. من دیگر او را نمی بینم. آنها بخشی از زندگی من نیستند اما یک حضور ثابت کلان وجود داشت و در آن ، من مثل سالی یک بار صحبت می کنم. من به این رویدادها نمی روم - احساس می کنم این اتفاق در گرنجر یا South Bend بوده است. گاهی اوقات ، بیشتر رسمی بود و گاهی کمتر در شبکه قرار می گرفت. به نوعی حضور مداوم این گروه وجود داشت و چون شما با آن تربیت شده اید ، این مسئله می شود ... من هرگز آن را درک نکردم و از کالیفرنیا به ایندیانا نقل مکان کردم ، بنابراین در حال حاضر در یک شوک فرهنگی بودم . نه اینکه ایندیانا را با این قلم مو رنگ کنم ، کل کشور نژادپرست است ، زیرا اینگونه نیست.

مشاهده این مسئله چه تاثیری روی شما داشت؟

من واقعاً زمان زیادی را صرف انعکاس خود درمورد آن نکرده ام ، اما فقط یادم می آید که در آن زمان خیلی گیج شده بودم و می دانستم که این & amp؛ . نادان و متنفر ، و هیچ چیز که من می خواستم بخشی از آن باشم.

شما با بسیاری از کارگردانان باورنکردنی کار کرده اید ، آیا می بینید که کار را به جلو ادامه می دهید؟

نه ، من علاقه ای به کارگردانی ندارم. من خیلی خوش شانس بوده ام که با کارگردانان فوق العاده عالی کار کردم ، و کارگردانان بسیار خوبی می بینم و جهانی را که آنها می بینند نمی بینم. احساس می کنم به سختی می فهمم که چگونه کار خود را انجام دهم ، چه رسد به اینکه بخواهم با چیز دیگری درگیر شوم. من با افراد شگفت انگیز کار کردم ، و همین کار را با نویسندگان انجام داده ام. شما با نویسندگان بزرگی کار می کنید و مانند اوه هستید ، من نمی توانم این کار را انجام دهم. من در مقایسه با نویسندگان دیگر سعی نمی کنم جهان را با چیزی خسته کننده پر کنم.

مجموعه BlacKkKlansman

در مورد پروژه هایی که پیش رو دارید چه چیزی می توانید به اشتراک بگذارید؟ از افراد درگیر چه چیزی لذت می برید؟

در طول تابستان ، من دوباره با جیم [جارموش] و نوح باومباچ کار کردم. ما یک کار دیگر با هم انجام دادیم ، و من آنها را با هم جمع می کنم فقط به این دلیل که آنها از دوستان من هستند و وقتی شما برگردید و دوباره این کار را انجام دهید ، خلاصه سریعتر می شود. نه اینکه به خصوص با آن بچه ها حالت ایستاده وجود داشته باشد. وجود ندارد اما ما سریعتر یکدیگر را درک می کنیم ، و اگر کار می کند ، کار نمی کند یا هر چیز دیگری ، سریعتر به گردن می رسیم. چیز Sundance ، گزارش ، درباره برنامه CIA پس از 11 سپتامبر در مورد شکنجه است و این اسکات Z. Burns است که نوشت مطلع !. من آن فیلم را دوست دارم ، بنابراین کسی که روی آن فیلم کار می کند ، دوست دارم با او کار کنم. سودربرگ آن را برای من آورد و مثل این بود که ما به این چیز فکر می کنیم ، بنابراین با اسکات ملاقات کردیم و من او را خیلی دوست داشتم. این را بسوزان ، ما دو هفته دیگر با کری راسل و براندون اورانوویتس و دیوید فور شروع می کنیم. این نمایشنامه ای است که مدتهاست می شناسمش. لانفورد ویلسون نویسنده درخشان است و من نمایشنامه ای غیر از غیر انتفاعی [هنر در نیروهای مسلح] که با همسرم اجرا می کنم ، جایی که نمایش های معاصر برای مخاطبان نظامی انجام می دهیم ، انجام نداده ام ، بنابراین در حال مرگ برای انجام دوباره یک نمایشنامه.

امسال ، کار خود را کامل خواهید کرد جنگ ستارگان سه گانه با قسمت نهم . آیا بعد از این همه سال احساس یک سفر ماراتن کرده است؟

این دومین بار است که من کاری انجام می دهم که شش سال به طول انجامد. من فکر می کنم با جنگ ستارگان ، امسال شش سال است که من در مورد آن می دانم یا روی آن کار می کنم. من یک بار این تجربه را داشتم دخترا ، جایی که شش یا هفت سال از لحظه شلیک خلبان تا آخرین چیز گذشته بود. از آنجا که من کار می کردم ، همان چیزی است که من عادت کرده ام ، به نوعی ، جایی که کارهای دیگر خود را انجام می دهید ، و سپس به دیدن دوستان خود برمی گردید. همیشه بازگشت به آن گروه ها خوب است.

با دخترا ، واقعاً پایانی وجود نداشت ، بنابراین جالب بود که وقتی می رفتم آن را توسعه می دادم و فکر می کردم که همه چیز کجا می رود. با جنگ ستارگان ، من یک اطلاعات از کجا رفتن همه چیز داشتم ، و این همان جایی است که مدتهاست در ذهن من بوده است و همه چیز در حال پیشرفت بود. اگر چیزی وجود داشته باشد بسیار تئاتری است. چون در نمایشنامه هایی که من اجرا کردم ، با اجرای شش ماهه ، در آخرین روز ، شما سرانجام احساس خواهید کرد ، اوه ، اکنون من درک بهتری از آنچه می خواهم انجام دهم دارم. کاش می توانستیم این کار را دوباره انجام دهیم. کار کردن روی یک نمایشنامه ، سالاتی که می توانید از خود بپرسید بی نهایت است ، و این همان چیزی است که گاهی اوقات عذاب آور است - برای درست کردن آن فقط یک شات دارید. و شما می توانید کارهای زیادی را انجام دهید ، اما همه ما قرار نیست دوباره به هم برگردیم و این کار را انجام دهیم. اما برای کاری که شش سال انجام می دهید ، هنوز فرصت دارید که برگردید و کاری را کمی بیان کنید.

بگذارید تاریخ اکران فیلم سبک باشد