بن استیلر در مورد 'فرار در Dannemora' منافذ زنی از زندانی زندانی که گفته می شود در تختخواب و زندانیان فرار شده است: پرسش و پاسخ

Ben Stiller Escape Dannemora Jabs From Jailed Woman Who Allegedly Bedded Abetted Escaped Prisoners

فرار در Danemora



زمان نمایش

قلاب است که یک بار ترک می کند

انحصاری : [Spoilers Ahead!] سریال های محدود نامزد Golden Globe از Showtime فرار در Danemora نزدیک می شود ، زیرا زندانیان دیوید سوات (پاول دانو) و ریچارد مت (بنیسیو دل تورو) برای فرار به یکدیگر نزدیکتر می شوند در حالی که جویس تیلی میچل (پاتریشیا آرکت) از نقش خود در جنایت خود متزلزل می شود. این اپیزود حجاب را بر روی اینكه كدام سه نفر واقعاً برافراشته شده اند ، برداشته و زیبا نیست. در واقع ، این بسیار تکان دهنده است و تنها تصمیم بینندگان این است که تصمیم بگیرند کدام یک از آنها حقیرتر است. این مجموعه مورد ستایش قرار گرفته است ، اما کارگردان و تهیه کننده اجرایی بن استیلر با بیدار شدن از خواب متوجه شد که میچل واقعی از پشت میله های زندان به او و سریال حمله کرده است. در یک مصاحبه در صفحه اول زندان نیویورک پست - روزنامه ای که چندین سال پیش 'Shawskank' او را به اتهام کمک به فرار این دو زندانی پس از رابطه جنسی با آنها و برنامه ریزی برای کنار زدن همسر کارمند زندان خود ، لایل (اریک لنگ) ، ایجاد کرد. او می توانست با فراریان به مکزیک فرار کند - میچل بیرون رفت و در برابر سریال و استیلر متلاطم شد. وی در حال گذراندن یک هفت سال حبس برای نقش خود در فرار از زندان در سال 2015 در زندان اصلاحی کلینتون است که طبق گزارش این روزنامه ، یک شکار بیست میلیون دلاری 23 روزه آغاز شد که با شلیک مت به پایان رسید و عرق دو تیر به سینه زد و تقریبا کشته شد.



میچل انکار کرد که هنگام نظارت بر زندانیان در خیاط زندان با آنها خوابیده است و احساس می کند سریال از او سوitedاستفاده کرده و نقش خود را در زندان فرار کرده و اشتباه کرده است ، حتی اگر او اعتراف کرد که برای آزادی موقت ابزارهایی را که برای تونل زدن به مرغ های فرار از زندان داده بودند. در یک بحث گسترده در مورد فرار در Danemora ، استیلر اتهامات تلخ میچل را برطرف می کند و آخرین لحظات سریالی را که هفته آینده به پایان می رسد با دو ساعت پایانی که یکی از جسورانه ترین کارهایی که او در یک حرفه خطرپذیر انجام داده است ، به پایان می رساند. این مجموعه اسامی گلدن گلوب را برای بهترین سریال محدود و بهترین بازیگر زن در یک سریال محدود برای Arquette ترسیم کرده است. که در یک کارگر تنها زندان ناپدید می شود که با دو قاتل محکوم فریبنده در سمت وحشی قدم می زند.



ضرب الاجل : به نظر می رسد که تیلی را عصبانی کرده ای.

تنظیمات : بله ما انجام دادیم.

ضرب الاجل : او می گوید که با دیوید سویت و ریچارد مت نخوابیده است و احساس می کند مورد استثمار فیلم و شما قرار گرفته است. چگونه پاسخ می دهید؟



تنظیمات : ببینید ، این داستانی است که او همیشه تعریف کرده است. ما به مدت یک سال درباره این پروژه تحقیق کردیم. ما با بسیاری از افرادی که در خیاطی و دفتر بازرسی کل بودند صحبت کردیم. ما تا آنجا که می توانستیم از گزارش های پلیس ، مصاحبه ها اطلاعات کسب کردیم و سپس داستان خود را جمع کردیم. ما فکر می کنیم این یک نمایش واقعی از آنچه بود ادامه دارد. این یک مستند نیست. ما مجبور بودیم صحنه هایی را بر اساس این که استدلال می کنیم واقعیت است ، خلق کنیم. راهنمای من همیشه این بود که سعی کنم و آنچه را که فکر می کردم اتفاق افتاده بگویم. او می تواند در این مورد اختلاف نظر داشته باشد اما واقعیت این است که او به دلیل رفتاری ناشایست ، به دلیل رفتن به اتاق عقب با دیوید عرق ، از مغازه خیاطی بیرون رانده شد. فکر می کنم بین آنها 60 یا 70 یادداشت به عقب و جلو منتقل شده بود. او تصاویر برهنه از خودش را برای او ارسال کرد.

انواع مختلفی وجود دارد که نشان می دهد رابطه ای در جریان است. ما از آنجا دریافت کردیم از نظر استثمار او این داستانی بود که من می خواستم آن را به بهترین شکل ممکن تعریف کنم و واقعاً سعی کردم متن دنیایی که همه در آن زندگی می کنند را در نظر بگیرم. و واقعیت معنای کارگر بودن در زندان و شرایط که همه در آن قسمت از ایالت با آن سرو کار دارند. من فقط سعی داشتم داستان را به بهترین شکل ممکن و امیدوارم که سرگرم کننده باشد بدون بهره برداری. متاسفم که او چنین احساسی دارد. زندان بودن نمی تواند سرگرم کننده باشد و به خصوص من هیچ اراده بدی نسبت به او ندارم.

ضرب الاجل : دیوید مورس در نقش ژن پالمر ، نگهبان زندان که یکی از طرفداران کارهای هنری ریچارد مت بود ، بازی کرد و به یکی از زندانیان گوشت منجمد داده شده توسط جویس به پالمر را داد. تلی میچل که گفته می شود دارای تیغ اره برقی است که زندانیان برای بریدن از سلول و از طریق لوله بخار از سلول های خود جدا می کردند. در آن مصاحبه از زندان ، او حکم کوتاه خود را - که او چهار دوره از شش ماه را گذرانده است - در مقایسه با محکومیت سختش تحریک کرد. فکر می کردید او در واقع شریک فرار باشد؟



تنظیمات : او به جرم همدستی محکوم نشد. آنچه او انجام داد آوردن کالاهایی بود که قاچاق بود. او ادعا کرد که نمی داند در گوشتی که می آورد تیغه اره برقی وجود دارد. من در مورد او شناخت کافی ندارم تا بفهمم این دقیقاً درست است ، اما هرکسی که با او صحبت کردم فکر می کرد این همان چیزی است که جریان دارد. او قطعاً مورد علاقه کارهای هنری Matt و Sweat بود. با هرکسی که صحبت می کنید می گویند که او رابطه بسیار خوبی با ریچارد مت در زندان داشته و آنها یکدیگر را دوست دارند. David Sweat او را دوست نداشت و در صحبت با David Sweat ، به من گفت [پالمر] نسبت به او بسیار خشن بود و این همان جایی بود که وارد داستان شد. از نظر من این نشان دهنده روابطی است که در زندان ایجاد می شود ، به این دلیل که این مأموران اصلاحیه تقریباً همان زندانیانی که در زندان می گذرانند ، در زندان به سر می برند. اجتناب ناپذیر است که روابط به این شکل پیش بروند.

ضرب الاجل : شما واقعاً باید با دیوید سوات ، زندانی فراری که زنده مانده بود ، مصاحبه کنید؟

تنظیمات : آره. ما خوش شانس بودیم که توانستیم با او دیدار کنیم. من با بنیسیو و پاول با او به یک ملاقات رفتیم ، و ما پنج ساعت و نیم را با هم در تاسیسات اصلاحی Five Points در ایالت نیویورک گذراندیم ، قبل از اینکه او سال گذشته منتقل شود. پاتریشیا نیز یک بار با او ملاقات کرد. او با جزئیات بسیار نزدیک بود. من از او انواع موارد مربوط به فرار واقعی را پرسیدم. شما نمی دانید واقعیت چیست و دلیل آن این نیست که داستان جنبه او دارد ، اما واقعاً برای من مفید بود و فکر می کنم پل و بنیسیو با او ملاقات کرده و درک کنند که او در کمک به ما برای تعریف داستان چگونه بود.

ضرب الاجل : آیا او برخی از این مشخصات شخصی را که امروز جویس تیلی میچل اختلاف داشت ، بیان کرد؟

تنظیمات : من در این باره با او صحبت کردم و او اظهار داشت که آنها رابطه عاشقانه ای ندارند. اما آیا اعتراف می کند او آن شلوار کوچکی را که در قسمت اول دیده اید برای او ساخته است. او گفت ، 'خوب هیچ چیز عاشقانه ای وجود ندارد.' من گفتم ، 'خوب او آن عکسهای برهنه از خودش را برای شما ارسال کرد.' او خندید و گفت ، 'او کرد.' من گفتم ، و شما در واقع زیر پیراهن خود را به او دادید. 'او گفت ،' ما فقط با او اشتباه می گرفتیم. 'او سرانجام گفت ،' من فکر می کنم او عاشق من بود. 'دوباره ، شناختن حقیقت دشوار است اما برای من ، روبروی او نشسته ، احساس کردم چیزی وجود دارد دیگر آنجا که در مورد آن صحبت نشده بود و این مجوزی است که ما به عنوان فیلمساز گرفتیم. اگر در روده خود احساس نکنم که به حقیقت نزدیکتر است ، این کار را نمی کردم.

ضرب الاجل : آن رسوایی جنسی روایت محرک پوشش خبری روزنامه در مورد فرار و پیامدهای آن بود.

تنظیمات : این بخشی است که به سختی می توانم سازش کنم. این واقعیت که او اعتراف می کند با مات و نه با Sweat رابطه جنسی داشته است. به خصوص که هر دو اعتراف کردند که از علاقه او به [عرق] برای کمک به آنها برای فرار استفاده می کنند.

انتخابات در کدام کانال است

ضرب الاجل : مسیر فرار هزارتویی که عرق از طریق آن تونل شد تا از دیوار زندان بیرون بیاید ... شما باید تمام آن تور را انجام دهید. برش از آن لوله بخار فوق العاده چسبناک به نظر می رسید. ارزیابی شما چه بود؟

تنظیمات : من مجذوب این موضوع شدم و این قسمت عمده س ofالاتی بود که از او پرسیدم. چگونه او لوله را برید و همچنین چگونه آنها وقتی در Adirondacks بیرون بودند زنده ماندند ، همه مشخصات آن. من با او صحبت کردم که چگونه پشت سلول را برش داده و هر شب با ایجاد این سیستم قلاب با گیره های کاغذ و نوار نقاب ، رنده را بر روی سلول قرار می داد تا کسی نتواند ببیند که اگر آنجا باشد ، پشت سلولش آن جزئیات جذاب بود. وقتی او در مورد بریدن لوله صحبت کرد & hellip ؛ اگر با مردم آنجا صحبت کنید ، تئوری های توطئه وجود دارد. آیا او واقعاً خودش لوله را بریده است؟ برخی گفتند که دیگران برای اهداف تعمیر و نگهداری لوله را قطع می کنند یا به طور حرفه ای آن را بریده اند. وقتی به دو مستطیلی که بریده اید نگاه می کنید ، او گفت که پس از سه برش اول که زاویه قائم بودند یاد گرفته است. آخرین برش ، گوشه پایین دست راست ، یک برش منحنی است زیرا متوجه شد که سرعت این کار سریعتر از بازگشت و ملاقات با یکدیگر برای ایجاد برشهای دیگر است. چیزهای کوچکی از این دست باعث می شود باور کنم که او حقیقت را می گفت.

جزئیات واحد تهویه مطبوع که او ایجاد کرده است تا بتواند خونسرد باشد و در آنجا نفس بکشد ، بسیار باورنکردنی و جذاب است که وی اراده چنین کاری را دارد. اما شما یاد می گیرید که با هر کسی در زندان صحبت کنید ، او وقت زیادی را در دست دارد و اگر بخواهید روی آن تمرکز کنید می توانید آن را عملی کنید. او ادعا کرد که همه کارها را انجام داده و مت هیچکدام از آنها را انجام نداده است و این روشی است که ما آن را به تصویر کشیده ایم. مت با داشتن روابط خوب با افسران اصلاحات و گرفتن ابزارها از تیلی و تهیه این برنامه با او سر و کار داشت. آنچه [عرق] انجام داد و اینکه او می توانست آنجا را پیدا کند و به دیواره بیرونی برسد شگفت آور بود.

ضرب الاجل : ریچارد مت کسی بود که قبلا از زندان فرار کرده بود.

تنظیمات : او نیز در زندان مکزیک بوده است. او کسی را در آنجا کشته بود و به جرمی که قبلاً مرتکب شده بود به ایالات متحده تحویل داده شد. او بیشتر عمر خود را در م institutionsسسات گذراند. ما در قسمت دوم تصویری داریم ، رویای سوار شدن بر اسبش. این اتفاق زمانی رخ داد که وی هنگامی که 12 ساله بود ، از یک خانه نگهداری از خانه فرار کرد و سوار بر اسب شد و مدتی بیرون بود و سرانجام دوباره اسیر شد. این پسر ، مانند Sweat ، بسیاری از زندگی خود را به طور نهادینه سپری کرد ، که بر او نیز تأثیر گذاشت.

ضرب الاجل : اگر ورق های رپ آنها را می خوانید ، مت و Sweat مردان بسیار خطرناکی بودند اما تا قسمت امشب بود که به ما نشان دادید چقدر خطرناک است. شما در کل آنها را به عنوان شرور اهریمنی نشان ندادید. ریچارد مت بنیسیو دل تورو این هنرمند و رویایی است. Paul Sano’s David Sweat بسیار باهوش و شدید است. چرا انتخاب کردید که آنها را اینگونه نشان دهید؟

تنظیمات : من بیشتر می رفتم برای واقعیتی که در زندان داشتم. وقتی این افراد در زندان بودند ، هیچ یک از آنها وقتی در کلینتون بودند مشکلی ایجاد نمی کردند. بله ، مت قبلاً فرار کرده بود و کارهای خیلی بدی انجام داده بود. عرق معتقدم جرم او بیشتر جنایتی تکانشی و مت بیشتر قاتلی خونسرد بود. اما هر دو رفتار خوبی داشتند ، به این ترتیب در بلوک افتخار به جایی رسیدند که می توانستند ملافه هایی را جلوی سلول ها بگذارند ، تلویزیون کابلی تماشا کنند و غذا بپزند. این برای افرادی بود که رفتار خوبی داشتند ، مهم نیست که چه جرمی مرتکب شده اند. من فقط فکر کردم که نشان دادن واقعیت دو مردی که 12 یا 13 سال در زندان بودند و آنچه که تبدیل شده اند جالب است ، زیرا می دانند که این جنایات شنیع را در گذشته خود مرتکب شده اند ، اما نشان ندادند که آنقدر زیاد در سریال . من به عنوان مخاطب فکر می کردم این راهی است که شما آنها را در زندگی تجربه خواهید کرد. حتی اگر کسی سالها پیش کار وحشتناکی انجام داده باشد ، اینگونه نیست که او را تجربه کنید. با ملاقات دیوید سویت ، وقتی با او صحبت کردیم او بسیار دوست داشتنی بود و اساساً پسر خوبی بود که این گذشته را داشت و این کارها را می کرد. به نظر می رسید یک روش جالب تر است ، بنابراین وقتی ماهیت جنایات آنها را می فهمید کمی تکان دهنده تر خواهد بود و بیشتر بر شما تأثیر می گذارد.

ضرب الاجل : شما یک بار این را در نظر گرفتید و تصمیم گرفتید که کارگردانی نکنید. سپس دفتر بازرس كل ایالت نیویورك این گزارش 150 صفحه ای را منتشر كرد كه در آن تجزیه زندان و عواقب آن بیان شده است. این چه چیزی به شما داد که شما قبلاً نداشتید و باعث می شد احساس کنید می توانید این چیزی را فراتر از یک موضوع 'جدا شده از عناوین' بسازید.

تنظیمات : برت جانسون و مایکل تالکین نویسندگان بزرگی هستند و آنها یک خلبان فوق العاده و فیلمنامه دوم را بر اساس حدس و گمان نوشتند. فکر می کردم خیلی خوب نوشته شده است ، اما آنچه برای من واقعاً علاقه مند بود واقعیت اتفاقات و جزئیات چگونگی اتفاق افتادن چنین چیزی در این دوران است. با همه فن آوری های موجود در جهان و اینکه چگونه حل جرم ما پیچیده است. آنچه در این زندان می گذشت بسیار قدیمی بود. این جزئیات و روابط انسانی شرح داده شده در گزارش بازرس کل بسیار جذاب بود. این منبع اصلی ما شد. این همان چیزی است که من بدنبال آن بودم. آن گزارش ، و کاوش در مصاحبه های انجام شده ، و پس از آن ، قادر به ملاقات با افرادی که در آن بودند. و سپس به كلینتون رفت و با زندان همکاری داشت ، به لطف دفتر فرماندار كه از وزارت اصلاحات و خدمات اجتماعی امور خارجه نیویورك درخواست كرد تا در این زمینه كمك كنند ، كه این كار را كردند. همین امر باعث گشودن و جذابیت بیشتر آن شد. حتی از طریق تیراندازی ، ما در مورد نحوه کارکرد سیستم و نحوه عملکرد این افراد بیشتر یاد می گرفتیم. آن جزئیات انسانی برای من بسیار جذاب بود.

ضرب الاجل : شما افراد زیادی از هر دو طرف ، نگهبان و زندانی داشتید که در صحنه ها ظاهر می شدند و به شما مشاوره می دادند. شما فکر می کنید این یک چشم بزرگ سیاه برای زندان بوده است و در آنجا ، در حال فیلمبرداری این مجموعه بودید.

تنظیمات: تا شش هفته قبل از تیراندازی اینگونه نبود. در تولید ، این تقریباً نزدیک است. ما بیش از یک سال روی آن کار کرده بودیم و من خودم را استعفا داده بودم که ما مجبور به پیدا کردن مکان دیگری برای شلیک بودیم و هرگز نمی خواهیم داخل کلینتون را ببینیم و باید به آن اعتماد کنیم. تحقیق ما ما این آخرین تلاش خندق را کردیم تا با [فرماندار ایالت نیویورک اندرو کوومو] صحبت کنیم. این همه چیز را برای ما باز کرد. او احساس کرد که این یک داستان جالب است و تصمیم گرفت به ما کمک کند. او می دانست کلینتون چیست و یک اکوسیستم در آنجا چقدر جذاب است. از نظر سیاسی ، او طرفدار اصلاحات در زندان است و من نمی دانم که چگونه این تصمیم شخصی او را برای باز کردن این مسئله بازی کرد. اما او با اداره اصلاحات صحبت کرد و گفت ، 'من می خواهم زندان را به روی این فیلمسازان باز کنم ، این به آنها کمک می کند داستان را به روشی واقعی تر تعریف کنند.' این تفاوت ایجاد کرد.

ما در زندان با آنها آشنا شدیم و در ابتدا روابط متشنج بود زیرا فرماندار به آنها می گفت این کار را انجام دهید تا به ما کمک کنید. همانطور که زمان بیشتری را در آنجا می گذراندیم ، آنها دیدند که هدف ما این است که داستان را به روشی واقعی تعریف کنیم. من کمدی نمی ساختم ، یا آنها را مسخره نمی کردم و نکته اصلی برای ما این بود که آنها ما را به سمت برخی از کارمندان سابق کلینتون که مشاور فنی ما در مورد افسران اصلاحات بودند ، راهنمایی کردند. هر روز که در سلول سلول تیراندازی می کردیم ، شخصی به نام جیم فکتو داشتیم که 30 سال در کلینتون بود و منبع شگفت انگیزی بود و به ما گفت که چگونه هر صحنه را با توجه به آنچه در بلوک سلول اتفاق افتاده است ، انجام دهیم. بازیگران سابق ما که در نقش زندانیان بازی می کردند ، قبلاً تجربه زندان بودن را داشتند ، بنابراین ما فقط از آنها خواستیم که آن را پر از واقعیت کنند و به ما بگویند چه اتفاقی می افتد که احساس واقعی یا درست نیست. اریک جنسن مشاور اصلی ما شد و او با تیلی و مت و سویت بسیار در مغازه خیاطی بود و در نهایت در بازی با پسری درگیر شد که در قسمت 5 با هم درگیر می شود. داشتن این دیدگاه های کنار هم به ما کمک می کند تا آنچه را ترکیب کنیم نسخه ما از داستان شد. ما تمام مدت به آنها تکیه می کردیم.

ضرب الاجل : علی رغم مخالفت های واقعی تیل ، بازی پاتریشیا آرکت از او نقش اصلی سریال شماست.

تنظیمات : پاتریشیا اولین کسی بود که به او رفتیم و اولین کسی بود که بله گفت ، حتی قبل از اینکه این تنظیم را در هر جایی انجام دهیم. مایکل و برت و برایان زوریف با فیلمنامه ها به من مراجعه کردند و در ابتدا من نه گفتم اما وقتی گزارش بازرس کل بیرون آمد من نزد آنها رفتم و گفتم ، آیا شما هنوز هم به مدیر احتیاج دارید؟ من دوست دارم از ابتدا با شما شروع کنم. سپس به پاتریشیا رفتیم ، و سپس مجبور شدیم آن را تنظیم کنیم. او در تمام طول راه ماند ، که آسان نیست. ما خوش شانس بودیم که Showtime دید چه چیزی ممکن است باشد و پشت سر آن قرار گرفتیم.

ضرب الاجل : او واقعاً 45 پوند اضافه کرد؟ به نظر می رسد که او واقعاً خودش را به این کار انداخت.

تنظیمات : او هیچ مزخرفی نیست ، همه چیز راجع به شخص کار کاملاً جلوتر است. به عنوان یک بازیگر ، برای اینکه بتوانم بیهوده ای را از پنجره به بیرون پرتاب کنم و بگویم ، من فقط قصد دارم این شخصیت را ساکن کنم و از یک طرف ، می توانی بگویی ، من آن را درک کردم ، این یک پروژه معتبر خواهد بود. اما احساس کردم او این کار را با تنها هدف انجام می داد تا بفهمد چگونه تلی باشد ، نسخه او از تیل ، که برای او منطقی بود. بنابراین ، این در مورد چیز دیگری برای پاتریشیا نیست. شما با او ملاقات می کنید و نحوه صحبت کردن او در مورد موضوعات را به عنوان یک فعال می شنوید. او واقعاً به کار دیگری که فکر می کند انجام یک کار صحیح است ، اهمیت نمی دهد. به عنوان یک بازیگر ، هدف او این است. و او بسیار کوچک است ، بنابراین برای او به دست آوردن 40 پوند ... این همه تفاوت را ایجاد کرد. من فکر می کنم که او هرگز نگران این نبود که تیلی را دوست داشتنی جلوه دهد. او می خواست او را فردی به تصویر بکشد که احساسات و انگیزه ها و دلایلی برای انجام کارهایی دارد که برای او بسیار واقعی و قابل توجیه است. او به عنوان یک بازیگر اعتماد کرد که برای مخاطبان به اندازه کافی جالب باشد و آنها با او سوار شوند. وقتی او را تماشا می کنید گیج می شوید. در یک لحظه ، شما بروید ، من مجذوب او شده ام ، و سپس ، من نمی توانم باور کنم که او این کار را انجام داده است اما من برای او متاسفم. آیا او دستکاری می شود ، یا دستکاری می شود ، یا هر دو؟ او فقط شخصیت بود و سعی نمی کرد یک چیز یا چیز دیگر را بازی کند.

ضرب الاجل : اریک لنگ در نقش لایل میچل ، شوهر کارمند زندان تیلی بازی می کند که در آن قسمت آخر قصد داشت مواد مخدر را بکشد و بکشد. به نظر می رسید او یک شخصیت خارج از فارگو است ، اما هنوز منتظر است تا او زندان خود را به پایان برساند. با تمام تحقیقات خود ، از او چه می کنید؟

تازه از زمان هوای قایق

تنظیمات : من هرگز فرصتی برای گفتگو با او نداشته ام. ما به ما رسیدیم اما درک من این بود که او نمی خواست با ما صحبت کند. احساس من این است که با خواندن درباره او و تماشای مصاحبه با او ، این عشق واقعی را به او نشان می دهد و اینکه آیا او ساده لوح است یا آنچه را که می خواهد بشنود می شنود یا نمی خواهد آن را باور کند ، این س questionsالاتی است که می توانید پاسخ نمی دهید زیرا شما نمی توانید بدانید درون یک شخص چه می گذرد. اما برای ما که داستان را تعریف می کردیم ، احساس کردیم مهم است که به او نشان دهیم & hellip ؛ آسان است که به او نگاه کنیم و فکر کنیم او نسبت به آنچه واقعاً اتفاق می افتد ساده لوح یا نادان است ، اما او همچنین پسری است که به نظر من از نظر اخلاقی بیشتر از همه بیشتر است شخص محوری در داستان. او به احساسی که نسبت به او دارد پایبند است و در پایان سریال ، او فردی است که کارهای بیشتری را که انتظار دارید در آن مرحله داشته باشید ، انجام می دهد.

ضرب الاجل : بنیسیو دل تورو و پاول دانو به اندازه شما به ساخت فیلم مشغول هستند. فراتر از آنکه شباهت زیادی به آن زندانیان داشته باشد ، منظور آنها از این سریال چیست؟

تنظیمات : همه چيز. آنها سنگ بناهای سریال بودند. چنین بازیگران با استعدادی که بسیار متعهد بودند. نمی توانم تصور کنم که شخص دیگری آن نقش ها را بازی کند. هر دو به همان قسمت هایی رفتند كه پاتریشیا انجام داد ، می خواستند بفهمند این شخصیت ها چه کسانی هستند و چرا آنها آنچه را كه انجام دادند انجام دادند. وقتی در حال بازی با پسری مثل ریچارد مت هستید ، که چیزی شبیه به یک هیولا است ، اما همچنین جذاب و کاریزماتیک است ، می خواهید به او انسانیت دهید و من احساس کردم بنیسیو فهمیده است که در هسته اصلی او یک فرد شکسته است. ما نباید برای او متأسف شویم ، اما او یک انسان است.

در سطح فنی ، پاول 20 پوند عضله پیدا کرد و کل بدن را تغییر داد. اگر پل را اصلاً می شناسید ، او هیچ شباهتی به شخصیت او ، دیوید سویت ندارد. سطح اصالت او در بازی با این پسر و اینکه چگونه خصوصیاتی را که در [عرق] می دید به من تحمیل کرد. کاری که او انجام می دهد به اندازه هر کاری که پاتریشیا یا بنیسیو انجام می دهند حیرت انگیز است زیرا او واقعاً شخصی را مجسم می کند که درگیری دارد ، دارای مشکلات عصبانیت است ، سعی می کند چیزی باشد که در زندان نیست و در نهایت شخصی است که می توانید با او شناخته شوید. اگرچه وقتی می بینید که او واقعاً به عنوان یک جنایتکار و قتلی که بخشی از آن بوده است چه کاری انجام داده است ، آشتی برای آن سخت است. شما باید دو بازیگر جذاب داشته باشید که می خواهید فرار را تماشا کنید ، و این هسته اصلی نمایش بود.

ضرب الاجل : جذابیت شما در بیان یک داستان در شکل طولانی در مقایسه با انجام فیلم چیست؟ به نظر می رسید که انجام این کار مدت زیادی طول کشید.

تنظیمات : این دو سال آخر زندگی من بوده است ، اما هر مرحله از آن جذاب و برآورده کننده بوده است. متأسفانه این مواد ، این نوع داستان ها ، اکنون فرصت چندانی برای انجام آنها در فیلم ها ندارند. این فقط واقعیت تجارت فیلم است. برای من که فرصتی برای انجام این کار داشتم ، برای اینکه Showtime به من اجازه می داد کاری متفاوت از آنچه قبلاً به عنوان کارگردان دیده بودند را انجام دهم ، خوشحال کننده بود. در درون من ، همیشه احساس می کردم این خیلی به کاری که می خواهم انجام دهم ، یعنی فیلمی که با تماشای آن و دوست داشتنش بزرگ شده ام ، ارتباط دارد. داشتن فرصتی برای انجام این کار در تلویزیون بسیار عالی بود. با دیدن آن به صورت هفتگی ، شما فقط چنین چیزی را در فیلم ها ندارید. فیلم شما اکران می شود و یا آخر هفته آخر مردم می روند یا نمی روند. یک فیلم کوچکتر ، تعداد محدودی از مردم این فیلم را می بینند تا وقتی که وارد تلویزیون شود. این که در تلویزیون باشد و آن مکالمه مشترک را با مخاطبان زیادی انجام دهد و به او اجازه دهد که وقت بگذارد و مخاطب بتواند آن را کشف کند ، وقتی که شما به اندازه من وقت صرف آن کرده اید واقعاً تحقق می یابد. گفت وگو و گفت وگو با مخاطب هیجان انگیز است. خود شلیک چالش برانگیزی بود. اگر بخواهم دوباره این کار را انجام دهم ، این کار را متفاوت انجام می دادم و بیشتر تیراندازی می کردم زیرا ما حدود هشت ماه به طور مستقیم شلیک کردیم.

ضرب الاجل : شما باید این مناظر کوهستانی را که کاملاً از یک فیلم مایکل مان به نظر می رسید فیلمبرداری کنید & hellip؛

تنظیمات : یکی از موارد مورد علاقه من این است آخرین موهیکان.

ضرب الاجل : این همان چیزی است که با دیدن عکسهای خود از کوه به آن فکر می کنید.

تنظیمات : ما مجبور شدیم سریال را به عقب بکشیم. ما از ماه آگوست شروع کردیم و بنابراین مجبور شدیم قسمت هفتم و شکار را شروع کنیم و این ما را وارد این موضوع کرد. این بسیار ناهموار و سرگرم کننده بود و سپس ما در داخل کلاستروفوبیک بیشتری پیدا کردیم ، اما آن روز اول دستگیری پل بود و روزهای دیگر دستگیری و قتل بنیسیو بود. این هفته اول تیراندازی ما بود. آن جمعه King's Wok بود ، جایی که شخصیت پاتریشیا دچار حمله اضطراب شد. آن لحظه ای بود که همه بازیگران باید در آن می پریدند. برای آنها بسیار سخت تر از من بود.